| در محدودترین شرایط نیز گزینههایی وجود دارد. شاید گزینهها ایدهآل نباشند، شاید انتخابها پرهزینه باشند، اما نبودِ انتخاب توهم است | ||||
| تاریخ انتشار: ۰۹:۴۷ ۱۴۰۵/۳/۳۱ | کد خبر: 200392 | منبع: |
پرینت
|
|
زیگمونت باومن معتقد است که انسانها در لحظهای از تاریخ قرار میگیرند که خود انتخاب نکردهاند؛ اما در همان لحظه، ناگزیر از کنشاند و در عین حال میان گزینههای مختلف حق انتخاب دارند. این نگاه، چارچوبی عمیق برای فهم وضعیت سیاسی افغانستان فراهم میکند؛ کشوری که دهههاست در گرداب جنگ، مداخله، بیثباتی و بازتعریف قدرت گرفتار مانده است.
افغانستان امروز در یکی از حساسترین لحظات تاریخی خود ایستاده است. مردم این سرزمین انتخاب نکردند که وارث چندین دهه جنگ سرد، افراطگرایی، رقابتهای منطقهای و فروپاشی ساختارهای نهادی باشند. همانگونه که نسلهای گذشته انتخاب نکردند در فضای اشغال، جنگ داخلی یا نظامهای شکننده زندگی کنند. این همان «تقدیر تاریخی» است که باومن از آن سخن میگوید: شرایطی که بر ما تحمیل میشود.
اما مسالهٔ اصلی این نیست که در چه شرایطی قرار گرفتهایم؛ بلکه مساله این است که در برابر این شرایط چه میکنیم.
سیاست افغانستان سالها میان دو قطب در نوسان بوده است: قطب جبر و قطب مسوولیت. در منطق جبر، همه چیز به عوامل بیرونی نسبت داده میشود، قدرتهای جهانی، کشورهای همسایه، شبکههای استخباراتی و ساختارهای قبیلهای. بدون شک، این عوامل تأثیرگذار بودهاند و هنوز هم هستند. اما فروکاستن تمام بحران افغانستان به عوامل خارجی، نوعی فرار از مسوولیت سیاسی نیز هست.
باومن یادآوری میکند که حتی در محدودترین شرایط نیز گزینههایی وجود دارد. شاید گزینهها ایدهآل نباشند، شاید انتخابها پرهزینه باشند، اما نبودِ انتخاب توهم است. افغانستان نیز امروز با مجموعهای از انتخابها روبروست.
نخست، انتخاب میان انحصار و مشارکت. هر نظام سیاسی که بر حذف دیگران استوار شود، دیر یا زود به بحران مشروعیت میرسد. ثبات پایدار تنها از مسیر مشارکت سیاسی، پذیرش تکثر قومی، زبانی و فکری به دست میآید.
دوم، انتخاب میان سیاست مبتنی بر ترس و سیاست مبتنی بر اعتماد. جامعهای که در آن شهروندان از بیان، آموزش، مشارکت یا آیندهٔ خود بیم داشته باشند، به سمت سکون ظاهری و انفجار پنهان حرکت میکند. امنیت واقعی فقط با کنترول به دست نمیآید؛ امنیت پایدار محصول اعتماد عمومی است.
سوم، انتخاب میان گذشته و آینده. بخش بزرگی از بحران افغانستان ناشی از بازتولید منازعات تاریخی است. نخبگان سیاسی بارها از حافظهٔ زخمی جامعه برای بسیج قدرت استفاده کردهاند. اما کشوری که پیوسته در گذشته زندگی کند، توان ساختن آینده را از دست میدهد.
در این میان، «شخصیت سیاسی» جامعه و نخبگان تعیینکننده است؛ همان عنصری که باومن از آن سخن میگوید. شخصیت سیاسی یعنی توانایی تصمیمگیری اخلاقی در شرایط دشوار. آیا نخبگان افغانستان حاضرند منافع جمعی را بر منافع کوتاهمدت گروهی ترجیح دهند؟ آیا جامعه میتواند از سیاست نفرت عبور کند؟ آیا نسل جدید میتواند الگویی متفاوت از قدرت ارایه دهد؟
آیندهٔ افغانستان صرفاً محصول تقدیر نیست. تقدیر، نقطهٔ آغاز است، نه پایان. آنچه سرنوشت نهایی را شکل میدهد، انتخابهای سیاسی امروز است.
افغانستان نمیتواند زمانهٔ خود را عوض کند؛ اما میتواند شیوهٔ مواجهه با زمانه را انتخاب کند. درست در همین نقطه است که مسوولیت آغاز میشود. تاریخ شاید بر ما تحمیل شود، اما آینده هنوز نوشته نشده است.
سمیر بیات
هالند- جون ۲۰۲۶ مطابق جوزا ۱۴۰۵