| این تفاهم بازی فریب امریکا و اسراییل برای برنامهریزیهای بعدی است. ممکن است در یک غافلگیری دیگر، اقدامات آینده اسراییل و امریکا عملی گردد. به نظر میرسد که جنگ زرگری اسراییل و امریکا هم در این راستا شروع شده باشد | ||||
| تاریخ انتشار: ۱۱:۵۵ ۱۴۰۵/۳/۲۹ | کد خبر: 200380 | منبع: |
پرینت
|
|
تفاهمنامهی امریکا و ایران صد در صد خواستههای ایران را برآورده ساخته است. چنین توافقی را ایرانیها در خواب هم نمیتوانستند ببینند. ختم جنگ در تمام جبههها، رفع محاصرهی دریایی، تضمین امریکا به عدم مداخله در امور داخلی ایران، پرداخت غرامت با عنوان صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری و امحای اورانیوم بالای ۶۰ درصد ایران با شرایط ایدهآل ایران از مواردی است که ترامپ به ایران امتیاز داده و در عوض ایران تعهد داده که سلاح هستهای نخواهد داشت، تعهدی که قبل از جنگ هم وجود داشت.
چنین تفاهمنامهای با چنین امتیازاتی به شدت مشکوک است. هیچ منطقی نمیتواند چنین تفاهمنامهی یکطرفهای را بپذیرد، مگر اینکه زیر کاسه نیمکاسهای باشو. در این مورد میتوان احتمالاتی را برشمرد. قبل از آن باید سیاست کلی امریکا در قبال ایران بررسی کرد.
از دید من امریکا بر خلاف اسراییل، هیچگاهی در صدد تغییر رژیم ایران نبوده است. اتکای برخی از تحلیلگران بر سخنان ترامپ، از این جهت درست نیست، که ترامپ هیچگاهی سیاستهای کلان امریکا را لو نمیدهد. اما منطق منافع کلان امریکا، در خاورمیانه بر توازن قوای قدرتهای منطقهای است. امریکا فقط در یک صورت به تغییر نظام در ایران میاندیشد که اطمینان حاصل کند که ایران نظم جهانی امریکایی را به خطر میاندازد.
امریکاییها به هیچعنوان حاضر نیستند که ایران را به چین و روسیه واگذار کنند و هر هزینهای برای حفظ این کشور را تقبل خواهند کرد. امریکا بر اساس نظم جدید خاورمیانهای خود، به دو ستون امنیتی و اقتصادی میاندیشد. اسراییل به عنوان ستون امنیتی و ایران به عنوان ستون اقتصادی مدنظر است.
با توجه به سیاست کلان امریکا، عقد چنین تفاهمنامهای که به انعقاد توافق جامع منجر شود، بعید است. اما پرسش اصلی هنوز پابرجاست، چرا ترامپ به چنین تفاهمی تن داده است.
باید درنظر داشت که در ماههای آینده چند رویداد پیش رو است. محرم و صفر به عنوان مهمترین رویدادهای مذهبی شیعیان، جام جهانی به عنوان بزرگترین رویداد ورزشی و انتخابات میاندورهای امریکا به عنوان یکی از رویدادهای مهم سیاسی امریکا. با این اوصاف ترامپ نیاز به خرید زمان دارد. یکی از احتمالها این است که ترامپ با خرید زمان، هم این سه رویداد را پشت سر بگذارد و هم برای اقدامات بعدی فرصت بیشتری داشته باشد.
احتمال دوم این است که این تفاهمنامه بندهای مخفیای چون توافق دوحه با طالبان داشته باشد. یعنی امتیازاتی که ترامپ گرفته، منتشر نشده باشد.
احتمال سوم این است که این تفاهم بازی فریب امریکا و اسراییل برای برنامهریزیهای بعدی باشد. به این ترتیب که اینبار ایران را واقعا امتیازات را در صحنهی عمل کسب کند و در یک غافلگیری دیگر، اقدامات آیندهی اسراییل و امریکا عملی گردد. به نظر میرسد که جنگ زرگری اسراییل و امریکا هم در این راستا شروع شده باشد.
اگر هیچکدام از احتمالات بالا درست نباشد، با رفع تحریمها و ۳۰۰ میلیارد غرامت، در پنج سال آینده ایران میتواند تمام خاورمیانه را توسط نیابتیهایش تحت سیطرهی خود در آورد و با همکاری چین و روسیه بساط امریکا را از منطقه برچیند. با این توضیحات منطقا باید به این تفاهمنامه مشکوک بود.
دکتر داوود عرفان