| آنچه در این جنگ مورد آزمون قرار گرفت، صرفاً یک تقابل نظامی محدود نبود؛ بلکه مجموعهای از راهبردها، ایتلافها و پروژههای ژیوپلیتیکی نیز در معرض ارزیابی قرار گرفت | ||||
| تاریخ انتشار: ۱۴:۱۰ ۱۴۰۵/۳/۲۷ | کد خبر: 200371 | منبع: |
پرینت
|
|
با نزدیک شدن به امضای توافق صلح میان آمریکا و ایران در سویس ، جهان امروز بهتدریج با واقعیتی روبهرو میشود که در روزهای نخست این جنگ کمتر کسی حاضر به پذیرش آن بود: جنگی که ظاهراً با هدف تغییر رژیم ایران آغاز گردید، اما اکنون بسیاری از تحلیلگران معتقدند که ممکن است پیامدهای آن برای آمریکا و متحد اصلیاش اسراییل، بسیار فراتر از محاسبات اولیه بوده باشد.
توافق احتمالی صلح میان آمریکا و ایران، شاید بیش از آنکه صرفاً پایان یک رویارویی نظامی تلقی شود، نشانهای از شکلگیری تغییرات مهم در معادلات سیاسی و امنیتی خاورمیانه باشد؛ تحولاتی که میتوانند بر نظم سنتی حاکم بر منطقه نیز اثرگذار واقع شوند.
در مرحله نخست، به نظر میرسید اهداف این جنگ شامل افزایش فشار بر ساختار سیاسی ایران، نابود ساختن ظرفیتهای دفاعی و موشکی جمهوری اسلامی،موضوع سلاح هسته ای ایران و بازتعریف توازن قدرت در منطقه باشد. واشنگتن احتمالاً تصور میکرد که با اتکا بر توان نظامی، فشار اقتصادی، ایتلافهای منطقهای و حمایت متحدان غربی وکشور های عربی، خواهد توانست یکی از مهمترین چالشهای راهبردی خود در خاورمیانه را کنترل نماید.
اما آنچه در بازی میدانی رخ داد، بخشی از این محاسبات را با چالش مواجه ساخت.
آمریکا هزینههای سنگینی را در این جنگ متحمل شد، اما در عین حال نتوانست به تمام اهداف مورد نظر خود دست یابد. همزمان، برخی تحولات نشان داد که زیرساختهای نظامی و شبکه استقرار منطقهای آمریکا نیز در شرایط خاص میتوانند آسیبپذیر باشند. این وضعیت برای بسیاری از ناظران این پرسش را ایجاد کرده است که آیا آمریکا همچنان قادر است مانند گذشته اراده سیاسی و نظامی خود را بدون هزینههای سنگین در نقاط مختلف جهان اعمال نماید یا خیر.
در مقابل، ایران نشان داد که همچنان از ظرفیت تأثیرگذاری قابل توجه بر معادلات منطقهای برخوردار است. از قدرت بازدارندگی نظامی گرفته تا موقعیت ژیوپلیتیکی حساس آن در ارتباط با تنگه هرمز، مجموعه این عوامل بار دیگر اهمیت جایگاه ایران را در معادلات منطقه برجسته ساخت.
یکی از مهمترین مباحثی که این جنگ بار دیگر مطرح ساخت، سرنوشت پروژههایی است که طی سالهای گذشته تحت عنوان «خاورمیانه بزرگ» مطرح شده بودند؛ پروژههایی که هدف آنها بازتعریف ساختار سیاسی و امنیتی منطقهای وسیع از پاکستان تا مراکش عنوان میشد. اکنون برخی تحلیلگران معتقدند تحولات اخیر میتواند روند تحقق چنین پروژههایی را با موانع جدی روبرو سازد.
پیامدهای این جنگ احتمالاً تنها محدود به خاورمیانه نخواهد ماند. برخی معتقدند این رویداد میتواند بر اعتبار جهانی آمریکا نیز اثرگذار باشد و حتی در بلندمدت موجب تغییر تدریجی برخی موازنههای قدرت در سطح بینالمللی گردد.
این تحولات ممکن است جایگاه آینده ناتو را نیز وارد مرحلهای از بازاندیشی نماید. کشورهای اروپایی که طی دههها امنیت خود را بر همکاری نزدیک با آمریکا استوار ساختهاند، ممکن است در آینده با پرسشهای تازهای درباره میزان اتکاپذیری واشنگتن در بحرانهای بزرگ جهانی روبرو شوند.
در سطح سیاسی داخلی آمریکا نیز این جنگ میتواند پیامدهای مهمی داشته باشد. سیاست خارجی مبتنی بر فشار و تهدید که در سالهای اخیر از سوی چهرههایی چون دونالد ترامپ برجسته شده بود، ممکن است با پرسشهای تازهای در افکار عمومی آمریکا مواجه گردد؛ بهویژه اگر هزینههای مالی و سیاسی جنگ با نتایج مورد انتظار همراه نباشد.
یکی دیگر از موضوعاتی که ممکن است تحت تأثیر این تحولات قرار گیرد، آینده توافقهای ابراهیم است؛ توافقهایی که هدف آن نزدیکسازی برخی کشورهای عربی با اسراییل و ایجاد نظم سیاسی جدید در خاورمیانه عنوان میشد. برخی ناظران معتقدند تحولات اخیر میتواند بر روند و آینده این توافقات نیز اثرگذار باشد.
همچنین روند مذاکرات صلح نشان میدهد که موازنههای سیاسی منطقه در حال تجربه تغییرات جدیدی است. نقش اسراییل در این روند، نسبت به انتظارات اولیه، محدودتر از آن چیزی به نظر میرسد که در آغاز بحران تصور میشد.
در سطح کلانتر، ایران اکنون تلاش دارد جایگاه خود را در همکاری با قدرتهایی چون چین و روسیه تقویت نماید؛ روندی که میتواند نشانهای از حرکت تدریجی جهان به سمت نظم چندقطبی باشد.
نتیجهگیری نهایی شاید این باشد که آنچه در این جنگ مورد آزمون قرار گرفت، صرفاً یک تقابل نظامی محدود نبود؛ بلکه مجموعهای از راهبردها، ایتلافها و پروژههای ژیوپلیتیکی نیز در معرض ارزیابی قرار گرفت.
ممکن است تاریخ در آینده از این جنگ نه صرفاً بهعنوان یک درگیری منطقهای، بلکه بهعنوان یکی از نقاط عطف مهم در تحول تدریجی نظم جهانی یاد کند.
جهان پس از این جنگ و تحولات خاورمیانه، شاید دیگر دقیقاً همان جهان گذشته نباشد.
با احترام
محمد عارف عرفان
لندن،جون ۲۰۲۶