افغانستان و دو راهی وصل و فصل
ما می‌توانیم سخنی بگوییم یا موضعی اتخاذ کنیم که ساکنان این سرزمین را به هم نزدیک گرداند و وصل را جایگزین فصل سازد 
تاریخ انتشار:   ۲۳:۴۵    ۱۴۰۵/۳/۱ کد خبر: 200217 منبع: پرینت

شرایط تلخ و ناگوار حاکم بر افغانستان بسیاری از هموطنان ما را به سختی آشفته کرده و به سوی بدترین سناریوها رانده است. اندیشیدن به تجزیه کشور، در افتادن در باتلاق منازعات تباری، دامن زدن به کین و نفرت زبانی، و پروا نکردن از هیچ گونه پرخاش و دشمنی، از مظاهر این آشفتگی ژرف و استخوان‌سوز است.
هر کدام ما در محدوده توان و اختیارات خود، حتی اگر چیزی فراتر از به کاربردن چند کلمه و ابراز نظر نباشد، به همان پیمانه مسئولیت داریم، و به همان تناسب در شکل دادن به شرایط سهم داریم. نه من مستثنایم و نه هیچ کس دیگر.

پرسشی که هر کدام از ما باید به جِدّ با خویشتن در میان نهیم این است که آیا اندیشیدن به چنین سناریوهای سهمگینی یگانه انتخاب ممکن در برابر ماست؟ چرا راه‌های بسیار کم‌هزینه‌تر و از نظر اخلاقی پذیرفتنی‌تر را در پیش نگیریم؟ تجربه تجزیه کشورها، به ویژه با تکیه بر شکاف‌های تباری نشان داده است که چنین چیزی، حتی اگر ممکن باشد، بسیار پرهزینه است، زیرا از میان جویبارهای خون و عرصه‌های کشتار می‌گذرد، و چندین نسل دیگر را نیز قربانی خصومت و دشمنی می‌گرداند.

راه بسیار کم‌هزینه‌تر، مبارزه برای تثبیت حقوق شهروندی، حاکمیت قانون بر پایه قرارداداجتماعی، برپایی نظام سیاسی بر مبنای اراده مردم، و پذیرش کثرتگرایی در همه سطوح دینی، زبانی و فرهنگی است. اگر برای چنین هدفی تلاش و مبارزه شود هیچ کس زیان نمی‌بیند، و اگر این آرمان‌ها تحقق یابد هیچ کس از سود آن محروم نخواهد ماند.

ما می‌توانیم سخنی بگوییم یا موضعی اتخاذ کنیم که ساکنان این سرزمین را به هم نزدیک گرداند و وصل را جایگزین فصل سازد. از دامن زدن به شکاف‌ها، از نمک پاشیدن بر زخم‌ها، و از فروکردن خنجر زهرآگین در سینه همدیگر هیچ کدام ما به هیچ چیز نخواهیم رسید.

محمد محق


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
افغانستان
طالبان
نظرات بینندگان:

>>>   تجزیه و فدرالیزم و تغییرِ نام ، اعراضِ سندرومِ نا امیدی و سردرگمی است.

>>>   خداوند میگوید: به چیزی که برایتان داده ام،شکر کنید و ناشکری نکنید که این چیزی را که برایتان داده ام،دوباره خواهم گرفت.
در طول تاریخ بزرگترین چوکی که برای هزاره ها داده شده بود،کاتبی بود. چنانچه در تاریخ از کاتب هزاره یاد آوری شده است.
وقتی که در افغانستان انقلاب ثور شد،سلطان علی کشتمند اولین هزاره یی بود که منحیث صدر اعظم افغانستان مقرر شد.
اما هزاره ها چی کردند؟
در رقابت با گروه هفتگانه پشاور در ایران گروه هشت گانه را ایجاد کردند و برضد دولت جمهوری دموکراتیک افغانستان جهاد اعلان کردند.
یک ضرب المثل مشهور است که میگویند:
خود کرده را نه دردی است و نه دوا!

ایمیل:
لطفا فارسی تایپ کنید. نوشتن آدرس ایمیل الزامی نیست
میتوانید نام و محل سکونت را همراه نظرتان برای چاپ ارسال نمایید
از نشر نظرات نفاق افکنی و توهین آمیز معذوریم
مطالب خود را برای نشر به ایمیل afghanpaper@gmail.com ارسال فرمایید.
پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است