| بدون سازماندهی رسمی، بدون رهبری مشخص و بدون رویارویی مستقیم، مردم ایران بهتدریج فضاهای عمومی را از پایین تغییر دادند | ||||
| تاریخ انتشار: ۱۱:۵۶ ۱۴۰۵/۲/۱۸ | کد خبر: 200109 | منبع: |
پرینت
|
|
پس از سالها پیشروی آرام مردم عادی، جمهوری اسلامی بار دیگر سیمای شهری را زیر کنترول میگیرد.
ایران وارد مرحلهای حساس در تاریخ پس از انقلاب خود شده است. بسیاری از تحلیلها از آغاز جنگ امریکا و اسراییل علیه ایران، بر افزایش نفوذ و قدرت «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» تمرکز کردهاند. این برداشت درست است؛ اما همزمان تحول مهم دیگری نیز در حال وقوع است که کمتر مورد توجه قرار گرفته: دگرگونی در فضاهای عمومی ایران.
از آغاز جنگ، جمهوری اسلامی بهگونهٔ فعال هواداران خود، از جمله بسیج و شبکههای نزدیک به سپاه پاسداران، را به خیابانهای تهران و دیگر شهرهای بزرگ آورده است. آنان در گروههای کوچک و بزرگ گردهم میآیند، در محلهها رفتوآمد میکنند، شعارهای اسلامی و ضد امریکایی سر میدهند، قرآن تلاوت میکنند و گردهماییهای سیار برگزار مینمایند. آنان با استفاده از بلندگوهای نصبشده بر موترها، بارها شعار «حیدر، حیدر» -اشاره به امام علی، نخستین امام شیعیان- را تکرار میکنند.
این فعالیتها تنها به یک منطقه محدود نیست. این حضور اکنون در میدانهای عمومی، جادههای اصلی و مناطق مسکونی شهرهای بزرگ گسترش یافته است. این تجمعها صرفاً نمایشهای خیابانی نیستند؛ بلکه بیشتر به جشنوارههایی شباهت دارند که در آن سپاه پاسداران موشکهایی را که «آمادهٔ شلیک» توصیف میشوند به نمایش میگذارد و جمعیت بزرگی در اطراف آنها با تکاندادن بیرقها و گاهی حتی برگزاری نماز جماعت گرد میآیند.
این رویدادها از یکسو نمایش نمادین قدرت و سرکشیاند، اما از سوی دیگر به تحول گستردهتری در صحنهٔ اجتماعی ایران پیوند دارند. همزمان با این گردهماییها، نیروهای بسیج و پولیس در شهرها ایستهای بازرسی ایجاد کردهاند؛ موترها و در بسیاری موارد تلفونهای همراه مردم را تلاشی میکنند تا پیامها یا مطالب ضدحکومتی را شناسایی کنند. در برخی موارد نیز نیروهای امنیتی افراد را به دلیل محتوای موجود در تلفونهایشان مورد لتوکوب قرار داده و بازداشت کردهاند.
در چنین فضای امنیتی آشکار، رفتوآمد عادی مردم در محیط عمومی، بهویژه برای منتقدان حکومت، با ترس و محدودیت همراه شده است. در نتیجه، بسیاری از ایرانیان ترجیح میدهند، بهخصوص در شبها که بیشتر تجمعهای سپاه برگزار میشود، از خانه بیرون نشوند. مردم که هم از این نمایشهای حکومتی خسته شدهاند و هم از گشتهای بسیج و ایستهای بازرسی هراس دارند، خانههای خود را بهعنوان پناهگاه امن انتخاب میکنند.
در کنار این وضعیت، پیامهای اسراییل و امریکا که از غیرنظامیان میخواهد از حضور در بیرون خودداری کنند نیز باعث شده رفتار عمومی مردم تغییر کند. هرچه مردم بیشتر از خیابانها عقبنشینی کردهاند، گروههای حامی حکومت بیشتر وارد این فضاها شده و آنها را تصرف کردهاند. این روند در واقع برعکسِ تحول اجتماعی درازمدتی است که پیش از جنگ در ایران جریان داشت؛ زمانی که مردم بهآرامی فضاهای عمومی را که پس از انقلاب از دست داده بودند، دوباره پس میگرفتند.
از سال ۱۹۷۹ به اینسو، جمهوری اسلامی همواره تلاش کرده است زندگی عمومی را بر اساس قوانین اسلامی تنظیم کند. در دههٔ نخست پس از انقلاب، حتی پوشیدن جین و پیراهن آستینکوتاه نیز بهدلیل سختگیریهای پولیس اخلاقی دشوار بود.
اما با وجود تسلط بر ساختار دولت، جمهوری اسلامی در دهههای بعدی بهتدریج کنترول کامل خود بر فضای عمومی را از دست داد. حکومت همچنان توانایی سرکوب، مجازات و تحمیل قوانین را حفظ کرده بود، اما نتوانست زندگی اجتماعی را، بهویژه در شهرها، بهطور کامل زیر سلطه بگیرد.
بدون سازماندهی رسمی، بدون رهبری مشخص و بدون رویارویی مستقیم، مردم ایران بهتدریج فضاهای عمومی را از پایین تغییر دادند. در اینجا مفهوم «پیشروی آرام» یا «تصرف خاموش» که آصف بیات مطرح کرده، اهمیت پیدا میکند. به باور بیات، تغییر اجتماعی میتواند نه از طریق اقدامات بزرگ سیاسی، بلکه از راه کنشهای کوچک، پراکنده و روزمره شکل گیرد. این اقدامات لزوماً نیاز به هماهنگی ندارند تا اثرگذار باشند.
در ایران نیز جامعه بهتدریج از نظر فرهنگی و اجتماعی تغییر کرد؛ کمتر ایدیولوژیک شد و بیشتر به زندگی روزمره توجه نشان داد تا آرمانهای انقلابی.
برای نمونه، زنان ایرانی مرزهای حجاب اجباری را بهگونهای تدریجی اما آشکار تغییر دادند. با وجود فشار حکومت برای اجرای حجاب، زنان ابتدا روسریهای آزادتر پوشیدند و سپس، بهویژه پس از اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» در سال ۲۰۲۲، بسیاری از آنان بدون حجاب در مکانهای عمومی ظاهر شدند.
نمونههای دیگر این دگرگونی اجتماعی در شهرهای ایران شامل افزایش گردهماییهای مختلط زنان و مردان در کافهها، پارکها و فضاهای عمومی، و نیز روابط بازتر میان جوانان، با وجود محدودیتهای رسمی، بود. همزمان حضور حیوانات خانگی، بهویژه سگها -که حکومت آنها را محدود و ناپسند میدانست- در سطح شهرها بیشتر شد.
این تغییرات آهسته اما واقعی بود. دیگر فضاهای عمومی کاملاً مطابق دیدگاه اجتماعی جمهوری اسلامی شکل نمیگرفت؛ زیرا نافرمانی اجتماعی در برابر ایدیولوژی حکومت رو به افزایش بود.
در مقابل، حامیان حکومت و گروههای سنتی مذهبی به محیطهای کنترلشدهتر عقبنشینی کردند؛ از جمله محلههایی در مرکز تهران مانند «خیابان ایران» و «هدایت» یا شهرکهایی که حکومت برای نیروهای وفادار ایجاد کرده بود.
در سراسر ایران، جمهوری اسلامی و نهادهای وابستهٔ آن شهرکها و مناطق مسکونی نیمهبستهای را برای بسیجیها، خانوادههای سپاه پاسداران و گروههای مذهبی محافظهکار ایجاد کردند. مناطقی مانند «شهرک محلاتی» به فضاهای امنی برای حفظ همسانی ایدیولوژیک تبدیل شد.
افزون بر این شهرکها، گروههای حامی حکومت محیطهای اجتماعی مخصوص خود را نیز ایجاد کردند؛ از جمله مکتبها، کافهها، رستورانتها، هوتلها و محلهای تجمعی که بر اساس قواعد سختگیرانهٔ پوشش و رفتار اداره میشدند. بسیاری از ایرانیان یا بهدلیل محدودیتهای قانونی -مانند شهرکها و مکتبها- و یا بهسبب ترس از مقررات سخت اسلامی، از این فضاها دوری میکردند.
اما بیرون از این مناطق، فضای شهری بیشتر محل رقابت بود و در بسیاری موارد بهگونهٔ فزایندهای توسط مردم عادیای شکل میگرفت که در برابر هنجارهای حکومتی مقاومت میکردند.
اکنون، با آغاز جنگ و ماندن بخش بزرگی از مردم در خانهها، حامیان حکومت دوباره به همان فضاهایی بازگشتهاند که طی سالهای گذشته بهتدریج از دست داده بودند. شعارها، گردهماییها و حضور آشکار آنان در محلهها با هدف نمایش حضور، کنترول و سلطه بر فضای عمومی انجام میشود.
حکومت با بازگرداندن هواداران خود به خیابانها، در تلاش است نظمی اجتماعی را که بهمرور تضعیف شده بود، دوباره تحمیل کند.
از این منظر، جنگ یک پیامد ناخواسته نیز داشته است: دستکم بهطور موقت، سالها «پیشروی آرام» مردم عادی را معکوس کرده و فرصت را برای نیروهای حامی حکومت فراهم ساخته تا دوباره سیمای شهری را تصرف کنند.
این مساله مهم است؛ زیرا کنترول خیابان تنها جنبهٔ نمادین ندارد. اینکه چه کسانی فضاهای عمومی را اشغال میکنند، چه کسانی میتوانند تجمع کنند و چه کسانی حضور خود را آشکارا نمایش دهند، همگی بر برداشت مردم از قدرت و مشروعیت تأثیر میگذارند.
این تغییر در سطح خیابان همزمان با تحول عمیقتری در ساختار حکومت ایران رخ میدهد؛ جایی که نظام سیاسی هرچه بیشتر به سمت ساختار امنیتی و سپاهمحور حرکت میکند. تغییر در ساختار دولت و تغییر در فضای خیابان به یکدیگر پیوند خوردهاند. حکومتی که بیشتر بر زور، وفاداری و انضباط ایدیولوژیک تکیه دارد، نیازمند حضور اجتماعی آشکار نیز هست.
برای مردم عادی ایران، این تحول پیامدهای روشنی دارد: فضای عمومی که پیش از این نیز محدود بود، ممکن است باز هم کوچکتر شود. آنچه زمانی نوعی مقاومت روزمره -یعنی حضور آزادانه در فضای عمومی- محسوب میشد، اکنون زیر سایهٔ جنگ محدود شده و جای خود را به نمایشهای سازمانیافتهٔ وفاداری به حکومت داده است.
در سطح سیاسی نیز این وضعیت تصور تغییر رژیم را پیچیدهتر میکند. پایگاه اجتماعی حکومت، هرچند محدود، از میان نرفته است؛ بلکه در شرایط کنونی آشکارتر شده است.
آنچه امروز دیده میشود، فروپاشی جمهوری اسلامی نیست؛ بلکه نظامی است که هرچه بیشتر متمرکز، منزوی و وابسته به هستهای کوچک اما فعال از حامیان خود میشود. همزمان، حکومت میکوشد نهتنها از طریق نهادها، بلکه از راه تسلط بر فضاها نیز کنترول جامعه را دوباره برقرار کند.
از این دیدگاه، جنگ تنها در آسمان یا با موشکها جریان ندارد؛ بلکه در خیابانهای تهران و دیگر شهرهای ایران نیز در حال وقوع است و دستکم فعلاً، این خیابانها در حال تغییر مالکیتاند.
نوشتهٔ سعید گلکار
(استاد همکار علوم سیاسی در دانشگاه تنسی در چتانوگا و مشاور ارشد نهاد «متحد علیه ایران هستهای»)
منبع: فارن پالیسی
سمیر بیات