| ایران میتواند با طالبان تعامل داشته باشد؛ اما اگر این تعامل به قیمت از دست رفتن متحدان اصلی ایران در افغانستان تمام شود، افغانستان طالبان، به یکی از کانونهای بحران علیه ایران تبدیل خواهد شد | ||||
| تاریخ انتشار: ۲۲:۰۲ ۱۴۰۵/۴/۶ | کد خبر: 200435 | منبع: |
پرینت
|
|
مدرسه علمیه خاتمالنبیین و تمامی مجموعههای مرتبط با آن، از دانشگاه گرفته تا تلویزیون تمدن، باید «بیتالشیعه» میبود؛ بخشی از داراییهای عمومی شیعیان افغانستان که در عین حال، در خدمت همه مردم افغانستان نیز قرار بگیرد.
به باور من، نخستین جرقه تعرض طالبان به خاتمالنبیین زمانی زده شد که آنان احساس کردند با یک ملک شخصی طرف هستند، نه با سرمایهای که شیعیان افغانستان آن را از آنِ خود میدانند.
اگر طالبان به این باور رسیده بودند که دستدرازی به خاتمالنبیین، خشم عمومی شیعیان را برمیانگیزد و تعرض به دارایی مادی و معنوی آنان تلقی میشود، هرگز چنین اقدام جسورانهای نمیکردند.
عملکرد غلط تولیت و هیأت امنای خاتمالنبیین، زمینه شکلگیری این برداشت را فراهم کرده است.
با این حال، خاتمالنبیین و مجموعههای وابسته به آن، از مهمترین سرمایههای مادی و معنوی شیعیان افغانستان است و نباید هیچکس جرأت کند به آن طمع داشته باشد.
طالبان اگر بتوانند لقمهای به درشتی خاتمالنبیین را ببلعد، گلویشان آنقدر گشاد خواهد شد که بلعیدن لقمههای بعدی، آسانتر از نوشیدن جرعهای آب باشد.
حمله به خاتمالنبیین و تلاش برای تصرف آن، ادامه سیاست شیعهستیزی طالبان است.
این گروه، ظرفیتهای شیعیان افغانستان را یکی پس از دیگری هدف قرار داده است.
تعطیلی خاتمالنبیین، در عمل به معنای تعطیلی شورای علمای شیعه نیز هست؛ چرا که مقر این شورا در همین مجموعه قرار دارد.
طالبان با این اقدام، حتی جریان تعاملگر با خود را نیز هدف قرار داده است.
اما یک پرسش مهم وجود دارد.
در شرایطی که جمهوری اسلامی ایران پس از جنگ اخیر، خود را در موقعیت قدرت میبیند و شیعیان و حتی بسیاری از جریانهای غیرشیعی منطقه نیز آشکارا در کنار ایران ایستادند، چگونه طالبان جرأت میکنند درست در روز عاشورا، به شیعیان افغانستان به عنوان متحدین استراتژیک ایران و مهمترین داراییهای مادی و معنوی آنان حمله کند؟
پاسخ را باید در چند نکته جستجو کرد.
همراهی شیعیان افغانستان با ایران در روزهای جنگ، در افغانستان، ایران و اروپا، خشم جریانهای سلفی وابسته به آمریکا را برانگیخت.
فشار بر شیعیان، در واقع فشار بر دوستان و متحدان ایران برای تضعیف بسترهای اجتماعی مخالفت با سیاستهای ضدایرانی در آینده است.
متأسفانه، یک اقدام اشتباه از سوی تهران نیز جسارت طالبان را افزایش داد.
بازگشت معاون سابق سفارت به پست خود، که اصلیترین حامی سیاست حمایت از طالبان در تهران بود، این سیگنال را به این گروه داد که اعمال فشار بر شیعیان، موجب خشم تهران نخواهد شد.
معاون سفیر، با سیاستهای غلط چندساله خود، به طالبان جرأت داد تا ظرفیتهای شیعیان و فارسیزبانان ـ که در واقع ظرفیتهای راهبردی ایران در افغانستان بودند ـ را یکی پس از دیگری تضعیف کنند و بازگشت او به مأموریت، سیگنالی در تداوم همان روند تلقی شده است.
اکنون دو اتفاق باید رخ دهد.
نخست آنکه اعتراض به مصادره خاتمالنبیین باید به یک مطالبه عمومی تبدیل شود. اختلافات داخلی شیعیان نباید هضم این لقمه بزرگ را برای طالبان آسان کند. اگر طالبان بتوانند مصادره خاتمالنبیین را تثبیت کنند، فردا با پروندهسازیهای مشابه، نوبت به سایر داراییهای شیعیان خواهد رسید.
دوم آنکه جمهوری اسلامی ایران باید همانگونه که در حمایت از لبنان محکم و استوار ایستاد، نسبت خود را با متحدان شیعه و فارسیزبان خود در افغانستان به روشنی تعریف کرده و بر خطوط قرمز خود در قبال آنان بایستد.
ایران میتواند با طالبان تعامل داشته باشد؛ اما اگر این تعامل به قیمت از دست رفتن متحدان اصلی ایران در افغانستان تمام شود، افغانستان طالبان، به یکی از کانونهای بحران علیه ایران تبدیل خواهد شد.
اگر ایران میخواهد افغانستان را برای خود امن نگه دارد، این امنیت همانگونه که رهبر شهید فرمود، از مسیر تقویت و حفظ بدنه اجتماعی همسو با جمهوری اسلامی میگذرد نه تعامل با حاکمیت.
شیعیان و فارسیزبانان افغانستان اگر احساس کنند در بزنگاهها مورد حمایت ایران نیستند، انگیزه همراهی با ایران در روزهای سخت آتی را از دست خواهند داد.
و اما یک توصیه به تولیت خاتمالنبیین:
پیروزی در دعوای حقوقی با حکومتی مانند طالبان، تقریباً ناممکن است.
مهمترین راه حفظ سرمایههای عمومی آن است که مردم خود را مالک آن بدانند.
مادامی که این مراکز، ملک شخصی افراد تلقی شوند نه دارایی مردم، انگیزهای برای دفاع از آنها شکل نخواهد گرفت. اگر مردم با طالبان طرف شوند، این گروه هرگز جرأت مصادره چنین مجموعههایی را نخواهد داشت. لذا در رویکرد خود تجدیدنظر کنید و مردم را مالک واقعی این مجموعه بدانید، برای آنان نقش و جایگاه قائل شوید و فرصت دهید از سرمایهای که متعلق به خود میدانند، دفاع کنند.
سید احمد موسوی مبلغ
>>> مبلغ جان دیگه هزاره طرف ایران نیست هزاره دشمن ایران وطالان هست دیگه متحد نفرمایید نود درصد مردم افغانستان از ایران دل خوشی ندارد بلکه محض قدرت دستش بیاید به خدا باایران درگیر میشوند
>>> مردم افغان چگونه جرات دارند با طالبان مقابله کند فقط به کلیپهای ویدیویی در شبکه اجتماعی نکته کن با چه لقبهایی زن و مادر و دختر و اجداد و قومیت یکدیگر را خطاب میکند تا زمانیکه خود اتحاد و یکپارچگی و همدلی نباید هیچ قدرتی برای شما ماری نمی کند همانقدر مسلمان و معتقد نیستید که خدا سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهند تا آنکه خود آنها بخواهند
مجتبی
>>> کسانیکه برای بقا به یک مملکت خارجی وابسته باشند، حتمن روزی فدای منافع ان کشور میگردند، شما در همچو موقعتی قرار دارید!
منافع ایران درین مرحله احساس ایجاب نمیکند، که بخاطر شیعان افغانستان مناسبات خود را با طالبان خراب نمایند!
بنان خاموش باشید !
>>> زمان زورگویی و چور رفته است این بنیاد در وقت چور و غارت افغانستان که زمین آن دولتی است و توسط محسنی چور شد و بالای زمین دولتی ساخته شده است چون در آن زمان تمام دزدان و چپاولگران به اندازه زور و قدرت خود چور و دزدی کرد ولی این را نمیدانست که عدالت امدنی است چون بیت المال درد دارد مرگ ندارد وای شما هنوز هم در چتلی چوبک میزنید تا بوی آن بلند شود ایران را آنقدر احمق فکر نکنید که بدون کدام دلیل اعتراض کند وایران حق اعتراض را به خود نمیدهد چون خود شان قانون دارد و میداند که جایداد دولت را کسی به زور گرفته نمیتواند ایران همه روزه دو سه افغان را اعدام میکند چون حق دارد و چیزی که قانون ایران میگوید باید انرا ارج احترام بگذارند ولی حکومت افغانستان حق پرسان را دارد ولی ایران شاید جواب معقول داشته باشد مثلی که دولت افغانستان جواب معقول و به جا برای ایران در مقابل خاتم النبین دارد
>>> طالبان رنج میبرد از عزاداری شیعیان برای اباعبدالله حسین
جاغوری