| چرا تمام تلاش های دولت مداران، دولت ها و حکومت ها، سیاست ورزان و مبارزان عرصۀ سیاست و جامعه در این صد سال اخیر به شکست انجامید؟ | ||||
| تاریخ انتشار: ۲۳:۴۴ ۱۴۰۵/۱/۷ | کد خبر: 179079 | منبع: |
پرینت
|
|
چرا تمام تلاش های دولت مداران، دولت ها و حکومت ها، سیاست ورزان و مبارزان عرصۀ سیاست و جامعه در این صد سال اخیر به شکست انجامید؟
از سال 1921 که شاه امان الله خان اقدام به تدوین نظامنامه دولت افغانستان یا در واقع قانون اساسی افغانستان کرد و این نظامنامه در 73 ماده دوسال بعد در لویه جرگۀ ننگرهار و لویه جرگۀ پغمان تصویب شد تا سال 2021 که دولت جمهوری مورد حمایت امریکا و غرب سقوط کرد، یکصد سال می گذرد.
در این صد سال چه از سوی برخی از زمام داران این دوران و حکومت های شان و چه از سوی گروه های مختلف و متفاوت سیاسی تلاش بسیار صورت گرفت تا افغانستان را در عرصه های مختلف حیات انسانی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و غیره متحول سازند و تغییر دهند. هرچند آنها چه در مسند قدرت سیاسی و چه بیرون از میدان قدرت دارای افکار و برنامه های مختلف و حتی متفاوت و متضاد بودند، اما هر کدام در زمان خود در این یکصد سال تلاش بسیار انجام دادند، ایستادگی کردند، جنگیدند و حتی جان خود را از دست دادند و قربانی افکار و برنامه های خود شدند.
وقتی شما به تلاش و ایستادگی و سرسختی آنها از امان الله خان تا اشرف غنی نگاه کنید، می بینید که هیچکدام این زمام داران و دولت های افغانستان به آسانی و بدون هیچ مقابله و ایستادگی، از افکار و برنامه های خود، نگذشتند. برخی تا آخرین توان جنگیدند، بعضی هم پس از ایستادگی و جنگ زیاد فرار کردند و شماری هم جان خود را از دست دادند و کُشته شدند.
صرف نظر از اینکه افکار و برنامه های آنها خوب بود یا بد و صرف نظر از اینکه، با افکار و برنامه های آنها در عرصۀ دولت داری و مدیریت و ادارۀ افغانستان با نگاه مخالفت دیده شود یا موافقت، اما آنها تا آخر و حتی با کمک تجاوز خارجی و حمایت نظامی و مالی کشورهای خارجی تلاش کردند که با افکار و طرح و برنامه های خود و حکومت شان افغانستان را مدیریت کنند.
اما سوال اصلی این است که افغانستان چرا در این یکصد سال علیرغم تلاش ها و ایستادگی های زمامداران، دولت ها و سیاست ورزان و سیاست مدارانش و گروه های مختلف روشنفکری و سیاسی چپ، راست، لیبرال، ناسیونالیست و به قول کرزی هر بد و بلای دیگر، در مسیر ثبات و توسعۀ پایدار انسانی و اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و علمی قرار نگرفت و از نظر توسعۀ انسانی و اجتماعی چون تعلیم و تحصیل دختران و زنان در همان جایی ایستاده است که صد سال پیش ایستاده بود؟
محمد اکرام اندیشمند
>>> چون چوچه های انگلیس مانند خودشان به مردم نادان مانند رمه وگله حیوانات نیاز دارند نه به جامعه دانشمند وپویاوروشن چون دختران ریشه واساس روشنی یک جامعه هستند با حفظ حجاب وکرامت انسانی که خداوند برای شان داده است.
آریا از جرمنی
>>> زیرا ما بدبخت ها در گروه طلسم همان عرب هایی جاهل بربر قرن هاست بد مانده ایم که امروز نقاب از چهره هایی کریه شان پایین افتادو غلام بچه گی شان به شیطان و مولی کراسی غرب به همه آشکار شد. همین خوش باوری به بهشت بربر ها بود و است که اشرار تربیه شده در دیوبندی هند بریتانیایی و بعد چرکستان دالخور (شیطانچه وهابی ها) مملکت و مردم را برباد دادند.
امید با سر آغاز پروسه آزاده گی بعد از جنگ بر حق و مقدس ایران و جمع شدن گلیم امریکایی تروریست و وهابی های پست فطرت و شیطان صفت از منطقه مردم ما هم به هوش بیایند و بدانند که دانایی و معرفت راه نجات است و نه سرسپرده گی و خواب خماری بهشتی!!!!!!!!!
آتش خاوری
>>> از آغاز تشکیل افغانستان منحیث یک منطقه حایل میان دو ابر قدرت وقت یعنی امپراطوری بریتانیای کبیر و امپراطوری روسیه تزاری،غرض عدم رویارویی نظامی دو ابرقدرت با یکدیگر،بازهم به یکدیگر اطمینان نداشتند،چنانچه در زمان امارت دوست محمد خان زمانی که سفیر روسیه تزاری به افغانستان می اید،عاجل بعداً سفیر انگلیس نیز به افغانستان می آید و کفتگو ها با امیر افغانستان به نتیجه نمیرسد،در نتیجه جنگ اول افغان و انگلیس صورت میگیرد.
به همین طریق جنگ دوم افغان انگلیس و بعداً شروع و ختم جنگ اول جهانی و تشکیل دولت کمونستی در روسیه تزاری توسط لنین و تأثیرات آن در قتل امیر حبیبالله خان و تشکیل دولت امان الله خان و بعداً سفر امان الله خان به خارج و دوباره برگشت او و خواستار ساخت یک جامعه دموکراتیک مطابق معیار های غربی و مقاومت مردم و در نتیجه از بین رفتن دولت امان الله خان و تشکیل دولت حبیب الله کلکانی و آمدن نادرشاه از فرانسه و تشکیل دولت پادشاهی و اختلافات او با همقطاران امان الله خان و دستگیری و اعدام آنها که منجز به قتل خود نادرشاه شد و در نتیجه سرپرستی دولت توسط هاشم خان برادر نادرشاه به شکل دیکتاتوری و پادشاهی طاهرشاه و ختم جنگ جهانی دوم و استعفی هاشم خان و صدراعظمی شاه محمود خان که دیکتاتور نبود و صدر اعظمی داود خان و مخالفت او با پاکستان روی موضوع خط دیورند و نزدیکی روابط او با شوروی وقت و تجهیز و تمویل قوای مسلح افغانستان توسط شوروی وقت. بحران کیوبا در سال ۱۹۶۱ که باعث خروج راکت های اتمی امریکا از ترکیه که عضو ناتو بود و دعوت از ظاهرشاه به امریکا،بخاطر تشکیل جبهه جدید علیه شوروی و استقبال شایان از ظاهرشاه .قتل جان کنیدی و ترس طاهرشاه که شاید شوروی در عقب آن باشد و در نتیجه تشکیل لویه جرگه و تشکیل قانون آزادی فعالیت احزاب سیاسی و قانون علیه استخدام اعضای خانواده سلطنتی در مقام های بلند دولتی و استعفی دارد خان از صدارت.
بحران جنگ اسراییل و فلسطین و تحریم نفتی غرب توسط کشور های عربی و مشکلات اقتصادی غرب و در نتیجه سؤ استفاده از موقع شوروی برای کودتا علیه ظاهرشاه در افغانستان.
سفر جیمی کارتر به ایران بخاطر نزدیکی دوباره روابط با کشور های منطقه و در نتیجه داود خان را نیز به طرف خود کشیدن.
قهر شوروی بالای داود خان و در نتیجه انقلاب ثور.
دفاع غرب و کشور های عربی و مسلمان و چین از مجاهدین.
شکست شوروی و برآمدن قوای شوروی از افغانستان وتجزیه شوروی.
سقوط دولت داکتر نجیب و تشکیل دولت مجاهدین و جنگهای داخلی میان آنها و صدور جهاد به کشور های آسیای میانه بشمول تاجکستان.
سفر برهان الدین ربانی به ماسکو و مذاکرات صلح برای تاجکستان در ماسکو و در نتیجه ختم جنگ در تاجکستان.
خشم بیل کلینتن رییس جمهور وقت امریکا از نزدیکی روابط ربانی با روسیه و در نتیجه دعوت از بی نظیر بوتو به واشنگتن و تشکیل گروه طالبان علیه دولت ربانی.
بی نتیجه ماندن مذاکرات صلح بین اسراییل و فلسطین با وساطت بیل کلینتن و خشم کشور های عربی و خواست عربستان بخاطر خروج پول های خود از بانک های امریکایی.
انتخابات امریکا و پیروزی جورج بوش پسر در انتخابات و توطئه بازدهم سپتامبر توسط وی و قلمداد کردن القاعده در عقب این حادثه مه همه اتباع آن از عربستان سعودی بودند و رهبر القاعده در افغانستان با طالبان بود و در نتیجه حمله به افغانستان.
بیست سال جنگ در افغانستان و گرفتن سه تریلیون دلار بودجه برای جنگ و خورد و برد آن.
شروع ریاست جمهوری دونالد ترامپ و گرفتن پنج تریلیون دلار بودجه برای مبارزه با ویروس کرونا و خورد و برد.
تقاضا مایک پومپیو از دونالد ترامپ برای یک کم ذره حق برای او نیز ازین پول ها.
رد تقاضای مایک پومپیو.
مایک پومپیو نیز مذاکرات دوحه را براه انداخت و پول های زیادی از کشور های عربی گرفت و توافقات را نیز خودش امضا نکرد و توسط یک امریکایی افغان تبار به امضا رساند.
زمانی که جو بایدن رییس جمهور شد. سه راه داشت.
یا باید توافقات را فسخ میکرد و جنگ ادامه میداشت. درینصورت دونالد ترامپ بالای او انتقاد میکرد که ما صلح کردیم و او جنگ را ادامه داد.
اگر توافقات را قبول میکرد،بازهم پیش دونالد ترامپ کم می آمد که تدافقات او را قبول کرد.
بنأ یگانه راه این بود که دولت را به طالبان تحویل میداد.
و بدیتصورت حالا تقریباً پنج سال میشود که طالبان در سر قدرت هستند و این که رییس جمهور آینده امریکا چه خواهد کرد،معلوم نیست.
اما اگر احیاناً کشور های جهان یکجا شوند و توسط کمک هایشان یک رییس جمهور زن را در امریکا انتخاب کنند،امکانات تحولات بخاطر حقوق زن ها در افغانستان میرود و در سطح بین المللی نیز شاید کشور های دنیا از توطئه ها جنگ های امریکا در جهان برای مدتی در امان باشند.
>>> قسمی که دیده شد،تمام تحولات در افغانستان ریشه هم در تحولات داخلی افغانستان دارد و هم در تحولات بین المللی. اما تحولات بین المللی و مداخلات بین المللی زیادتر تأثیر داشته است.