| جامعهای که زنانش از ترس بازداشت، تحقیر یا محدودیت نتوانند آزادانه زندگی کنند، پیش از آنکه دچار بحران سیاسی باشد، دچار بحران اخلاقی است | ||||
| تاریخ انتشار: ۲۱:۴۷ ۱۴۰۵/۳/۱۹ | کد خبر: 200323 | منبع: |
پرینت
|
|
شاید مهمترین پرسش اخلاقی و فلسفی افغانستان امروز این باشد: آیا زن، صرفاً به دلیل انسان بودن، صاحب حق و کرامت است یا نه؟ در ظاهر، بحث بر سر آموزش، کار، پوشش یا حضور اجتماعی زنان است اما در عمق ماجرا، نزاع بر سر چیز دیگری است: بر سر تعریف انسان.
اگر زن انسان کامل و دارای کرامت ذاتی باشد، آنگاه حق آموزش، کار، آزادی رفتوآمد، امنیت و مشارکت اجتماعی از او قابل سلب نیست زیرا این حقوق از دولت، از قبیله، از مذهب و از حاکمان به او داده نشدهاند که بتوانند آن را پس بگیرند. این حقوق همراه با خود انسان متولد میشوند.
اما اگر زن نه به عنوان یک انسان مستقل، بلکه به عنوان تابع مرد، قبیله یا تفسیر خاصی از مذهب دیده شود، آنگاه حقوق او به امتیاز تبدیل میشود؛ امتیازی که هر زمان میتوان آن را گرفت، محدود کرد یا انکار نمود. به همین دلیل، مسئله زنان در افغانستان فقط مسئله زنان نیست؛ مسئله سرنوشت کل جامعه است.
فیلسوف بزرگ اخلاق، ایمانوئل کانت، میگفت: «انسان هرگز نباید وسیله باشد، بلکه همیشه غایت است.»
این جمله شاید مهمترین معیار سنجش هر نظام سیاسی باشد. هرجا انسان به ابزار تبدیل شود، عدالت از میان میرود. هرجا زن به ابزار حفظ یک ایدئولوژی، یک سنت یا یک روایت قدرت تبدیل شود، کرامت انسانی نقض میشود.
از منظر عقل، هیچ دلیل عقلانی وجود ندارد که نیمی از جامعه از آموزش، کار و مشارکت محروم شود. جامعهای که زنانش را کنار میگذارد، در حقیقت نیمی از ظرفیت عقلانی، علمی و انسانی خود را کنار گذاشته است.
از منظر علم نیز واقعیت روشن است. هیچ کشوری در جهان با حذف زنان توسعه نیافته است. هرجا زنان از آموزش و مشارکت محروم شدهاند، فقر، وابستگی و عقبماندگی گسترش یافته است. توسعه بدون زنان، همانقدر ناممکن است که پرواز با یک بال.
اما مهمتر از عقل و علم، داوری اخلاق است. اخلاق از ما نمیپرسد یک زن متعلق به چه قوم، مذهب یا طبقهای است. اخلاق تنها یک پرسش دارد: آیا کرامت او رعایت شده است؟
جامعهای که زنانش از ترس بازداشت، تحقیر یا محدودیت نتوانند آزادانه زندگی کنند، پیش از آنکه دچار بحران سیاسی باشد، دچار بحران اخلاقی است. تاریخ نیز درس مهمی به ما میدهد. هیچ نظامی که بر تبعیض پایدار بنا شده باشد، نتوانسته برای همیشه دوام بیاورد. بردهداری فرو ریخت، آپارتاید فرو ریخت و نظامهای مبتنی بر تبعیض جنسیتی نیز دیر یا زود با واقعیت کرامت انسانی روبهرو میشوند. زیرا حقیقتی عمیقتر از قدرت وجود دارد و آن حقیقت، شأن ذاتی انسان است.
افغانستان تنها زمانی به صلح، وحدت ملی و عدالت خواهد رسید که زن و مرد، پیش از هر هویت دیگری، به عنوان انسان شناخته شوند. وحدت ملی با حذف نیمی از جامعه ساخته نمیشود. عدالت با تبعیض سازگار نیست. و هیچ تفسیر سیاسی یا ایدئولوژیکی نمیتواند کرامت ذاتی انسان را از او بگیرد.
عقل میگوید حذف زنان غیرعقلانی است. علم میگوید حذف زنان جامعه را عقب میبرد. اخلاق میگوید تحقیر انسان، صرفنظر از هر توجیهی، نادرست است. و شاید مهمترین حقیقت این باشد:
جامعهای که کرامت زنان را به رسمیت نشناسد، در نهایت کرامت هیچکس را به رسمیت نخواهد شناخت.
محمد ناطقی