| استفاده ابزاری از نامها و هویتهای بدیل، نشاندهنده تغییر در شیوههای نفوذ و مدیریت میدان توسط طالبان است | ||||
| تاریخ انتشار: ۲۲:۲۵ ۱۴۰۵/۱/۲۲ | کد خبر: 179139 | منبع: |
پرینت
|
|
بررسی فعالیت «حزب تحریر» در پنجشیر؛ واقعیت، پوشش یا تاکتیک سیاسی؟
بر اساس برخی روایتها، از جمله گفتههای منسوب به انجینیر علی، رییس امنیت ولایت پنجشیر در حدود یک سال پیش از سقوط جمهوریت، نزدیک به ۹۰ درصد فعالیتهای منتسب به «حزب تحریر» در پنجشیر متمرکز شده بود. این ادعا در نگاه نخست قابل توجه است، اما همزمان پرسشهای جدی را نیز برمیانگیزد؛ چرا که تمرکز گسترده یک جریان ایدیولوژیک در منطقهای محدود و بدون پیشینه عمیق اجتماعی، نیازمند بررسی دقیقتر و انتقادی است.
پنجشیر بهعنوان یکی از مناطق عمدتاً تاجکنشین افغانستان، دارای بافت اجتماعی و سیاسی خاصی است که معمولاً در برابر نفوذ جریانهای بیرونی با احتیاط برخورد میکند. از همین رو، ادعای حضور گسترده و مؤثر «حزب تحریر» در این منطقه، از ابتدا با تردیدهایی همراه بوده است. نبود شواهد قوی از ساختار تشکیلاتی، چهرههای شناختهشده و فعالیتهای علنی منسجم، این فرض را تقویت میکند که «تحریر» در پنجشیر بیشتر یک عنوان بوده تا یک واقعیت سازمانیافته.
در همین چارچوب، یک تحلیل مهم این است که آنچه بهنام «حزب تحریر» در پنجشیر معرفی میشد، در واقع فعالیتهای سازمانیافته طالبان بوده که تحت این نام انجام میگرفت. این رویکرد میتوانست بهعنوان یک پوشش برای نفوذ در مناطق غیرپشتون و بهویژه تاجکنشین عمل کند؛ مناطقی که حساسیت بالایی نسبت به حضور مستقیم طالبان داشتند.
اگر این فرضیه را بپذیریم، این اقدام طالبان را میتوان یک تاکتیک چندلایه و هدفمند دانست. نخستین هدف، مصروف نگهداشتن دولت محلی و نهادهای امنیتی بود. با برجستهسازی تهدیدی بهنام «تحریر»، دولت مجبور میشد تمرکز و منابع خود را صرف مقابله با این پدیده کند و در نتیجه از تهدید اصلی -یعنی گسترش واقعی نفوذ طالبان- غافل بماند. این امر به پراکندگی در اولویتهای امنیتی و تضعیف تمرکز دولت منجر میشد.
هدف دوم، ماهیتی بلندمدتتر و استراتژیکتر داشت. طالبان با دامنزدن به انگیزههای ضدجمهوریت در پنجشیر، حتی تحت نامهایی مانند «تحریر»، تلاش میکردند زمینه شکاف و چنددستگی را در میان نیروهای محلی فراهم کنند. در عمل نیز همین روند بهگونهای پیش رفت که بخشی از افراد و حلقاتی که تحت عنوان «تحریر» فعالیت داشتند، نهتنها در برابر طالبان قرار نگرفتند، بلکه در مقاطعی با آنان همسو شده و حتی همکاری کردند. این وضعیت باعث شد که پس از سقوط جمهوریت، برخلاف انتظار، همه نیروهای دارای پیشینه ضدحکومتی در یک جبهه واحد علیه طالبان بسیج نشوند و زمینه برای تضعیف انسجام مقاومت فراهم گردد.
در مجموع، آنچه بهنام فعالیت «حزب تحریر» در پنجشیر مطرح شده، ممکن است بیش از آنکه بازتاب یک حضور واقعی و مستقل باشد، بخشی از یک بازی پیچیده سیاسی و امنیتی بوده باشد. استفاده ابزاری از نامها و هویتهای بدیل، نشاندهنده تغییر در شیوههای نفوذ و مدیریت میدان توسط طالبان است؛ رویکردی که هم در دوره پیش از سقوط جمهوریت و هم در مرحله پس از آن، پیامدهای قابل توجهی بر معادلات قدرت در افغانستان داشته است.
نور احمدی
>>> این هم یک گروه جانی و تروریست بوده و استمانند تنظیم هایی چرکستانی یا اشرار!!!!
آتش خاوری