بیماری تمامیت‌خواهی و ضرورت گذار به رواداری
نه دین‌داری و نه دین‌زدایی، هیچ‌کدام به‌تنهایی نه راه‌حل‌اند و نه مشکل. آنچه دین‌داری یا بی‌دینی را غیرقابل‌هضم می‌کند، تمامیت‌خواهی، انحصارگرایی و دیکتاتوری است 
تاریخ انتشار:   ۱۷:۲۱    ۱۴۰۵/۳/۱۶ کد خبر: 200296 منبع: پرینت

مباحث قدرت، سیاست و اسلام سیاسی، جامعه ما را وارد گفتمان دو قطبی کرده است. در جامعه ما برخی راه‌حل را در دین‌داری می‌دانند و مشکل اصلی را دوری از دین و بی‌باوری به آن تلقی می‌کنند. این دسته معتقدند که دین همه‌چیز را بیان کرده است؛ پس راه نجات در آن است که فقط مسیر دین را باید در پیش گرفت. دین نیز همان چیزی است که آنان قرائت می‌کنند و هر قرائتی جز آن را انحراف و گمراهی می‌دانند.

در مقابل، دسته‌ای هرچند اقلیت ولی در حال رشد، تمام آفت‌ها را در دین می‌بینند. این گروه، رهایی از بدبختی را در دین‌زدایی می‌دانند و باور دارند که تا مظاهر دینی در افغانستان پررنگ است، این کشور روز خوش نخواهد دید. بنابراین می‌کوشند با تمام پدیده‌های دینی و مظاهر معنوی مقابله کنند.

حال پرسش این است که آیا واقعاً دین و دین‌داری راه‌حل است و بی‌دینی مشکل، یا برعکس؟
در پاسخ باید گفت: نه دین‌داری و نه دین‌زدایی، هیچ‌کدام به‌تنهایی نه راه‌حل‌اند و نه مشکل. آنچه دین‌داری یا بی‌دینی را غیرقابل‌هضم می‌کند و دنیا را به جهنم تبدیل می‌کند، تمامیت‌خواهی، انحصارگرایی و دیکتاتوری است. به همان اندازه که دیکتاتوری دینی و مذهبی ویرانگر است، دیکتاتوری لامذهبی و بی‌دینی نیز نفرت‌انگیز و استخوان‌سوز است و هر دو می‌تواندفاجعه‌ساز باشند.

اگر از نمونه‌های تاریخی بگذریم، چه از نوع مذهبی، مانند تمامیت‌خواهی کلیسا در قرون وسطی، و چه از نوع بی‌دینی، مانند دیکتاتوری کمونیست‌ها در بلوک شرق در قرن بیستم که در هر دو مورد فاجعه آفرید، حتی در کشور خود ما نیز کمونیست‌ها بنیان‌گذاری دیکتاتوری و خشونت بودند و هم اسلام‌گریان سیاسی آن فجایع را به اوج رساندند.

بنابراین، تمامیت‌خواهی از هر جنسی که باشد، مردود و غیرقابل‌پذیرش است. تمامیت‌خواهان نمی‌توانند طرف مقابل را ملامت کنند، چرا که هرچه به طرف مقابل بگویند، بر خود آنان نیز وارد است. همان‌گونه که دیکتاتوری مذهبی خطرناک است، برداشتن آن و جایگزین کردنش با دیکتاتوری بی‌دینی نیز اشتباه و خطاست. تمامیت‌خواهی، خوب و بد ندارد، از اساس شر مطلق است.

در نتیحه برای تحقق یک جامعه آزاد و آباد، راه‌حل نه دینِ تنها است و نه بی‌دینیِ صرف؛ بلکه راه‌حل، رواداری و کثرت‌گرایی است؛ چیزی که در اعلامیه حقوق بشر نیز آمده است. در اعلامیه حقوق بشر، آزادی، اختیار و انتخاب از اصول بنیادین به شمار می‌رود. پذیرش هر باور و عقیده‌ای حق است، همچنان که بی‌باوری نیز حق است. باید به این راهبرد پای‌بند بود. انسان چه بی‌دین و چه با دین و دارای هر نوع مذهبی، حق زندگی دارد. در بستر روادارای و کثرت‌گرایی برای همه جا هست.

از این‌رو، به‌جای این‌که باور دیگران را تغییر دهیم و بکوشیم آنان را به رنگ و عقیده خود درآوریم یا نفرین و تحقیرشان کنیم، باید به آنان و باورهایشان احترام بگذاریم و در پی تشکیل دولت بی‌طرف باشیم، دولتی که به عقیده و بار کار نداشته باشد تنها رفاه مردم، توسعه جامعه و حفاظت از تمامیت ارضی را وظیفه خود بداند. تنها از این طریق است که می‌توان به همزیستی، صلح، آرامش و رفاه دست یافت. در زمینه قدرت و حاکمیت اقوام نیز همین قاعده حاکم است.

سید جواد سجادی


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
دین‌داری
دین‌زدایی
نظرات بینندگان:

>>>   ای برادر وطن پرستی کجا بود؟ آنقدر این گروهک طالبان برمردم ما سختی ورنج وعذاب واردساخته که هر فردی که از این کشور خارج میشود گویی ازجهنم برآمده وجایی برای حس ناسیونالیستی نمی ماند.آنها که فهم وکمالی داشتند یا مهاجرشدند یا بندی مردم عوام هم اگربتوانند شکم خود وفامیلشان را سیر نگه دارند معجزه کردند وجایی برای وطن و وطن دوستی نمی ماند.ای وای از روزگاری که قیمت نان از ارزش انسان بالاترباشد نتیجه میشود همین که مردم گله وار به مسلخ میروند وشکم گرسنه نه دین دارد نه ایمان ونه
وطن دوستی؟

ایمیل:
لطفا فارسی تایپ کنید. نوشتن آدرس ایمیل الزامی نیست
میتوانید نام و محل سکونت را همراه نظرتان برای چاپ ارسال نمایید
از نشر نظرات نفاق افکنی و توهین آمیز معذوریم
مطالب خود را برای نشر به ایمیل afghanpaper@gmail.com ارسال فرمایید.
پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است