| هرات خاموش نخواهد شد، زیرا هرات نام یک شهر نیست، نام یک تمدن، یک حافظه تاریخی و یک اراده شکستناپذیر برای آزادی است | ||||
| تاریخ انتشار: ۲۰:۴۹ ۱۴۰۵/۳/۲۰ | کد خبر: 200325 | منبع: |
پرینت
|
|
هرات سنگر تمدن و آزادی در برابر استبداد و تروریسم مذهبی؛
خطاب به جامعه جهانی: سکوت در برابر افغانستان، مشارکت در تداوم فاجعه و جنایت است.
هرات، این کانون درخشان تمدن خراسان بزرگ و یکی از ستونهای بنیادین میراث تاریخی و فرهنگی حوزه تمدنی ما، نماد حافظه تاریخی، فرهنگ، دانش، مدارا، هنر و زبان پارسی دری در گستره خراسان تاریخی و جهان فارسیزبان است.
هرات در طول قرون متمادی مرکز تولید دانش، ادب و هنر بوده و همواره یکی از مهمترین پایگاههای هویت فرهنگی و مدنی منطقه شناخته شده است.
امروز این شهر تاریخی، همانند سایر نقاط افغانستان، تحت سلطه استبدادی و بربریت طالبانی قرار گرفته است که از دیدگاه حقوق بشر، حقوق بینالملل و اصول حکمرانی مدرن، در تعارض آشکار با آزادیهای بنیادین انسانی قرار دارد.
سیاستهای اعمالشده از سوی حاکمیت طالبان، بهویژه در حوزه حقوق زنان، آزادیهای مدنی، آموزش، تنوع فرهنگی، هویتی و حقوق زبانی، نگرانیهای عمیق نهادهای بینالمللی و مدافعان حقوق بشر را برانگیخته است.
واقعیت این است که میان جامعهای که بر پایه دانش، تکثر فرهنگی، مشارکت اجتماعی و آزادیهای مدنی رشد یافته و ساختاری که بر محدودسازی حقوق بنیادین انسانها استوار است، تعارضی ماهوی وجود دارد
زنان، دختران، جوانان، دانشگاهیان، نویسندگان، هنرمندان و کنشگران مدنی هرات، بیش از هر گروه دیگری پیامدهای این تقابل را در زندگی روزمره خود تجربه میکنند.
مسوولیت تاریخی قدرتهای بینالمللی؛
بحران کنونی افغانستان صرفاً محصول تحولات داخلی نیست. قدرتهای بینالمللی که طی بیش از دو دهه در تعیین ساختار سیاسی افغانستان نقش مستقیم و تعیینکننده داشتهاند، نمیتوانند از مسوولیت سیاسی و اخلاقی خود شانه خالی کنند.
دولتهای ایالات متحده، از جمله در دوران ریاست جمهوری رؤسای پیشین این کشور، همراه با مجموعهای از مشاوران امنیتی، تصمیمگیران راهبردی و شرکای بینالمللی خود، در شکلدهی به ساختار سیاسی و بروز فاجعهای بزرگ اجتماعی، اقتصادی و انسانی در افغانستان پس از سال ۲۰۰۱ نقش اساسی ایفا کردند.
در این فرآیند، رژیمی شکل گرفت که بهجای استقرار حاکمیت قانون، شفافیت و پاسخگویی، با فساد ساختاری، شبکههای مافیایی، رانت سیاسی، سوءمدیریت و تمرکز قدرت در دست حلقات محدود وابسته به نهادهای اطلاعاتی خارجی مواجه شد.
پیامد این رویکرد، فرسایش مشروعیت نهادهای دولتی بر پایه انتخاباتهای تقلبی آمریکایی-انگلیسی، تضعیف اعتماد عمومی، گسترش فساد اداری و ایجاد شکاف عمیق میان حاکمیت و جامعه بود، وضعیتی که در نهایت زمینه را برای فروپاشی ساختار قبلی و بازگشت طالبان را بر اساس سازشنامه دوحه و با نقشآفرینی ایالات متحده و سایر شرکا، از جمله ایجنتهای آمریکا و انگلیس همچون کرزی، غنی و عبدالله و دیگران، فراهم ساخت.
این یک شکست محدود به افغانستان نبود، در واقع شکستی بینالمللی در حوزه دولتسازی، توسعه سیاسی و حمایت از ارزشهای دموکراتیک به شمار میرود.
خطاب به واشنگتن، اتحادیه اروپا، لندن، مسکو، پکن، سازمان ملل متحد و نهادهای بینالمللی حقوق بشر:
امروز هیچ قدرت جهانی نمیتواند ادعا کند که نسبت به سرنوشت افغانستان بیطرف یا فاقد مسوولیت است.
ایالات متحده، بریتانیا و فرانسه بهعنوان بازیگران اصلی دو دهه گذشته، روسیه و چین بهعنوان قدرتهای تأثیرگذار در معادلات منطقهای و بینالمللی، و همچنین سایر اعضای جامعه جهانی و نهادهای بینالمللی، همگی در برابر سرنوشت بیش از چهل میلیون شهروند افغانستان دارای مسوولیت سیاسی، حقوقی و اخلاقی هستند.
جامعه جهانی باید بداند که عادیسازی وضعیت موجود، به معنای پذیرش محرومیت میلیونها دختر از آموزش، حذف زنان از عرصه عمومی، سرکوب آزادی بیان، محدودسازی جامعه مدنی و تداوم بحران انسانی در افغانستان است.
سکوت در برابر وضعیت افغانستان بیطرفی نیست، در حقیقت نوعی چشمپوشی از مسوولیت بینالمللی و مشارکت در تداوم فاجعه و جنایت محسوب میشود.
فراخوان برای مسوولیتپذیری جهانی؛
امروز افغانستان بیش از هر زمان دیگری به یک رویکرد مبتنی بر حقوق بشر، عدالت انتقالی، پاسخگویی سیاسی و حمایت واقعی از مردم نیاز دارد، نه به معاملات ژیوپلیتیکی و سازشهای کوتاهمدت قدرتهای بزرگ.
نجات افغانستان از چرخه استبداد، افراطگرایی و محرومیت، مستلزم آن است که جامعه جهانی از موضع تماشاگر خارج شود و در کنار مردم افغانستان، بهویژه زنان، دختران، جوانان، دانشگاهیان و نیروهای مدافع آزادی و کرامت انسانی بایستد.
هرات همچنان صدای فرهنگ، خرد و مقاومت مدنی است. این شهر پرچمدار زبان، دانش و هویت تاریخی این سرزمین است.
و هرات، همچون سراسر افغانستان، سزاوار آیندهای است که در آن هیچ دختری از آموزش محروم نباشد، هیچ زنی از حقوق بنیادین خود محروم نگردد و هیچ شهروندی به سبب اندیشه، زبان، فرهنگ، هویت یا باور خود مورد ستم، تبعیض و سرکوب قرار نگیرد.
امروز دفاع از مردم افغانستان یک انتخاب سیاسی نیست، در واقع یک تعهد حقوقی، اخلاقی و انسانی در برابر وجدان جهانی است. جامعه بینالمللی نمیتواند از یکسو مدعی پاسداری از حقوق بشر، آزادی و کرامت انسانی و از سوی دیگر شاهد استبداد، دیکتاتوری، توتالیتاریسم و جنایات طالبان باشد و نیز در برابر محرومسازی نظاممند مردم افغانستان و میلیونها زن و دختر، خاموشی اختیار کند.
هر روز تداوم این وضعیت، آزمونی برای اعتبار نظام بینالمللی حقوق بشر و سنجشی برای صداقت قدرتهای جهانی در پایبندی به ارزشهایی است که خود مدعی دفاع از آن هستند. از واشنگتن تا لندن، از پاریس تا مسکو و پکن، هیچ قدرتی نمیتواند خود را از پیامدهای تصمیمها، سیاستها و محاسباتی که افغانستان را به این نقطه رسانده است، مبرا بداند.
مردم افغانستان خواهان ترحم نیستند، آنان خواهان عدالت، آزادی، حق تعیین سرنوشت، حاکمیت قانون و بازگشت کرامت انسانی به سرزمین خویشاند. هرات نیز، بهعنوان یکی از درخشانترین نمادهای تمدن، فرهنگ و آزادگی در این سرزمین، همچنان استوار ایستاده است، با این باور که استبداد پایدار نیست، تاریکی جاودانه نمیماند و اراده مردم سرانجام بر هر گونه خودکامگی و انحصار قدرت غلبه خواهد کرد
تاریخ درباره همه داوری خواهد کرد: هم درباره آنان که حقوق و آزادیهای مردم ما را قربانی منافع سیاسی ساختند و هم درباره قدرتهایی که در برابر این تراژدی انسانی سکوت اختیار کردند. اما آنچه در حافظه مردم افغانستان باقی خواهد ماند، مقاومت زنان، ایستادگی جوانان و پایداری مردمی است که در دشوارترین شرایط نیز از آرمان آزادی، عدالت و کرامت انسانی دست نکشیدند.
هرات خاموش نخواهد شد، زیرا هرات نام یک شهر نیست، نام یک تمدن، یک حافظه تاریخی و یک اراده شکستناپذیر برای آزادی است. آنانی که آزادی را سرکوب میکنند، روزی در محکمه تاریخ پاسخگو خواهند بود، همانگونه که قدرتهایی که با سکوت، مصلحتاندیشی یا سیاستهای نادرست، زمینه تداوم این فاجعه را فراهم ساختند، از داوری وجدان بشری و تاریخ گریزی نخواهند داشت.
محمد اقبال نوری