| چین و روسیه از طولانی شدن درگیری آمریکا و ایران سود ژیوپلیتیک میبرند؛ زیرا گرفتار شدن واشنگتن در یک جنگ پرهزینه میتواند تمرکز و توان راهبردی آمریکا را در دیگر مناطق جهان کاهش دهد | ||||
| تاریخ انتشار: ۰۰:۴۱ ۱۴۰۴/۱۲/۲۶ | کد خبر: 179034 | منبع: |
پرینت
|
|
با افزایش تنشها در خلیج فارس، تنگه هرمز بار دیگر به یکی از حساسترین نقاط ژیوپلیتیک جهان تبدیل شده است. این گذرگاه باریک دریایی که بخش بزرگی از نفت جهان از آن عبور میکند، نه تنها برای کشورهای منطقه بلکه برای کل اقتصاد جهانی اهمیتی حیاتی دارد.
در هفتههای اخیر، دونالد ترامپ از کشورهای متعهد و همپیمانان سیاسی و نظامی ایالات متحده خواسته است برای تأمین امنیت مسیر کشتیرانی در تنگه هرمز به یک ایتلاف بینالمللی بپیوندند. با این حال، بسیاری از متحدان سنتی آمریکا از جمله کشور های اروپایی و اعضای مقتدر نانو از پیوستن به چنین ایتلافی خودداری کردهاند. برخی دولتها نگران آن هستند که مشارکت نظامی مستقیم، بحران را تشدید کرده و منطقه را وارد مرحلهای خطرناکتر از تنشها سازد.
در چنین شرایطی، نگاههای ترامپ پس از ناامیدیهای گسترده بیش از هر زمان دیگری به سوی چین معطوف شده است؛ کشوری که یکی از بزرگترین مصرفکنندگان انرژی در جهان محسوب میشود و بخش بزرگی از نفت مورد نیاز خود را از مسیر تنگه هرمز تأمین میکند. همین وابستگی انرژی باعث شده است که نقش احتمالی چین در امنیت این آبراه حیاتی به موضوعی مهم در محافل سیاسی و اقتصادی تبدیل شود.
اهمیت این گذرگاه تنها به حجم تجارت امروز نفت محدود نمیشود. بر اساس برآوردهای بینالمللی، ذخایر اثباتشده نفت جهان حدود ۱.۷ تریلیون بشکه تخمین زده میشود؛ مقداری که با نرخ فعلی مصرف، تنها برای چند دهه آینده کفایت خواهد کرد. بسیاری از تحلیلگران حوزه انرژی معتقدند منابع قابل استخراج نفت ممکن است حدود ۵۰ سال دیگر دوام داشته باشد. در چنین شرایطی، هر مسیر انتقال انرژی اهمیتی استراتژیک پیدا میکند و تنگه هرمز به یکی از حیاتیترین شریانهای اقتصاد جهانی تبدیل میشود.
در همین حال، هزینههای این بحران نیز به سرعت در حال افزایش است. گزارشها نشان میدهد که هزینه عملیات نظامی ایالات متحده در منطقه از مرز ۲۱ میلیارد دلار عبور کرده است؛ رقمی که شامل استقرار ناوهای جنگی، عملیاتهای هوایی مداوم، تأمین مهمات پیشرفته و حفاظت از مسیرهای دریایی میشود. ادامه چنین هزینههایی فشار قابل توجهی بر بودجه نظامی آمریکا وارد کرده و بحثهای تازهای درباره پایداری اقتصادی این درگیری به وجود آورده است.
در سوی دیگر این معادله، روابط اقتصادی چین و ایران نیز عامل مهمی در محاسبات سیاسی پکن به شمار میرود. چین و ایران یک توافق اقتصادی و تجاری بلندمدت با ارزشی در حدود ۵۰۰ میلیارد دلار دارند؛ توافقی که شامل همکاریهای گسترده در حوزه انرژی، زیرساخت و تجارت است. همین پیوندهای اقتصادی باعث میشود که پکن در تصمیمگیریهای خود درباره بحران منطقه با احتیاط بیشتری عمل کند.
در همین حال، برخی تحلیلگران معتقدند که چین و روسیه از طولانی شدن درگیری میان آمریکا و ایران سود ژیوپلیتیک میبرند؛ زیرا گرفتار شدن واشنگتن در یک جنگ پرهزینه میتواند تمرکز و توان راهبردی آمریکا را در دیگر مناطق جهان کاهش دهد.
از سوی دیگر، ایران اعلام کرده است که تنگه هرمز برای کشتیهای جهانی بسته نشده و تنها عبور کشتیهای مرتبط با ایالات متحده و اسراییل را منع کرده است. به همین دلیل، این پرسش مهم مطرح میشود که اگر مسیر برای بسیاری از کشورها همچنان باز باشد، آیا چین حاضر خواهد شد برای گشودن کامل تنگه هرمز هزینههای سنگین نظامی و حضور مستقیم نیروهای خود در منطقه را بپذیرد؟
ترامپ در اظهارات اخیر خود تأکید کرده است که کشورهایی که بیشترین بهره را از این مسیر حیاتی میبرند، باید در تأمین امنیت آن نیز مشارکت داشته باشند. اما در حالی که بسیاری از متحدان واشنگتن از ورود مستقیم به ایتلاف پیشنهادی آمریکا اجتناب کردهاند، اکنون توجهها بیش از هر زمان دیگری به موضع چین دوخته شده است.
با وجود این فشارها، سیاست سنتی پکن معمولاً بر اجتناب از ورود به ایتلافهای نظامی و تأکید بر دیپلماسی و گفتگو استوار بوده است. چین در بسیاری از بحرانهای بینالمللی ترجیح داده است نقش میانجی یا بازیگر اقتصادی را ایفا کند، نه یک بازیگر نظامی مستقیم.
اکنون پرسش اصلی این است که آیا چین در شرایط کنونی حاضر خواهد شد نقشی فعالتر در تأمین امنیت این گذرگاه حیاتی ایفا کند، یا همچنان مسیر دیپلماسی و کاهش تنشها را ترجیح خواهد داد.
پاسخ این پرسش میتواند تأثیری فراتر از یک بحران منطقهای داشته باشد. تصمیم پکن ممکن است نه تنها آینده تنگه هرمز، بلکه توازن قدرت در نظام جهانی و امنیت انرژی در دهههای آینده را نیز تحت تأثیر قرار دهد. در شرایطی که بازارهای جهانی با نگرانی تحولات منطقه را دنبال میکنند، بسیاری اکنون منتظرند ببینند چین چه تصمیمی خواهد گرفت.
برخی آگاهان سیاسی بر این باورند که آمریکا تحت رهبری ترامپ در بحران پیچیده خاورمیانه و جنگ با ایران گرفتار شده است و چین تمایلی برای رهایی واشنگتن از این وضعیت نخواهد داشت. آنچه بیش از همه توجه برمیانگیزد، خوشبینی ترامپ در حالی است که همزمان درگیر یک رقابت سخت اقتصادی با چین نیز هست و در عین حال دست یاری به سوی همان کشور دراز کرده است.
به این ترتیب، به نظر میرسد دونالد ترامپ امید دارد که گره یکی از پیچیدهترین بحرانهای ژیوپلیتیک امروز جهان در نهایت به دست چین گشوده شود.
با احترام
عارف عرفان
لندن،مارچ ۲۰۲۶