| رهبر طالبان بهطور فزایندهای در پی تمرکز کامل کنترل بر منابع اقتصادی کلیدی افغانستان است | ||||
| تاریخ انتشار: ۱۳:۱۸ ۱۴۰۵/۲/۱۴ | کد خبر: 200027 | منبع: |
پرینت
|
|
آنچه این روزها سبب سرو صداها و اوج گیری مخالفتهای طالبان بدخشانی در پیوند به انتصابهای تازه و برکناری طالبان بومی از راس ادارههای محلی شده است، تنها موضوع برکناری آنان نیست. هرچند که مهرههای سوخته طالبان تاجیک بدخشانی تازه متوجه شدهاند که سالها به عنوان ابزار و وسيله برای طالبان قندهاری مورد استفاده قرار گرفته اند، اما این موضوع حکایت از آن دارد که ملا هبت الله آخندزاده، رهبر طالبان بهطور فزایندهای در پی تمرکز کامل کنترل بر منابع اقتصادی کلیدی افغانستان است.
معادن، بهویژه طلا و سنگهای قیمتی، در شرایط تحریمهای بینالمللی و محدودیت دسترسی به منابع مالی خارجی، به یکی از مهمترین منابع درآمدی این گروه طالبان تبدیل شدهاند.
در این چارچوب، تغییرات مدیریتی در بدخشان را میتوان بخشی از یک راهبرد گستردهتر برای کنترل مستقیم این منابع دانست. برکناری طالبان تاجیک تبار به ویژه طالبان بدخشانی و جایگزینی افراد نزدیک به هسته رهبری، نشاندهنده بیاعتمادی به ساختارهای محلی و تلاش برای جلوگیری از شکلگیری شبکههای قدرت مستقل است.
با این حال، مسالهی قومی نیز در این تحولات قابل چشمپوشی نیست، زیرا هدف و برنامه اصلی طالبان قومی است و همه موارد دیگر بهشمول اسلام و تطبیق شریعت شعار وابزاری برای برآورده ساختن این هدف است.
بدخشان و بسیاری از ولایات شمال و شمالشرق افغانستان عمدتاً دارای جمعیت تاجیکتبار هستند، در حالی که هسته اصلی قدرت طالبان بر محور پشتونها متمرکز است. انتصاب افراد وفادار و همسو با رهبری که در برخی موارد از نظر قومی نیز با مرکز قدرت همخوانی دارند میتواند نشانهای از تلاش برای بازتعریف توازن قدرت به نفع هسته مرکزی باشد.
در نتیجه، آنچه در بدخشان در حال وقوع است، احتمالاً ترکیبی از دو روند همزمان است که نخست، تمرکزگرایی شدید برای کنترل منابع مالی حیاتی و دوم، بازآرایی تدریجی ساختار قدرت که ابعاد قومی نیز هدف اصلی آن است.
ادامه این روند ممکن است پیامدهای مهمی به همراه داشته باشد، از جمله افزایش نارضایتیهای محلی، تشدید رقابتهای درونگروهی و همچنین خطرات اقتصادی و محیطزیستی ناشی از استخراج غیرشفاف و غیرقانونی منابع، اما آنچه جالب و قابل توجه است این که طالبان بدخشانی با وجودی که متوجه شده اند که سالها از آنان به عنوان ابزار استفاده شده است، اما هنوز هم در تار و پور ایدولوژی گیر کرده و به جنایتهای که به هدف برآورده ساختن ایدولوژی مرتکب شده اند به زبان خویش اقرار میکنند، اما هنوز هم غافل از آن اند که این ایدولوژی وسيله اي براي برآورد شدن قدرت قبیله بوده و است.
جاوید روستاپور