| هشتم مارچ اگر قرار است معنایی داشته باشد، باید روز خشم باشد، نه روز تبریک. روزی برای یادآوری اینکه رهایی زن با خواهش و تمنا به دست نمیآید | ||||
| تاریخ انتشار: ۲۰:۵۹ ۱۴۰۴/۱۲/۱۷ | کد خبر: 178997 | منبع: |
پرینت
|
|
من به هشتم مارچ باوری ندارم، نه بهخاطر اینکه رنج زن را انکار کنم، بلکه دقیقاً برعکس، به این دلیل که میدانم این رنج را نمیشود با یک روز در تقویم تسکین داد. روزی که در آن چند پیام تبریک نوشته میشود، و از همه بدتر تمام افرادی که در حق زن و زنانگی جنایت کردهاند، فرصتی پیدا میکنند که پیامهای تبریکی بنویسند و سپس به کارهای زن ستیزانه خود برسند.
یا در بهترین حالت چند گل مصنوعی دستبهدست میگردد و بعد همان نظم کهنه دوباره برمیگردد و زن را به همان جای همیشگیاش میراند.
برای من، هشتم مارچ بیشتر شبیه مراسمی است که نظامهای سیاسی و اقتصادی برای آرام کردن وجدان خود و یا نیز به راه انداختن نمایشهای مزخرف ساختگی برای فریب توده زنان ساختهاند. سرمایهداری و مردسالاری، همانهایی که بدن زن را کارگاه کار ارزان، کارگاه فرزند آوری محض، زمینه تسلط، زمینه اختیار و ناموسسازی و... کردهاند.
زنان را به خانه راندهاند و سپس خانه را به زندانی خاموش مبدل کردهاند.
ناگهان یک روز در سال به یاد زن میافتند؛ چند شعار، چند کمپاین، چند سخنرانی، و بعد دوباره همان چرخه استثمار.
در این سرزمین که زن را قرنها میان سنت، مذهب، قبیله و قدرت دستبهدست کردهاند، برای من، آزادی زن نه با گل و تبریک میآید، نه با کمپاینهای نرم و عکسهای لبخندزده در شبکههای اجتماعی و کیکهای مزخرف و مضحک به مناسبت روز زن. آزادی زن وقتی معنا پیدا میکند که ساختارهایی که او را به حاشیه راندهاند فرو بریزند؛ همان ساختارهایی که کار زن را نامرئی میکنند، صدایش را خفه میکنند و بدنش را میدان کنترل میسازند.
هشتم مارچ اگر قرار است معنایی داشته باشد، باید روز خشم باشد، نه روز تبریک. روزی برای یادآوری اینکه رهایی زن با خواهش و تمنا به دست نمیآید؛ با دگرگونی ریشهای مناسبات قدرت به دست میآید. تا وقتی کار و ثروت و قدرت و تعریف قانون در دست مردان زنستیز باقی بماند، زنِ کارگر، زنِ فقیر، زنِ حاشیهنشین، دختر مردانهپوش، و ... همچنان در پایینترین پله این جهان ایستاده خواهد ماند.
من به روزی در تقویم باور ندارم.
به انقلابی باور دارم که هنوز نیامده است.
سایه نویس
>>> 🕳👈 از شمایانی که هویت اصیل قومیتی-تباری تان از سوی رژیم های فاشیستی افعانپشتونیزم ربوده و یا ترور شده است.
و در عوض، با هویت جعل، انتحاری و ناتباری (افغان=پشتونی) که ملبس شده اید!
پس به اساس کدام شناسه اصیل!؟ دعوای باورمندی بودن را بر خودتان دارید که واضح است ندارید !؟؟
>>> به محترمه سایه نویس سلام، با بعضی از قسمت های نوشتار تان موافق هستم، اما زن تا زن است! در شوروی سابق ازین روز جشن با شکوه میګرفتند، اما به دخترکا یا نلغه ګک ها میګفتند که تشنګی جوان فعال کمسومول و کمونیستان جوان را رفع کنید. حتی به جوان ها تکت تعداد استفاده دختر میدادند! درین مورد در یوتیوب یک ریسرج علمی، تحقیقی و تاریخی موجود است. غربی ها از هوس حتی امروز هم یاد میکنند که زنان روسیه، اوکراین، بیلاروس و قفقاذ مقبولترین و سکسی هستند.
در هالند، جرمنی و دیګر ممالک اروپای غربی از زنان و دختران اروپای شرقی در باردل ها منحیث برده سکس و پورنو استفاده میکنند. بعد از جنک اوکراین میلیون ها زن و دختر اوکراینی در غرب آواره شدند و تا امروز سو استفاده میشوند.
زن های غربی همچنان اوبجکت سکس و دریافت پول هستند، که در پورنوګرافی، بیزنس مقبولترین زن جهان، برای ریکلامها، در بازی بوکس دخترک های نیمه برهنه با نیکر تار دار به روی ستیج میآیند و دمبه نمایی میکنند! پس صرف اوبجکت سکس هستند.
در ممالک اعراب زن همچنان وسیله رفع شهوت است، زن ها هم کیف میکنند اما موقف شان مفعولانه است، در بسیاری ادیان پولیګامی رواج است، اما همی زن است که امباق میشود و به خانه اطفال دار میدراید، که زندکی شهوانی خود را تامین کند.
یکتعداد زن های افغانستان شرینی خوری، عروسی، قلین، تخت جمعی افغانی میخواهند، سکس غربی میخواهند، در عروسی ها ګند افغانی میخواهند اما در زندګی روزمره نیمه برهنګی و یا کالای چسپ که اعضای بدن شان نمایان شود و یا شکم لوچ میخواهند! نه کار خانه را پیش برده میتوانند، و نه هم در فکر اولاد داری مسولیت ندارند. میګویند سزای قوروت آب ګرم است! در بسیاری از ممالک طلاق یک پروسه رایج است! در اعراب با ګفتن طلاق سه بار، مسله ختم است و همین باعث شده که الی ۳۰ فیصد خانم های مطلقه دارند. در ممالک اروپای و امریکایی الی ۶۰ فیصد زوج ها در ۶ ماه از هم جدا میشود.
سوال من از شما اینست، پس کدام فورمول زندګی را شما پیشنهاد میکند، که ما هم انرا تعقیب کنیم!منتظر جواب تان ! موفق باشید!
لمر
>>> به نویسنده گرانقدر سایه نویس !!!
گله و شکایت شما کاملا قابل توجه است ،اما نمیشود که یکسره تجلیل از این روز را مقاطعه کرد...رسم چنین است که در جهان برای هر موضوع مهم روزی را تعیین کرده اند تا همیشه به خاطره ها زنده باشد.
زن و یا جنس مونث با تاسف از تمام زوایا مورد تحقیر و اهانت قرار گرفته است ، گرچه تاریخ تمدن بشر برای ما از دوره مادر سالاری داستانهایی دارد ،اما با طبقاتی شدن جامعه یی بشری دگر زن به شهروند دست دوم تقلیل یافت و مذهب هم به تقلیل مقام زن در جامعه صحه گذاشت....زن از نظر مذاهب که به طور کل مردان مبلغ آن بوده اندگنهکار است...قرنها کاتولیکها زن را مظهر شر و گناه میدانستند بخاطر آنکه از حکم خدا نافرمانی کرده و با شیطان موافقت کرده است...قرنها کشیشان کلیسا میگفتند که بر شانه های یک مرد عیسی بن مریم سوار است و بر شانه های یک زن شیطان. ؟؟؟؟
در اسلام با وجود دادن حقوق بیشتر به زن نسبت به ادیان دگر باز هم رنج بیکران زن خاتمه نیافته است... ، زن کنیز میشود ،خرید و فروش میشود ، از طرف مالک خود مثل یک متاع تحفه داده میشود ،طور موقت یا دایمی ... در جنگها جز غنیمت جز دارایی مردان فاتح میشود و یا در بعضی کشور های اسلامی بنام نکاح صیغه یی برای یک ساعت و یا چند ساعت و چند روز و یا بیشتر بخاطر کسب پول به فحشا کشانده میشود ...این حالت زن در کشور های عقب مانده اسلامی طبقاتی است و اکنون وضع زنان. ما در افغانستان فاجعه بارور از همه ای جهان است و این فاجعه یی انسانی اکثرا شامل حال زنان و دختران از طبقات محروم جامعه است....و زنان وطن ما از بیکاری و بینوایی و عدم آزادی های فردی رنج بیکران میکشند
اما در تاریخ تاریک افغانستان باز هم روزنه هایی امید برای زنان افغانستان وجود داشته و مدتی زنان و دختران ما توانسته اند خود را منحیث یک نیروی قابل ملاحظه در جامعه تبارز دهند اما این روزنه ها ی امید با توطیه های خارجی ها و همکاری بی شایبه یی خود افغانها با خارجی ها باز بسته گردید...
من از دوره یی طلایی شاه امان الله حرف میزنم ،دوره ایکه خرید و فروش زن هزاره منحیث برده منع قرار داده شد تعلیم و تربیه برای دختر لازم گردانید شد.. نکاح دختر صغیره ممنوع گردید و دختران برای کسب تحصیل به ترکیه رفتند ..این تحول عظیم یک قرن قبل در افغانستان صورت گرفت...که متاسفانه دیر دوام نکرد و با مخالفت روحانیون و ملایان ،مداخلات امپریالیزم انگلیس و فیودالها قرار گرفت...
دوره ای انقلابی و کاملا جدی برای رهایی زن از اسارت جهل و مرد سالاری سالهای 1980 در افغانستان در زمان حاکمیت جمهوری دموکرتیک افغانستان است ...حزب و دولت اینرا میدانست که بدون بهبود وضع اقتصادی جامعه بخصوص زنان تامین حقوق زنان آنهم در جامعه یی سنتی افغانستان کار دشوار است ...فلهذا دولت زنان را عملا در کار زار تولیدی ،اداری ،هنری نظامی و در عرصه ای معارف وارد جامعه کرد و زن عملا با حقوق مساوی با مردان دست و آستین را بر زده و در اعمار وطن سهم گرفتند ،اما با دریغ باید گفت که اینبار نیز زنان و دختران ما شانس نداشتند و آرزو ها و تمایلات شان برای آزادی های انسانی توسط مردان جامعه بنام جهادی و غیره برباد شد...آلبته مشکلات و کمبودی ها در پروسه ای کار و تلاش برای رهایی زنان از قید اسارت جامعه یی فیودالی وجود داشت ...ولی این کمبودی میتوانست مرفوع گردد اما زمان یاری نکرد.
یاد دهانی از این مسایل برای شما و انعده خواهران ما این است که اگر شما از چنین لحظات و سالهای پرخاطره برای بلند بردن نقش زن در جامعه خبر ندارید ،بفرمایید به اسناد معتبر تاریخی مراجعه کنید اسناد زیاد هم کهنه و قدیمی نیست ... انرا مطالعه کنید تا از کار کرد های دولت آن زمان و نقش زنان از کارگر تا معلم و از مامور تا وزارت واقف گردید و انرا برای نسل جوان مثال بیاورید البته من ادعا ی این را ندارم که اندوره کاملا در موضع عالی بود . نی ،مشکلات سنگ اندازی ها و راه دشوار عملا وجود داشت و افغانستان هم در گیر یک جنگ نیابتی تحمیلی از طرف ناتو و همسایگان خود بود....
در سالهای حاکمیت ج.د.ا. روز هشتم مارچ با شکوه تجلیل میشد ...از زنان ممتاز و پیشقدم در همه عرصه ها تقدیر صورت میگرفت ...جوایز نقدی داده میشد ،در یک کلام ، زن در اندوران به یک بازوی توانا، برای پیشرفت افغانستان به حساب میرفت ....در حالیکه در جوامع غربی تحلیل از هشتم مارچ یک موضوع کاملا فرعی و غیر قابل تجلیل است...
با تاسف که هیچ از یک از افرادی که خود را آگاه از مسایل میشمارند ،از اندوره یاد نمیکنند ، بر عکس فقط و فقط یک ساز را مینوازند ....
حتی مورخین خارجی و ژورنالیستان خارجی عین موقف را دارند زیرا همه باید با سیاست امریکا موافق باشند ورنه روزی شان قطع میگردد.
یکی از ژورنالیستان نسبتا شناخته شده که برای دستگاه شیطانی BBC کار میکرد و شاید هم هنوز کار کند ،حامد علمی است ،این شخص منحیث ژورنالیست بیشترین جفا را در حق زنان افغانستان کرده است اینها برای یک مشت پول صدا و قلم شانرا در خدمت صهیونیستها+ امپریالیستها قرار دادند ...
ببرک کارمل در آخرین مصاحبه یی خود با حامد علمی در کانتینر که زندگی میکرد ،خطاب به این ژورنالیست فروخته شده گفت” : شما هم شریک بدبختی های فعلی مردم افغانستان استید....”
منظور از حرفهای ببرک کارمل این بود که قلم یک ژورنالیست باید در خدمت انسان زحمت کش و رنجدیده باشد نه در خدمت انهاییکه برای بربادی بشریت کار میکنند و حامد علمی جز چنین ژورنالیستهای است که مالکین آنها جنایتکارانی اند که نام و اعمال شان در Jeffrey Epstein Files موجود است و همین جنایتکاران میخواهند جهان را با ریختاندن خون اطفال ،زن و مرد رهبری کنند و پول بیاندوزند...
زنده و پیروز باد زنان زحمت کش جهان
فخر اهنگر
>>> به کامنت دهنده بنام لمر. !!!
کامنت شما کاملا از شخصیت کاذب و فاسد شما در رابطه به زن و مصیبت هاییکه زن در دنیا بخصوص جامعه ای عقب مانده چون افغانستان نمایندگی میکند.نمیدانم در کجا و در کدام عصر با افکار طالبانی تان زندگی میکنید..
خود شما بگویید که زن در جامعه مطلقا مرد سالاری افغانستان چه موقف دارد ،یقینا درد آور که جناب شما منکر آن استید.
از زنان و دختران شوروی گفته اید خدمت جناب باید بگویم که همین زنها و دختران شانه به شانه ای دولت شوروی خرابی های ناشی از جنگ دوم جهانی را ترمیم کردند...تحصیل کردند ،داکتر و انجنیر شدند ...در غرب اگر فحشا است علنی است ،هر کس در تعیین شغل از روسپی بودن تا سیاستمدار شدن آزاد است ...
فحشای پنهان که زشت تر از بازار های فحشا و پورنوگرافی در اروپا است در ایران ،افغانستان و پاکستان وجود دارد و این انتخاب زنان دوشیزگان افغانستان ایران و پاکستان نیست بلکه بالای آنها از جانب پست ترین مردان سیاسی تحمیل گردیده است..هیچ دختر از دامان مادر فاحشه بدنیا نمی اید این جامعه فرتوت طبقاتی است که زن و دختر را کنیز میگیرد و سیستم سیاسی حاکم انرا تایید میکند...دختر در خرد سالی نکاح میشود ،فحشا بخاطر پیدا کردن یک لقمه نان .البته که عمل غلط و نادرست است ...در این کشور ها نه تنها زنان و دختران شکار جو حاکم در جامعه استند بلکه پسران نوبالغ نیز به لجنزار کشانده میشوند در پاکستان و افغانستان ملیونها طفل در روی جاده ها بخاطر لقمه نان بی سرپناه اند ،آیا شما کور استید و نمیبینند؟؟؟؟
اگر ،زن و دختران شما در دشواری های اقتصادی ،گرسنگی فقر به سر میبردند و بخاطر تکه نانی منت پست ترین انسانها را متقبل میشدند ،به انسان و انسانیت دشنام نمیدادید ؟؟
خطاب به تمام انهاییکه اگر ظرفیت نوشتن را ندارید ،بهتر است سکوت کنید و به زن و دختر افغانستان که اسیر پنجه های مردان نامرد اند توهین نکنید....
حنظله