| ورود طولانی مدت مستقیم پاکستان به درگیری با طالبان، میتواند به ابزاری برای تحریک احساسات ملی گرایانه در داخل افغانستان توسط طالبان بینجامد | ||||
| تاریخ انتشار: ۲۱:۱۴ ۱۴۰۴/۱۲/۸ | کد خبر: 178954 | منبع: |
پرینت
|
|
درگیری های میان طالبان و پاکستان، مانند دعواهای مادر و دختری است که با یکدیگر ناسازگار شده اند.
دعواهای لفظی و تمرد یکی در برابر دستورات آن دیگری، اکنون به مرحله گیس کشی رسیده است.
پیش از این، پاکستان هیچ گاه طالبان افغانستان را هدف قرار نداده بود، بلکه اعضای تی تی پی را در خاک افغانستان تعقیب میکرد، اما حملات هوایی دیشب پاکستان به قندهار و کابل، نشان داد که طرف پاکستانی از تمردهای فرزند نامشروع و ناخلف خود به تنگ آمده و به دنبال تنبیه جدی او است.
برای پاکستان، ضربه زدن به طالبان، سهل و ساده است. نفوذ پاکستان در بدنه طالبان و اشراف اطلاعاتی اش بر رهبران طالبان آنقدر گسترده است که به راحتی میتواند ضربات جبران ناپذیری به آنها وارد کند، اما تا این لحظه، همچنان از چنین اقدامی خود داری میکند.
حملات شب گذشته پاکستانی ها هرچند که وارد فاز جدیدی شده، اما همچنان تنبیهی است نه براندازانه. این حملات، اگر آن بخش عصیانگر طالبان را به خود آورد، پاکستان به مقصود رسیده، اما اگر باز هم عصیان ببیند، آنگاه دو اتفاق ممکن است بیفتد:
اول اینکه چهرههای وفادار به پاکستان ممکن است وارد عمل شوند.
باید منتظر بمانیم که به طور مشخص، سراج الدین حقانی از درون طالبان و گلبدین حکمتیار در خارج از ساخنار طالبان میتواند وضعیت را به نفع پاکستان بالانس کنند یا نه؟
اگر چهره هایی از این دست، موفق نشوند یا نخواهند با پاکستان همکاری کنند، انگاه پاکستان، دختر متمرد خود را با یک داماد خشن، تنبیه خواهد کرد.
دعوت طالبان از رهبران مخالف طالبان، دقیقا به معنای گفتگو با آنها در جايگاه داماد خشن است.
اگر پاکستان تصمیم بگیرد که مسیر تادیب طالبان را جدی تر تعقیب کند، حمایت از مخالفان میتواند یک گزینه جدی باشد.
ورود طولانی مدت مستقیم پاکستان به درگیری با طالبان، میتواند به ابزاری برای تحریک احساسات ملی گرایانه در داخل افغانستان توسط طالبان بینجامد اما
کمک به مخالفان این گروه برای آزادسازی ولایات شمالی، هم طالب را تادیب میکند و هم پاکستان را از درگیری مستقیم با طالب رهایی می بخشد.
سازمان اطلاعات پاکستان ISI، در حمایت از جریان های معارض و فعال کردن ظرفیت قدرت آنها. تجربه گرانسنگی را با خود طالبان به دست آورده و اکنون میتواند از همین تجربه برای مهار خود طالبان استفاده کند.
تنها مشکل پاکستان، تامین مالی جنگهای احتمالی است. اما اگر همچنان به عنوان پيمانکار در حال فعالیت باشد، در تامین مالی هم مشکل چندانی نخواهد داشت چه اینکه کارفرما آمریکا باشد یا چین.
همآغوشی هند و اسراییل، یقینا بر رویکردهای پاکستان اثر خواهد گذاشت. اگر آمریکا نتواند موازنه میان هند و پاکستان را به درستی مدیریت کند، آنگاه پاکستان را باید در آغوش چین بپنداریم.
نکته آخر اینکه رابطه طالبان با هند، گرم و عمیق است و در شرايط فعلی، با پاکستان در مسیر تنش.
از سوی دیگر، تنش میان ایران و آمریکا نیز به اوج خود رسیده و طالبان نمیتواند همزمان هم با هند به عنوان متحد استراتژیک اسراییل رابطه قوی داشته باشد و هم با ایران.
به گمانم ایران ناچار خواهد شد میان طالبان و هند از یکسو و پاکستان از سوی دیگر، یکی را انتخاب کند. چرا که رفاقت صمیمی با دو دشمن، شدنی نیست.
سید احمد موسوی مبلغ