| تاریخ انتشار: ۲۲:۲۳ ۱۴۰۵/۲/۱ | کد خبر: 179186 | منبع: |
پرینت
|
|
دکتور رنگین دادفر سپنتا، وزیر امور خارجه و مشاور امنیت ملی سابق افغانستان، در این مصاحبه اختصاصی با دویچهوله در مورد وضعیت فعلی افغانستان، تنش با پاکستان و همچنین دورنمای سیاسی برای آینده افغانستان صحبت کرد.
او اعتراف میکند که در نظام گذشته نباید با ایالات متحده امریکا همکاری میکرد و تاکید دارد که مداخله کشورها و قدرتهای خارجی هیچ زمانی منتج به استقرار دموکراسی و تامین عدالت نمیشود.
سپنتا در مورد حملات اخیر پاکستان به افغانستان میگوید که هدف پاکستان مطیع کردن اقتدار سیاسی در افغانستان است.
او از تلاشهایی برای دامن زدن به تنشهای مذهبی، قومی و زبانی در افغانستان، با توجه به تحولات در منطقه، صحبت میکند، اما در عین زمان ابراز اطمینان میکند که در افغانستان بستر مردمی برای چنین تنشهایی مساعد نیست.
کد (9)
>>> نمیدانم که داکتر سپنتا تا حال ریش گذاشته است یا نه—اما از گفتارش معلوم میشود که پشت خانه ی که چند سال قبل در هرات آباد کرده بود، بسیار دق شده است.
>>> نا وقت قا خواب بیدار شدی!!!! قرار خوت را بزن!!
آتشخاوری
>>> افغانستان یک کشور فقیر و مخاط به خشکه است.
توسط دو امپراطوری وقت یعنی هند بریتانیوی و تزار روسیه منحیث منطقه حایل بین دو امپراطوری،توسط آنها تشکیل شد.
اما با وجود آنهم هرکدام شان از یکدیگر هراس داشتند که در اثر مداخله در افغانستان،آن را زیر کنترول میگیرند و برای یکدیگر خطر ایجاد میکنند.
در زمان دوست محمد خان،سفید روسیه به کابل آمد،چند مدتی بعدتر سفیر انگلیس نیز به کابل آمد و با هم جور نیامدند و در نتیجه جنگ اول افغان و انگلیس صورت گرفت.
به همینطور جنگ دوم افغان وانگلیس.
بالاخره عبدالرحمن خان پادشاه شد و ازنگاه سیاست داخلی خود مختاری داشت،اما سیاست خارجی اش زیر تسلط انگلیس بود،در مقابل کمک مالی که انگلیس به عبدالرحمن خان میکرد.
اما بازهم ازخطر نفوذ روسیه میترسید،خصوصاً که در پیمان های گلستان و ترکمن چای،قسمت هایی از خاک ایران را روسیه تزاری اشغال کرده بود.انگلستان مجبور شد خط دیورند را بالای عبدالرحمن خان بقبولاند و یک قسمت خاک افغانستان را اشغال کند.
بعداً جنگ اول جهانی شد و انقلاب کمونستی در روسیه صورت گرفت و افغانستان از موقع استفاده کرده به کمک دولت جدید کمونستی روسیه،استقلال سیاست خارجی خویش را نیز از انگلستان گرفت.
در زمان استالین روسیه موفق شد که تمام سرزمین های زیر تسلط خود را شامل کشور جدید بنام اتحاد شوروی کند،منجمله آسیای میانه سمرقند و بخارا را و پادشاه بخارا فرار کرد و به افغانستان پناهنده شد و از افغانستان.مثلی که حالا طالبان پاکستانی علیه دولت پاکستان عملیات میکنند،در آن رمان مجاهدین سمرقند و بخارا علیه شوروی در آسیای میانه عملیات میکنند.
بالاخره دولت شوروی امان الله خان را وادار کرد که پادشاه بخارا را از افغانستان بیرون کند.
امان الله خان تصمیم داشت که هم استقلال هندوستان را از انگلیس بگیرد و هم آسیای میانه را ار شوروی. چنانچه هم مهاجرین زیاد ار آسیای میانه به افغانستان آمده بودند و هم هندو ها از هندوستان به افغانستان مهاجرت کرده بودند.
بالاخره امان الله خان هم از روسیه و هم از انگلیس روی گرداند و بطرف اروپا کش داد.
از اروپا که برگشت،تحت تأثیر دموکراسی اروپا قرار گرفت و میخواست در افغانستان دموکراسی پیاده کند،چیزی گندم تر بود و چیزی آسیاب کند. یعنی هم شرایط در افغانستان برای دموکراسی مهیا نبود و هم شوروی و انگلیس مداخله کردند،در نتیجه توسط حبیب الله کلکانی علیه اش جهاد صورت گرفت.
دولت شوروی به امان الله خان پیشنهاد قوای نظامی و فرستادن سرباز بر ضد حبیب الله کلکانی کرد،اما امان الله خان از ترس اشغال وطن را ترک کرد و به ایتالیا رفت.
نادر خان یکی از افسر های نظامی امان الله خان که در فرانسه بود،از موقع استفاده کرده به افغانستان بازگشت و از منطقه پکتیا سرباز گیری کرد وآمد و شهر کابل را تصرف کرد و حبیب الله کلکانی را اعدام کرد.
نادرشاه نیز کشته شد و پسرش جانشین او شد. اما سرپرستی دولت را هاشم خان کاکایش به عهده گرفت.
درین دوران افغانستان یک کشور فقیر و کاملاً بی طرف بود.روابط سیاسی و رفت و اًمد های سیاسی با کشور های خارجی یا وجود نداشت و اگر هم بود،کم بود.
زمانی که داود خان منحیث صدر اعظم مقرر شد،اوضاع تغیر کرد.
موضوع خط دیورند بمیان آمد و رفتن به امریکا و درخواست کمک نظامی و عدم همکاری امریکا.چون هندوستان روابط تزدیک با شوروی داشت و پاکستان نیز روابط نزدیک با امریکا،در نتیجه امریکا در خواست کمک نظامی افغانستان را ردکرد.
بنأ داودخان مجبورشد روی بطرف شوروی بیاورد و در نتیجه شوروی از یک طرف سرحدان خود را میخواست حفظ کند و از طرف دیگر در رقابت با امریکا در فکر نفوض منطقوی و فرا متطقوی خود بود،کمک های خود را سرازیر کرد.
درین موقع امریکا که نیز دید شوروی در افغانستان نفوس پیدا کرده است،کمک های خود را در متاطق جنوب افغانستان در بعضی پروژه ها شروع کرد.
همین بود که داود خان شعار جدید میداد و میگفت: من سگرت امریکایی را با گوگرد روسی مبسوزانم.
تا این که بحران کیوبا بین امریکا و شوروی بمیان آمد و ظاهر شاه طی سفری که به امریکا داشت،مورد استقبال بی نظیر جان کنیدی در سرک های واشنگتن در موتر سرباز مورد استقبال مردم قرار گرفت.
منتهی شرط اش این بود که پایگاه نظامی مثل ترکیه در افغانستان بسازدو داود خان برطرف شود.
ظاهرشاه شرط اول اش را نه پذیرفت اما بعد از عودت لویه جرگه دایر کرد و داود خان را بر طرف و قانون اساسی جدید بمیان آمد و آزادی احزاب سیاسی بوجود آمد و در نتیجه از طریق احزاب چپ و و راست در افغانستان،نفوذ کشور های مختلف بشمول امریکا و شوروی و چین و کشور های عربی و پاکستان و ایران بمیان آمد.
تا این که شوروی با کمک داود خان و حزب خلق و پرچم علیه داود خان کودتا کرد.
داود خان باز با همان شعار قبلی سگرت امریکایی را با گوگرد روسی در دادن را در پیش گرفت و یک تعداد اعضای خلق و پرچم را از دولت برطرف کرد و رو بطرف غرب آورد.
این بار خود شوروی برعلیه او کودتا کرد و انقلاب ثور صورت گرفت.
باز تشکیل گروپ های مجاهدین و بر علیه قوای شوروی و خروج قوای شوروی و دولت مجاهدین وگروپ طالبان و لشکر کشی امریکا و حالا هم دولت طالبان.
بنأ در کشمکش های افغانستان مطابق همان ضرب المثل که میگویند چیزی گندم تر بود و چیزی آسیاب کند یعنی تا اندازه مداخلات خارجی از زمان تشکیل خود کشور افغانستان بود و همچنان اشتباهات رهبران وقت افغانستان در کشکمکش های بدست آوردن قدرت و یا هم بدست آوردن کمک های اقتصادی و نظامی از کشور های خارجی،افغانستان را به این حال و روز کشاندند.
>>> اسپنتا که یک عضو حزب شعله جاوید که بکی از احزاب طرفدار چین در افغانستان بود،است. از پادر میانی چین بین طالبان و پاکستان نا راضی است.
چین هم از وزیر خارجه شدن اسپنتا در افغانستان در زمان اشغال امریکا نا راضی است.