مقاومت، «اسراییل» را خلع سلاح می‌کند
مقاومت هیچ نشانه‌ای از کاهش شدت تهاجم خود نشان نمی‌دهد و تمام شواهد حاکی از تداوم تولید مهمات تهران با سرعتی بالا در شرایط جنگی است 
تاریخ انتشار:   ۱۵:۴۱    ۱۴۰۵/۱/۱۷ کد خبر: 179124 منبع: پرینت

امپراتوری در حال فروپاشی: مقاومت، «اسراییل» را خلع سلاح می‌کند.
ایالات متحده و «اسراییل» پس از دو ماه درگیری با ایران، با اتمام ذخایر مهمات خود مواجه‌اند؛ در حالی که تهران به تولید ادامه می‌دهد و نسبت هزینه به مبادله‌ای استراتژیک و ویرانگر را آشکار می‌سازد که غرب توان تحمل آن را ندارد.

ایران نه‌تنها از طریق حملات سیستماتیک و پی‌درپی پهپادی و موشکی، رژیم صهیونیستی و اهداف امپریالیستی را در سراسر غرب آسیا تحت فشار قرار داده و خلع سلاح کرده است (طرح: علی الهادی چمیس برای المیادین انگلیسی)، بلکه هم‌زمان با ورود جنگ جنایتکارانه صهیونیستی-آمریکایی علیه ایران به دومین ماه خود، این درگیری برای متجاوزان چنان پرهزینه و ویرانگر بوده که زنگ هشدار به صدا درآمده است. شکست شرم‌آور در سرکوب جمهوری اسلامی از طریق حملات هوایی، احتمال انجام نوعی عملیات زمینی از سوی ایالات متحده را افزایش داده؛ عملیاتی که به‌طور گسترده یک مأموریت انتحاری تلقی می‌شود. واشنگتن همچنین بیش از ۸۵۰ موشک تاماهاوک و ۱۰۰۰ رهگیر پدافند هوایی را با نرخی مصرف کرده است که پنتاگون آن را «نگران‌کننده» توصیف می‌کند. در این فرآیند، «اسراییل» به‌سرعت به مرز خلع سلاح کامل نزدیک می‌شود.

در ۲۴ مارس، اندیشکده نخبگان وابسته به دولت بریتانیا، مؤسسه خدمات متحد پادشاهی (RUSI)، تحلیل ناامیدکننده‌ای از ۱۶ روز نخست این جنگ منتشر کرد. یک «ابزار دفترکل» داخلی که «مصرف شدید مهمات پیشرفته» توسط ایالات متحده و رژیم صهیونیستی را ردیابی می‌کند، ۱۱,۲۹۴ شلیک را در این بازه محاسبه کرده که در مجموع هزینه‌ای نزدیک به ۲۶ میلیارد دلار داشته است. در نتیجه، موجودی سلاح‌های رهگیری دوربرد و مهمات حمله دقیق ایالات متحده -و به‌تبع آن اسراییل- «در حال اتمام است» و برای جبران آنچه از دست رفته، احتمالاً هزینه‌ای دو برابر این مبلغ سرسام‌آور لازم خواهد بود.

مقاومت هیچ نشانه‌ای از کاهش شدت تهاجم خود نشان نمی‌دهد و تمام شواهد حاکی از تداوم تولید مهمات تهران با سرعتی بالا در شرایط جنگی است. حتی رسانه‌های غربی نیز اذعان کرده‌اند که هزینه زرادخانه پهپادی و موشکی ایران کسری از هزینه‌های گذشته و آینده مربوط به تلاش برای سرنگونی آن است. به گفته RUSI، جنگ علیه ایران یک «آسیب‌پذیری حیاتی» را در هسته قابلیت‌های جنگی امپراتوری آشکار کرده است: «نسبت هزینه به مبادله‌ای استراتژیک و ویرانگر که ظرفیت صنعتی غرب برای تحمل آن آماده نیست.»

بیش از دوازده نوع مهمات مختلف توسط ایالات متحده و «اسراییل» در طول ۱۶ روز نخست درگیری شلیک شده است، «با نرخی که به‌نظر ناپایدار می‌رسد». اکنون، رگبار بی‌وقفه تهران «همچنان به تخلیه حیاتی‌ترین دارایی‌های ایتلاف ادامه می‌دهد» — RUSI محاسبه می‌کند که حملات موشکی و پهپادی به‌طور متوسط روزانه شامل ۳۳ حمله موشکی و ۹۴ حمله پهپادی بوده است. در مقابل، تحلیل این سازمان نشان می‌دهد که «به‌زودی شاهد سقوط» واشنگتن و تل‌آویو خواهیم بود. افزون بر این، مدیرعامل راین‌متال هشدار داده است که ذخایر مهمات جهانی امپراتوری «خالی یا تقریباً خالی» است.

بدین‌ترتیب، جنگ صهیونیستی-آمریکایی علیه ایران به «مسابقه‌ای برای استقامت» تبدیل شده است که در آن «برتری تعیین‌کننده به بازیگری منتقل می‌شود که بتواند اقتصاد دفاعی خود را حفظ کند و حیاتی‌ترین دارایی‌هایش را دوباره پر نماید.» بر اساس روندهای فعلی نبرد، جمهوری اسلامی این برتری را قاطعانه در اختیار دارد و به حفظ آن ادامه خواهد داد. ایالات متحده ممکن است تنها چند هفته با تمام شدن موشک‌های تهاجمی زمینی — از جمله موشک‌های رهگیر ATACMS که بسیار مورد تحسین قرار گرفته‌اند — و سامانه پدافندی ثاد (THAAD) فاصله داشته باشد. RUSI به‌طور مشابه پیش‌بینی می‌کند که موشک‌های رهگیر «آرو» متعلق به «اسرائیل» تا ماه آوریل «احتمالاً» «کاملاً از رده خارج» خواهند شد.

علاوه بر هزینه‌های هنگفت، حتی با حفظ سطوح تولید پیش از جنگ، سال‌ها طول خواهد کشید تا آنچه در عرض کمی بیش از دو هفته علیه ایران هزینه شده، جایگزین گردد. همان‌طور که این روزنامه‌نگار در ۲۴ مارس مستند کرد، بستن تنگه هرمز توسط تهران، پایگاه صنعتی دفاعیِ از هم‌پاشیدهٔ امپراتوری را به‌کلی مختل کرده است. کالاها و قطعات اصلی برای ساخت و نگهداری سیستم‌های دیجیتال و الکترونیکی و مهمات هدایت‌شونده دقیق که تاکنون روزانه به‌وفور از این تنگه عبور می‌کردند، اکنون کمیاب‌تر شده و هزینه آن‌ها رو به افزایش است.

«هشدار مداوم»
ایران نه‌تنها از طریق حملات سیستماتیک و متناوب پهپادها و موشک‌ها، رژیم صهیونیستی و اهداف امپریالیستی را در سراسر غرب آسیا مغلوب و خلع سلاح کرده، بلکه با فلج کردن حداقل ۱۲ رادار و پایانه ماهواره‌ای ایالات متحده و متحدانش در منطقه، نرخ موفقیت رهگیری را به‌شدت کاهش داده و در عین حال، تعداد مهمات لازم برای سرنگونی آخرین رگبار شلیک‌شده از تهران — که اغلب ناموفق بوده — را افزایش داده است. در برخی موارد، تا ۱۱ موشک رهگیر پاتریوت به سمت یک موشک ایرانی و تا هشت موشک رهگیر به سمت یک پهپاد شلیک می‌شود.

همان‌طور که در گزارش ۲۶ مارس اندیشکده بسیار بانفوذ صهیونیستی، جینسا (JINSA)، آمده است: «حملات ایران هزینه‌های فزاینده‌ای را بر هر جزء از معماری دفاعی تحمیل کرده است.» جمهوری اسلامی «با یک برنامه آگاهانه برای تضعیف قابلیت‌های ایالات متحده و متحدانش، از طریق حمله به هر عنصر از معماری‌های پدافند هوایی آن‌ها» وارد این درگیری شد. در این فرآیند، «برخی از توانمندترین و گران‌ترین حسگرها» در موجودی جهانی واشنگتن نابود شده‌اند و شانس کمی برای تعمیر آن‌ها در کوتاه‌مدت وجود دارد.

این حسگرها در بسیاری از موارد، صراحتاً یک سیستم «هشدار اولیه» را در اختیار رژیم صهیونیستی قرار می‌دهند و شکافی عمیق و رو به گسترش را در شبکه شناسایی و هشدار تل‌آویو ایجاد می‌کنند. به‌همین‌ترتیب، شناسایی و مقابله با پهپادهای ایرانی — که «اغلب از نوآوری‌های تاکتیکی روسیه در جنگ اوکراین الهام می‌گیرند» — به‌طور معمول «بسیار دشوارتر از موشک‌ها» از آب درمی‌آید و دو برابر تعداد اهداف را با دقت نقطه‌ای مورد اصابت قرار می‌دهد. برخی از سیستم‌های حسگر ایالات متحده به‌سادگی نمی‌توانند رگبارهای پهپادهای شاهد در ارتفاع پایین -از جمله آن‌هایی که به‌طور خاص برای مقابله با پهپادها طراحی شده‌اند- را شناسایی کنند.

فقط پهپادهای شاهد نیستند که ویرانی به بار آورده‌اند. به گزارش جینسا، کل مقاومت به‌طور فزاینده‌ای در حال استقرار پهپادهای هدایت‌شونده فیبر نوری «مقاوم در برابر پارازیت جنگ الکترونیک» و پهپادهای دید اول شخص «برای حملات دقیق علیه اهداف نقطه‌ای» است. سایر پهپادهای ایرانی مجهز به موتورهای جت هستند که آن‌ها را به‌طور قابل‌توجهی سریع‌تر از شاهدها می‌کند و رهگیری‌شان را حتی دشوارتر می‌سازد. با پیشرفت درگیری، تهران به‌طور فزاینده‌ای به موشک‌های بالستیک حامل کلاهک‌های خوشه‌ای متکی شده است که تا ۸۰ ریزمهمات را در ارتفاع بالا رها می‌کنند و در مناطقی به وسعت چندین مایل پراکنده می‌شوند.

جینسا ارزیابی می‌کند که بیش از نیمی از کل موشک‌های ایرانی که تاکنون در طول این درگیری شلیک شده‌اند، کلاهک‌های خوشه‌ای حمل می‌کرده‌اند؛ در مقایسه با سه مورد استفادهٔ شناخته‌شده در طول جنگ فاجعه‌بار ۱۲ روزه. «حتی یک رهگیری موفقیت‌آمیز تضمین نمی‌کند که بمب‌های کوچک متوقف شوند» — اگر رهگیرها نتوانند این موشک‌ها را قبل از ورود مجدد به جو زمین هدف قرار دهند، باز هم مهمات کوچک را در هوا پراکنده می‌کنند یا پس از برخورد رها می‌سازند. این حملات عمداً غیرنظامیان اسراییلی را هدف قرار نمی‌دهند، اما با این وجود زندگی روزمره را برای جمعیت شهرک‌نشین دشوار می‌کنند:
«حملات کوچک‌تر و مکرر ایران، جمعیت غیرنظامی را در حالت آماده‌باش مداوم نگه می‌دارد… [این اقدام] زمان بین حملات را کوتاه می‌کند و در عین حال، میزان مرگ‌ومیر کلی را کاهش می‌دهد و اثر جمعی را با تداوم فرسایش زندگی روزمره جایگزین می‌سازد. کلاهک‌های دارای مهمات خوشه‌ای با افزایش احتمال سقوط مهمات یا بقایای آن‌ها در مناطق پرجمعیت، این اختلالات را تشدید می‌کنند… تصمیم «اسراییل» مبنی بر عدم شلیک به همه موشک‌های بالستیک حامل مهمات خوشه‌ای، همچنین نشان‌دهنده نیاز به جیره‌بندی رهگیرها است.»

«بسیار توانمند»
با این حال، دغدغه اصلی مقاومت عمدتاً تحقق «نقشه عمدی» خود برای تضعیف قابلیت‌های دفاعی ایالات متحده و اسراییل، بیرون راندن دایمی ایالات متحده از غرب آسیا و ایمن‌سازی منطقه برای آزادسازی نهایی فلسطین است. در همین راستا، JINSA به «اثرات مخرب» پهپادها و موشک‌های ایران بر اهدافی که قبلاً آسیب‌ناپذیر پنداشته می‌شدند، اشاره می‌کند. به‌عنوان مثال، پنتاگون تخمین می‌زند که یک حمله مقاومت به مقر ناوگان پنجم نیروی دریایی ایالات متحده در بحرین، نزدیک به ۲۰۰ میلیون دلار خسارت وارد کرده است.
این پایگاه، یکی از بیش از دوازده پایگاه آمریکایی در خلیج فارس است که «خسارت قابل‌توجهی» متحمل شده است. جت‌های جنگنده نابود شده‌اند، تعداد قابل‌توجهی از سربازان آمریکایی زخمی و کشته شده‌اند و بازماندگان به‌سرعت به هتل‌های محلی منتقل شده‌اند. ایران تصمیم گرفته است که این پایگاه‌های موقت و دورافتاده را هدف قرار دهد. باتری‌های پدافند هوایی محلی کاملاً مشغول «دفاع کافی» از تأسیسات نظامی ویران‌شده ایالات متحده هستند تا «شرایط را برای ورود دارایی‌های اضافی و تیم‌های تعمیر به صحنه نبرد فراهم کنند».

اینکه چه زمانی نیروهای کمکی می‌رسند، چقدر طول می‌کشد تا آنچه از دست رفته بازیابی شود و اینکه آیا انجام این کار از راه دور ایمن خواهد بود یا خیر، هنوز مشخص نیست. در همین حال، «آتش ایران علیه کشتی‌ها در خلیج فارس حتی دشوارتر از حملات به اهداف زمینی بوده است.» بیش از نیمی از موشک‌های شناخته‌شده مقاومت که به سمت کشتی‌ها در خلیج فارس و تنگه هرمز شلیک شده‌اند، به اهداف خود اصابت کرده‌اند. با توجه به اینکه دولت‌های خلیج فارس از ۲۸ فوریه تقریباً تمام ذخایر موشک‌های رهگیر خود را به پایان رسانده‌اند، آنچه در آینده رخ خواهد داد می‌تواند فاجعه‌بار باشد:
«بیشتر پایگاه‌ها، بنادر و شهرهای خلیج فارس تنها در فاصله کوتاهی از مناطق پرتاب ایران قرار دارند که این امر زمان لازم برای شناسایی، ردیابی و مقابله با تهدیدات ورودی توسط مدافعان را کاهش می‌دهد. موشک‌های بالستیک ایران که به سمت کویت، بحرین، قطر یا امارات متحده عربی پرتاب می‌شوند، می‌توانند ظرف سه تا ده دقیقه به اهداف خود برسند؛ کسری از زمان کوتاه ۱۲ تا ۱۵ دقیقه‌ای که موشک‌های بالستیک برای رسیدن به اسراییل نیاز دارند.»

حداقل می‌توان گفت که از دیدگاه امپراتوری، هیچ‌کدام از این تحولات نباید رخ می‌داد. قرار بود جنگ صهیونیستی-آمریکایی علیه ایران یک حمله هوایی یک‌طرفه باشد که تنها چند روز طول بکشد و با فروپاشی جمهوری اسلامی یا حداقل تسلیم کامل آن به اوج خود برسد. ظاهراً در واشنگتن، تل‌آویو یا دیگر مراکز قدرت امپراتوری، هیچ منطقی وجود نداشت که تهران بتواند به هیچ‌وجه مقابله کند، چه برسد به اینکه ماشین نظامی آمریکا را به زانو درآورد.
با این حال، نتیجه اجتناب‌ناپذیر شروع یک درگیری بزرگ با مقاومت کاملاً قابل‌پیش‌بینی بود و در واقع به‌طور گسترده پیش‌بینی شده بود. هیچ‌کس جز JINSA در سپتامبر ۲۰۲۴ ارزیابی‌ای منتشر نکرد که در آن هشدار داده بود چگونه ایران یک «نیروی موشکی و پهپادی بزرگ و بسیار توانمند» را توسعه داده است که برای «غیرقابل‌استفاده» کردن پایگاه‌های ایالات متحده در غرب آسیا و «مغلوب کردن» پدافند هوایی طراحی شده است. JINSA اذعان کرد که این ظرفیت تهدیدی جدی برای موجودیت صهیونیستی است — اما استدلال کرد که «اسراییل» صرفاً برای مقابله با این تهدید به رهگیرهای موشکی پیشرفته نیاز دارد.

این ارزیابی توسط فرانک مک‌کنزی، فرمانده سابق سنتکام، که بر عقب‌نشینی فاجعه‌بار امپراتوری از افغانستان نظارت داشت، نوشته شده است. در ۲۰ مارس، او آشکارا و با افتخار اعلام کرد که چگونه جنگ علیه ایران طبق استراتژی‌ای که سنتکام طی «سال‌ها» تدوین کرده بود، در حال انجام است و «اثر انگشت من در این نقشه جنگ وجود دارد.» عدم جدی‌گرفتن تهدیدات شناخته‌شده توسط مک‌کنزی و باور واهی به شکست‌ناپذیری نهایی -و پایان‌ناپذیری- پدافند هوایی ایالات متحده و اسراییل، مطمئناً دلیل اصلی این است که این درگیری به‌طرز چشمگیری علیه متجاوزان رقم خورده است.

آخرین گزارش جینسا نیز مملو از خوش‌بینی خیالی است. در این گزارش استدلال شده که ایران می‌تواند با فشار امپراتوری بر دست‌نشانده‌های خود برای انتقال پدافند هوایی تأمین‌شده توسط ایالات متحده به خلیج فارس، تشکیل ائتلافی با «شرکا» در اروپا و غرب آسیا «برای اسکورت کشتی‌ها از طریق تنگه هرمز» و سایر توطئه‌های توهم‌آلود، شکست بخورد. در طنزی تلخ، نویسنده گزارش در ۵ مارس از اینکه «قدرت شلیک موشکی ایران تقریباً به پایان رسیده است» ابراز خوشحالی کرد. آیا خلع سلاح واقعی رژیم صهیونیستی اصلاً توسط استراتژیست‌های امپریالیستی مورد توجه قرار خواهد گرفت؟. منبع: المیادین انگلیسی ٦ آوريل ٢٠٢٦ نشر و ترجمه مجله جنوب جهانی

نويسنده: کیت کلارنبرگ


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
مقاومت
اسراییل
نظرات بینندگان:

ایمیل:
لطفا فارسی تایپ کنید. نوشتن آدرس ایمیل الزامی نیست
میتوانید نام و محل سکونت را همراه نظرتان برای چاپ ارسال نمایید
از نشر نظرات نفاق افکنی و توهین آمیز معذوریم
مطالب خود را برای نشر به ایمیل afghanpaper@gmail.com ارسال فرمایید.
پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است