| ما، سالها است که نه فقط تجزیه شده، بلکه در حد یک فرودست و شهروندان درجه چندمی هستیم، که باید همرنگ قوم جعل و جهل شویم | ||||
| تاریخ انتشار: ۲۰:۵۲ ۱۴۰۵/۲/۲۱ | کد خبر: 200144 | منبع: |
پرینت
|
|
قصه از این قرار است که ما، سالها است که نه فقط تجزیه شده، بلکه در حد یک فرودست و شهروندان درجه چندمی هستیم، که باید همرنگ قوم جعل و جهل شویم.
ما سالها است که در ظاهر و در باطن نسبت به خود دشمنی و بیگانگی را میبینیم.
زبان و هویت فارسی من، سالها است مورد انکار، تضعیف و حذف قرار گرفته است. سرزمین اقوام غیرحاکم؛ همچون قلمرویی بیگانه تلقی شوند و با سیاستهای تحمیلی جمعیتی و هویتی به ناقلان واگذار شوند و به مثل برده با زنان و دختران شأن برخورد میشود.
هفتاد درصد اقوام کشور به صورت مطلق از معادلات قدرت و تصمیمگیری کنار گذاشته شده اند.
گوشهای ما پر است از سخنانی که در ظاهر از وحدت و همبستگی ملی گفته شود؛ اما در عمل بومیان این سرزمین مهاجر خوانده می شوند.
این که در یک جغرافیا زندگی کنیم؛ اما از نظر منزلت اجتماعی و سیاسی، گروهی خود را شهروند درجه یک و دیگران را درجه دو بدانند و تقسيم کنند، چیزی بیش از تجزیه است.
همین که قدرت سیاسی ملک موروثی یک قوم پنداشته شود و دیگران صرفا تابع و مأمور تلقی شوند، پاسخ بسیار خطرناکتری از تجزیه خواهد داشت.
همین که از نام کشور گرفته تا واحد پول، ساختارهای نظامی و نمادهای رسمی، همه بهصورت یک جانبه و تحمیلی رنگ و هویت قومی پیدا کرده است، باید یک سوال بزرگ باشد.
همین که در شادی شمالی ها، جنوبی ها غمگین و در غمگینی شان، شادی می کنند، عملاً کشور به شمال و جنوب تجزیه شده است.
تجزیه لزوماً دیگر کدام شاخ و دم ندارد؛ واقعیت میدانی این است که ما، سال هاست از هم تجزیه ایم.
در چنین وضعیتی، تجزیه را حتی سودمندتر و مفیدتر از ادامه وضعیت کنونی می دانیم. چون حداقل از خونریزی کسانی که ما به آنان حسن نیت یک هموطن داشتیم جلوگیری میکند.
مگر ۲۲ کشور عربی پس از استقلال و مرزبندیهای جدید نابود شدند؟
یا پنج کشور آسیای مرکزی که بر مبنای هویتهای قومی تجزیه و شکل گرفتند، قیامت بر پا شد؟ برعکس، توانستند به ثبات و رفاه اجتماعی بهتر و بیشتری دست یابند.
لذا، تجزیه برای اقوام غیر افغان نه تنها به زیان نیست که به مراتب سودمندتر و مفیدتر خواهد بود.
نکته پایانی این که حاکمان افغان یک مساله را متوجه باشند؛ اگر تعصب قومی و انحصارگرایی همچنان ادامه یابد؛ حتی نظام فدرالی که یک گزینه میانه تر است، نیز ممکن است دیگر پاسخگوی مطالبات اقوام غیر افغان نباشد و در نهایت، گزینه تجزیه به صورت جدی مطرح و به یک مطالبه عمومی و اجتماعی تبدیل خواهد شد؛ کما این که همین حالا در نزد بازیگران منطقهای به عنوان یک گزینه ای مطلوب روی میز مطرح است.
سایه نویس