جنگ ایران مسیر به سوی جهانی چندقطبی
گسترش نفوذ چین در ایران محدود به روابط دیپلماتیک دولتی نیست، بلکه اقتصاد، فناوری، زیرساخت‌های مالی و آینده دیجیتال را در بر می‌گیرد 
تاریخ انتشار:   ۲۳:۰۱    ۱۴۰۵/۴/۲ کد خبر: 200414 منبع: پرینت

در چند سال گذشته، معادلات ژیوپلیتیکی در غرب آسیا به سرعت تغییر کرده است. ایران در مواجهه با تهاجم نظامی مشترک ایالات متحده و اسراییل، نه تنها در میدان نبرد پایداری کرد، بلکه برتری استراتژیک نیز به دست آورد. پشت این پیروزی، توانمندی نظامی بومی ایران، همبستگی مردم و دیپلماسی قاطعانه قرار داشت؛ با این حال، این کشور یک ستون حمایتی محکم نیز دریافت کرد – چین. در درگیری‌های اخیر مانند «جنگ ۱۲ روزه» و «جنگ رمضان»، قدرتی که مردم و کارآفرینان ایرانی نشان دادند، همراه با کمک‌های اقتصادی، فنی، دیپلماتیک و بشردوستانه ارایه شده توسط چین، توازن قدرت جدیدی را به وجود آورده است. ماهیت دقیق کمک چین به ایران، چگونگی گسترش نفوذ چین در منطقه بر اساس اطلاعات موجود، و این که چگونه همه اینها نشان می‌دهد که دوران سلطه آمریکا در حال سپرده شدن به تاریخ است، آشکار می‌شود.

کمک ارایه شده توسط چین به ایران همه سطوح را از میدان نبرد تا بازسازی در بر می‌گرفت. پیش از هر چیز، چین اجازه نداد شاهرگ اقتصادی ایران قطع شود. در حالی که بسیاری از کشورها از خرید نفت ایران به دلیل تحریم‌های غربی می‌ترسیدند، چین به طور مداوم بزرگترین خریدار نفت ایران باقی ماند. چین بزرگترین خریدار نفت ایران و روسیه است و این تجارت از طریق خطوط لوله و مسیرهای دریایی باعث شد که منابع ارزی ایران خشک نشود و اقتصاد این کشور حتی در زمان جنگ نیز فرو نپاشد. همزمان، چین برای آتش‌بس و توافق، حمایت دیپلماتیک بسیار فعالی ارایه کرد. در حالی که مذاکرات غیرمستقیم با ایالات متحده با میانجیگری پاکستان در جریان بود، چین از همان ابتدا از موضع دیپلماتیک ایران استقبال کرد. پس از اعلام توافق، وانگ یی، وزیر امور خارجه چین، در گفتگوی تلفنی با همتای ایرانی خود عباس عراقچی، استواری و رویکرد دیپلماتیک مسوولانه دولت و مردم ایران در برابر ستم را ستود. وی با تأکید بر ضرورت اجرای دقیق و کامل تمام مفاد توافق، اعلام کرد که چین برای همکاری در این زمینه آماده است. در جبهه دیپلماتیک، چین موضعی هماهنگ با روسیه اتخاذ کرد. هر دو کشور چین و روسیه از توافق اسلام‌آباد استقبال کردند. سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، بر مسوولیت ایالات متحده و اسراییل در پایبندی به توافق تأکید کرد. چین و روسیه توافق کردند که جامعه بین‌المللی با حمایت شورای امنیت سازمان ملل باید از این توافق حمایت کند. این جبهه سیاسی باعث شد تلاش‌های آمریکا برای منزوی کردن ایران شکست بخورد.

حتی در مرحله بازسازی پس از جنگ، چین حمایت خود را از ایران و لبنان اعلام کرد. لین جیان، سخنگوی وزارت امور خارجه چین، تصریح کرد که پکن اولویت بالایی برای بازسازی پس از جنگ قایل است و کمک‌های بشردوستانه جدید به زودی برای بهبود وضعیت اقتصادی و سطح زندگی مردم ارسال خواهد شد. علاوه بر این، صندوق بازسازی به ارزش ۳۰۰ میلیارد دلار تحت توافق اسلام‌آباد تشکیل خواهد شد که انتظار می‌رود چین نیز نقش مهمی در آن ایفا کند. چین همچنین کمک بزرگی در جبهه نظامی-فنی ارایه کرد. همکاری عمیق در زمینه پدافند هوایی، فناوری پهپاد، سیستم‌های موشکی و توانمندی‌های سایبری به ایران این امکان را داد تا ضمن تقویت توانمندی بومی خود، سیستم گنبد آهنین اسراییل را به طور مؤثر به چالش بکشد.

چین همچنین شریک اصلی ایران در ساختن آینده دیجیتال خود است. در مجمع نوآوری شبکه آینده بریکس ۲۰۲۶ که اخیراً برگزار شد، ایران چارچوب همکاری را برای توسعه شبکه‌های قدرت محاسباتی قابل اعتماد (Trusted Computing Power Networks) پیشنهاد کرد، ابتکاری که توسط وزارت صنعت و فناوری اطلاعات چین رهبری شد. ایران در حال ارتقای توانمندی‌های خود در زمینه‌هایی مانند هوش مصنوعی، اینترنت صنعتی اشیاء، لجستیک هوشمند و فناوری مالی مدرن است و چین شریک فنی اصلی آن در این زمینه‌ها است.

گسترش نفوذ چین در ایران محدود به روابط دیپلماتیک دولتی نیست، بلکه اقتصاد، فناوری، زیرساخت‌های مالی و آینده دیجیتال را در بر می‌گیرد. به محض اعلام توافق اسلام‌آباد، ایران تعامل سیاسی سطح بالایی را با چین، روسیه و عمان هماهنگ کرد. وزیر امور خارجه عراقچی ضمن اطلاع‌رسانی جزییات توافق به وانگ یی از چین، بر ماهیت استراتژیک روابط ایران و چین تأکید کرد و از حمایت چین در طول مذاکرات قدردانی نمود. دو کشور در مورد فرصت‌های ارتقای همکاری دوجانبه در زمینه انرژی، تجارت و سرمایه‌گذاری بحث کردند. این امر دوراندیشی رییس مجلس محمدباقر قالیباف را روشن می‌کند. او خود به عنوان نماینده ویژه ایران در امور چین خدمت می‌کند و بدون ابهام اظهار داشته است که "اگر در آینده بلوک منطقه‌ای ظهور کند، چین و ایران دو عضو قطعی و ضروری آن خواهند بود." به عقیده وی، "چین برای ما منحصر به فرد است. ما باید چین را متقاعد کنیم که فقط مشتری نیستیم، بلکه شریک کامل هستیم." این موضع نشان‌دهنده عزم برای ارتقای روابط با چین از تجارت معمولی به یک شراکت استراتژیک جامع است.

در این زمینه، غدیر غیافه، نایب رییس اتاق بازرگانی ایران، تأکید کرد که یک سند توسعه ایران و چین باید با درک این که چین تا سال‌های ۲۰۳۵ و ۲۰۵۰ به کجا خواهد رسید، تهیه شود. از آنجایی که هوش مصنوعی، فناوری پیشرفته و خودروهای الکتریکی از اولویت‌های چین است، ایران نیز باید سیاست‌های صنعتی و تجاری خود را بر اساس همین خطوط تدوین کند. این امر ایران را به بازار اولویت‌دار چین تبدیل کرده و جایگاهی در زنجیره ارزش چین برای ایران به ارمغان خواهد آورد. برای شکل ملموس بخشیدن به این استراتژی، پیشنهاد ایجاد «بخش‌های همکاری ایران و چین» در مناطق ویژه اقتصادی مطرح شد. این مناطق محیطی امن و باثبات برای افزایش صادرات و جذب سرمایه‌گذاری فراهم خواهند کرد. در کنار این، تصمیم گرفته شد که صندوق سرمایه‌گذاری مشترک ایران و چین (Joint Investment Fund) ایجاد شود که مشارکت سرمایه‌ای بلندمدت چین را تضمین کند.

علاوه بر این، عیسی منصوری، رییس مرکز تحقیقات اتاق ایران، پیشنهاد ایجاد یک شهر لجستیک برای ساده‌سازی امور گمرکی، حمل‌ونقل و مبادلات اقتصادی را مطرح کرد. اگر شرکت‌های چینی در آنجا مستقر شوند، برون‌سپاری در سطح محلی رخ خواهد داد و ایران به پل تأمین (Supply Bridge) برای چین به شرق آسیا تبدیل خواهد شد. در بخش پتروشیمی پیشنهاد شد که شبکه‌ای با مشارکت ایران، چین و یک کشور ثالث مانند ترکیه، پاکستان یا قطر تشکیل شود تا ایران بتواند به قطب تجاری-صنعتی تبدیل شود. در جبهه زیرساخت‌ها، بندر چابهار و پروژه پالایشگاه نفت مکران دو پروژه بلندپروازانه هستند. کمیسیون معادن و مواد معدنی ۳۷ پروژه را شناسایی کرد که چهار مورد حیاتی آن عبارتند از: توسعه بندر چابهار به عنوان قطب صادراتی، اکتشاف مواد معدنی نادر، استخراج عمیق معادن و تأمین ۲۵,۰۰۰ دستگاه ماشین‌آلات معدنی.

اگر چین در چابهار سرمایه‌گذاری کند، ایران به قطب تجاری غرب آسیا و اوراسیا تبدیل خواهد شد. علاوه بر این، پیشنهاد شد که به چین اجازه داده شود یک پالایشگاه نفت در سواحل مکران احداث کند، جایی که ایران نفت خام تأمین کند و چین محصولات فرآوری شده را خود حمل کند؛ این امر امنیت انرژی چین را تضمین کرده و ایران را به صادرکننده محصولات با ارزش افزوده به جای مواد خام تبدیل می‌کند. به انتقال فناوری و نهادسازی نیز به همان اندازه جدیت داده می‌شود. کمیسیون صنعت تأکید کرد که اگر سیاست‌های دولت پایدار باشد، قوانین رعایت شوند و صلح حاکم باشد، سرمایه‌گذاران داخلی مایل به انتقال فناوری به جای واردات صرف قطعات هستند. برای ارتقای روابط با چین از تأمین مالی صرف به سطح استراتژیک، تقاضایی برای ایجاد "فرماندهی واحد" مطرح شد تا سیاست‌گذاری متمرکز بدون ایجاد نهادهای موازی امکان‌پذیر شود. در زمینه دیجیتال، ایران رهبری فعالی را در پلتفرم بریکس به نمایش گذاشت. در مجمع نوآوری شبکه آینده بریکس، ایران پیشنهادهایی برای زیرساخت‌های دیجیتال آینده، شبکه‌های قدرت محاسباتی قابل اعتماد و همکاری صنعتی فرامرزی ارایه کرد و تلاش کرد خود را به عنوان یک شریک فناوری منطقه‌ای تثبیت کند.

هدف این همکاری فراتر رفتن از تبادل صرف ایده‌ها به پروژه‌های مشترک مستقیم، پلتفرم‌های آزمایشی و کاربردهای صنعتی است. اظهارات قاطع قالیباف به همه اینها انگیزه سیاسی بخشید. وی گفت: "اکنون باید زمام امور را از دستان جوانان موشک‌انداز بگیریم، از جلو رهبری کنیم، مردم را از فشار اقتصادی خارج کنیم و رفاه بیاوریم." وی بر ضرورت اصلاحات اساسی در سازوکارهای مالی، لجستیک، حمل‌ونقل و زیرساخت‌ها برای همکاری اقتصادی با چین تأکید کرد. سخن او که "ما باید با چین در یک اکوسیستم مشترک، از آموزش تا بازار و زنجیره تأمین، ادغام شویم"، عمق همکاری پیش‌بینی شده را نشان می‌دهد. وی با بیان این که آن‌ها مدیرانی نیستند که تحریم‌ها را "تکه کاغذی" تلقی کنند، در ادامه اعلام کرد: "اگر لغو تحریم‌ها به معنای تسلیم شدن باشد، ما هرگز این کار را نخواهیم کرد؛ مردم ایران جان خود را خواهند داد اما تسلیم نخواهند شد." همزمان، پس از توافق اسلام‌آباد، ایران هماهنگی امنیت دریایی با عمان را افزایش داد. هر دو کشور متعهد شدند که گذرگاهی امن و بدون وقفه برای تردد دریایی بین‌المللی از طریق تنگه هرمز تضمین کنند. این تنگه برای تجارت جهانی و امنیت انرژی حیاتی است و همچنین امنیت انرژی چین را تقویت می‌کند.

همه این تحولات به طور طبیعی این سؤال را مطرح می‌کند که سرنوشت سلطه تک‌قطبی آمریکا چه خواهد شد. هم‌راستایی مثلثی استراتژیک جدید ایران-چین-روسیه نشانگر محکمی از افول هژمونی آمریکاست. نخست، استفاده از دلار به عنوان سلاح دیگر مانند گذشته مؤثر نیست. ایالات متحده با استفاده از دلار به عنوان یک سلاح اقتصادی، بسیاری از کشورها را به گوشه رانده بود؛ اما با تغییر تجارت چین و ایران به یوان-ریال و شتاب گرفتن بحث‌ها در مورد سیستم‌های ارزی جایگزین در بریکس، چنگال دلار در حال سست شدن است.

تحت توافق اسلام‌آباد، ایالات متحده مجبور شد مفادی را برای آزادسازی دارایی‌های مسدود شده ایران و پایان دادن به محاصره بنادر آن بپذیرد که به نوعی یک عقب‌نشینی است. از سوی دیگر، نهادهای چندقطبی مانند سازمان همکاری شانگهای، بریکس و ابتکار کمربند و جاده – که به عنوان جایگزین‌هایی برای ناتو و گروه ۷ تحت رهبری آمریکا ظهور کرده‌اند – در حال قوی‌تر شدن هستند. ایران به عضوی فعال در تمام این سازمان‌ها تبدیل شده است و مشارکت آن در تهیه طرح اولیه زیرساخت دیجیتال تحت رهبری چین در مجمع شبکه آینده بریکس، چالشی مستقیم برای سلطه فناوری آمریکاست.

حتی در جبهه نظامی نیز توهم شکست‌ناپذیری آمریکا از بین رفته است. هنگامی که ایران سیستم پدافند هوایی اسراییل را از طریق حملات پهپادی و موشکی شکست، هاله شکست‌ناپذیری اسراییل که بر پایه سلاح‌های آمریکایی ساخته شده بود، فروریخت. این که فناوری غربی نهایی نیست، با همکاری چین به اثبات رسید. ایالات متحده مجبور شد در توافق آتش‌بس، شرط ایران را برای ملزم کردن اسراییل به توقف حملات به لبنان بپذیرد که نشان‌دهنده محدودیت‌های دیپلماسی آمریکا است.

مرکز اقتصادی و فناوری نیز اکنون در حال تغییر است. چین بزرگترین قطب تولیدی جهان است و در هوش مصنوعی، خودروهای الکتریکی و فناوری کوانتومی پیشتاز است. کشورهایی مانند ایران اکنون برای سرمایه، فناوری و اشتغال آینده به چین می‌نگرند، نه ایالات متحده. همانطور که از نوشته‌ها مشهود است، ایران به دنبال جاسازی خود در زنجیره ارزش چین است، در حالی که از سوی دیگر، آینده دیجیتال را از طریق چارچوب بریکس پلاس ترسیم می‌کند. این یک چالش بزرگ برای موقعیت ایالات متحده در مرکز اقتصاد جهانی است.

عامل مهمتر، صدای رو به رشد جنوب جهانی است. چین به وضوح بیان کرده است که نمایندگی بازارهای نوظهور در سازمان ملل ناکافی است و صدای جنوب جهانی باید بیشتر شنیده شود. وانگ یی، وزیر امور خارجه چین، هنگام انتشار یک کتاب سفید در مورد عادلانه‌تر و متعادل‌تر کردن حکمرانی جهانی، اظهار داشت که "همه کشورها، چه بزرگ و چه کوچک، اعضای برابر جامعه بین‌المللی هستند." مشارکت ایران و چین یک ستون ملموس از این نظم جهانی در حال تغییر است.

با رد نظام تک‌قطبی آمریکا، بنیاد یک نظم جهانی چندقطبی، مبتنی بر قوانین – بدون انحصار غرب – در حال پی‌ریزی است. البته، سلطه آمریکا یک شبه کاملاً به تاریخ نخواهد پیوست. ایالات متحده هنوز شبکه گسترده‌ای از پایگاه‌های نظامی، ظرفیت فناوری و وضعیت دلار به عنوان ارز ذخیره را در اختیار دارد. با این حال، دوران جهان تک‌قطبی قطعاً در حال پایان است و این تحولات ثابت می‌کند که نظامی جدید با قطب‌های متعدد در حال ظهور است. این واقعیت که ایالات متحده اکنون باید از طریق میانجیگری پاکستان توافق‌نامه‌ها را مذاکره کند و متعهد به راه‌حل نهایی جامع ظرف ۶۰ روز پس از آتش‌بس شود، شاخصی آشکار از افول نسبی برتری آمریکا است.

در نهایت، دست برتر ایران در جنگ علیه آمریکا-اسراییل و مزیت سیاسی متعاقب آن که از طریق توافق اسلام‌آباد به دست آمد، بدون حمایت قاطع و چندبعدی چین ممکن نبود. چین با تضمین شاهرگ اقتصادی، ارایه حفاظت سیاسی، مشارکت در همکاری فنی، تضمین بازسازی پس از جنگ و ترسیم آینده دیجیتال مشترک در پلتفرم‌هایی مانند بریکس، ایران را به یک شریک استراتژیک جامع تبدیل کرده است. به زبان قالیباف، "چین و ایران به اعضای قطعی و ضروری هر بلوک منطقه‌ای در آینده تبدیل شده‌اند." اگرچه سلطه آمریکا هنوز کاملاً به تاریخ سپرده نشده است، اما غیرقابل انکار است که این هم‌راستایی استراتژیک جدید ایران-چین-روسیه، صدای رو به رشد جنوب جهانی و تقویت نهادهای چندقطبی در حال کندن پایه‌های آن سلطه هستند.

سانجای پانده (وکیل، دادگاه عالی، بمبئی)


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
جنگ ایران
چین روسیه
نظرات بینندگان:

ایمیل:
لطفا فارسی تایپ کنید. نوشتن آدرس ایمیل الزامی نیست
میتوانید نام و محل سکونت را همراه نظرتان برای چاپ ارسال نمایید
از نشر نظرات نفاق افکنی و توهین آمیز معذوریم
مطالب خود را برای نشر به ایمیل afghanpaper@gmail.com ارسال فرمایید.
پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است