| طالبان حالا بازیهای جهانی و منطقهای را بهتر از گذشته درک میکنند و میدانند که هرگونه واکنش شتاب زده چه پیامدهایی برای آنان خواهد داشت | ||||
| تاریخ انتشار: ۲۳:۳۸ ۱۴۰۴/۱۲/۶ | کد خبر: 178937 | منبع: |
پرینت
|
|
سکوت محاسبه شده طالبان: از دوحه تا دهلی و از اسلام آباد تا تهران؛
پرسش اصلی این است که: چرا طالبان برخلاف گذشته این بار در برابر بمباران پاکستان واکنش فوری نشان ندادند؟
به نظر میرسد طالبان حالا بازیهای جهانی و منطقهای را بهتر از گذشته درک میکنند و میدانند که هرگونه واکنش شتاب زده چه پیامدهایی برای آنان خواهد داشت.
در معادلهای بزرگ در سطح ژیوپولیتیک جهانی؛ پاکستان بخشی از بلوک غرب محسوب میشود و افغانستان نیز طبق تفاهم نامهی دوحه و نگاه تاریخی و راهبردی غرب؛ همچنان در حوزهی نفوذ سیاستهای غربی قرار دارد؛ جغرافیایی که همانند گذشته باید سیاست خارجیاش به نیابت از غرب توسط پاکستان مدیریت شود و در امور داخلیاش آزادی عمل داشته باشد. طالبان نیز با همین هدف به قدرت رسانده شدند.
اما برخلاف سنت تاریخی و تصور اولیه؛ اینبار طالبان به یمن لابیگریهای خلیلزاد، کوشیدهاند همانند دوران امانالله خان، مستقیماً با آمریکا رابطه برقرار کنند و به نحوی نقش پاکستان را دور بزنند؛ امری که برای اسلامآباد قابل پذیرش نیست.
در زمان امانالله خان؛ هنگامی که او با روسیه بلشویکی وارد تعامل شد و برخلاف خواست انگلیس تعهد داد مخالفان روسیه را از افغانستان اخراج و به آسیای مرکزی منتقل کند؛ این اقدام نقض آشکار پیمان او با بریتانیا بود. طبق آن پیمان، امانالله در امور داخلی آزاد بود؛ اما سیاست خارجیاش را انگلیسها مدیریت میکردند. همین اختلاف سبب شد بریتانیا تصمیم به کنار زدن او بگیرد و چنین نیز شد.
حالا نیز به نظر میرسد تاریخ در حال تکرار شدن است. طالبان طبق پیمان دوحه تعهد داده بودند که مطابق منافع جریان غربی عمل کنند؛ اما پنج سال گذشته نشان داد که برخلاف این تعهدات؛ نه تنها با پاکستان بهعنوان تطبیق کننده اهداف غرب، هماهنگ عمل نکردند؛ بلکه به دشمن تاریخی و راهبردی آن، یعنی هند، نزدیکتر شدند. این نزدیکی با خواست تاریخی بخشی از پشتونها درباره پشتونستان نیز همسو است و منافع هند را با طالبان گره زده است. چنین روندی برای پاکستان حکم مرگ تدریجی دارد و به هیچ وجه قابل پذیرش نیست.
از سوی دیگر، گرایش طالبان به بلوک شرق؛ بهویژه روسیه و ایران؛ نه تنها خلاف خواست آمریکا است؛ بلکه با منافع هند نیز در تضاد قرار میگیرد. در شرایطی که آمریکا با تمام توان وارد منطقه شده و درگیر مهار ایران است و نشانههای واقعی از یک رویارویی بزرگ دیده میشود؛ اعلام طالبان مبنی بر همکاری با ایران در صورت حمله آمریکا برای واشنگتن کاملاً غیرقابل قبول بود.
بهنظر میرسد حملات اخیر پاکستان به طالبان با چراغ سبز آمریکا در همین راستا انجام شده باشد تا به آنان هشدار داده شود که از خطوط قرمز عبور نکنند و مراقب گفتار و رفتار خود باشند.
جالب این که تنها کشوری که این حملات را محکوم کرد، هند بود. هم زمان سفر نخست وزیر هند به اسراییل نیز حامل پیامی روشن است: حمایت از اسراییل و انتقال پیام طالبان به اسراییل و آمریکا مبنی بر این که در جنگ احتمالی ایران و آمریکا بیطرف خواهند ماند و شاید حتی پیام آمادگی برای همکاری.
طالبان به خوبی میدانند که اگر در چنین جنگی دچار اشتباه محاسباتی شوند، سرنوشتی مشابه سال ۲۰۰۱ در انتظار شان خواهد بود.
به صورت کلی میتوان گفت که منطقه ای ما در آستانه ای یک بازی بزرگ و چندلایه قرار گرفته است؛ بازیای که بازیگران متعدد و منافع متضاد فراوانی در آن دخیلاند و پیامدهای آن هنوز روشن نیست. اما یک نکته قطعی و روشن است: طالبان و جریانهای همسو در منطقه دیگر نمیتوانند مانند گذشته بدون مهار و بدون هزینه عمل کنند.
دوران «اسب بیزین» بودن آنان رو به پایان است.
جلالی