| کسانی تلاش دارند تا تحولات بدخشان و هرات را صرفًا محلی معرفی کنند، یا از اهمیت و ابعاد واقعی مساله آگاهی کافی ندارند و یا آگاهانه در پی منحرف ساختن تحلیل ها به سمت مطلوب خود هستند | ||||
| تاریخ انتشار: ۲۲:۰۴ ۱۴۰۵/۴/۱۰ | کد خبر: 200459 | منبع: |
پرینت
|
|
بازی قدرت ها در افغانستان همواره در هاله ای از ابهام شکل گرفته و پیش رفته است. مناطق جغرافیایی حساس و دارای اهمیت راهبردی بلند، همواره مورد توجه قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای بوده اند. در این میان، استانهای هرات و بدخشان به دلیل اهمیت راهبردی و ژیواستراتژیک خود، از جمله مهمترین نقاط مورد توجه قدرت های دخیل در افغانستان به شمار می روند.
در ماه ها و سال های اخیر، هرات و بدخشان بیش از گذشته در کانون توجه سازمان های اطلاعاتی کشورهای منطقه و فرامنطقه قرار گرفته اند. عوامل متعددی در افزایش این توجه نقش داشته اند. به ویژه از زمان به قدرت رسیدن طالبان در آگست ۲۰۲۱ تاکنون، همزمان با شکل گیری جریان های مختلف سیاسی، نظامی و مدنی در بیرون از افغانستان، اهمیت این مناطق نیز مضاعف شده است. اپوزیسیون مسلح و سیاسی که در برداشت عمومی، فاقد خصلت عملیاتی و عملکردی مؤثر بوده و بیشتر برای حفظ موازنه در میدان رقابت قدرت ها مورد استفاده قرار گرفته است، خود بخشی از این معادله به شمار میرود. نقش ذخیرهای این جریان ها برای حفظ تعادل و امتیازگیری در بزنگاه های سیاسی، یکی دیگر از ویژگی های این بازی پیچیده است.
شورش های بدخشان، غور و هرات، در کنار حرکت های اعتراضی زنان در شهرهای بزرگ افغانستان، سرنخ هایی مهم برای تحلیل آینده این کشور به دست می دهند. در بسیاری موارد، این شورش ها، تحرکات و مقاومت های کوتاه مدت، از لحاظ زمانی با یکدیگر همبستگی و ارتباط معنادار داشته اند. البته این ارتباط الزامًا ناشی از هماهنگی و سازماندهی مشترک نیست، بلکه اهمیت راهبردی، موقعیت ژیوپولیتیکی و اتصال جغرافیایی این مناطق است که باعث می شود با کوچکترین تکانه، ابتدا و انتهای این خطوط گسل دچار تغییر وضعیت شوند.
همواره از خطوط تدافعی هندوکش، نقطه تقاطع شمال و جنوب و همچنین شرق و غرب افغانستان سخن گفته شده است؛ اما در یک تقسیم بندی تازه، جغرافیای شمالشرق و جنوبغرب کشور به مرکز اصلی تنش ها در امتداد هندوکش تبدیل شده است.
یک رشته کوه جغرافیایی نیست، بلکه خط تقاطع منافع برای درک بهتر مساله باید تأکید کرد که هندوکش صرفًا قدرت های منطقهای و جهانی محسوب می شود. اهمیت این رشته کوه ها تا آن اندازه است که طی دستکم یک قرن گذشته، چندین بار مسیر تهاجم، تخاصم و تصادم قدرت ها بوده اند. امروز نیز که افغانستان به کانونی از چالش های امنیتی تبدیل شده و خأل حضور یک قدرت مسلط در آن به وضوح احساس میشود، به گونه ای که این سرزمین به دیگی بی سرپوش برای رفت و آمد سازمان های اطلاعاتی منطقه و فرامنطقه مبدل شده است، هندوکش همچنان جایگاه اساسی خود را حفظ کرده است.
این خطوط گسل استراتژیک، تکانه های امنیتی مهمی را به وجود آورده اند. از شورش در بدخشان که با منافع امنیتی چین، پاکستان و تاجیکستان پیوند دارد تا ناآرامی های غور و هرات که به منافع ایران و حتی روسیه مرتبط می شود، همگی در یک چارچوب تحلیلی قابل بررسی هستند. بر مبنای نظریه خطوط گسل استراتژیک، آینده امنیتی افغانستان، هویت ژیوپولیتیکی آن و مسیرهای تصادم یا تفاهم قدرت ها در همین بستر شکل می گیرد. از همین رو، قدرت ها در هرات و بدخشان به آزمایش نقاط فشار استراتژیک و موازنه سازی روی آورده اند تا میزان شکنندگی وضعیت موجود را که حاصل نوعی تفاهم میان بازیگران مختلف است، ارزیابی کنند.
نکته قابل توجه دیگر آن است که در هرات، بدخشان و سراسر امتداد هندوکش، ظرفیت های قابل توجه طبیعی، انسانی و خدادادی نهفته است که میتواند در بلندمدت، شورش ها، اصطکاک ها و مخالفت های سیاسی و نظامی را بر پایه ظرفیت های داخلی فعال نگه دارد. از موقعیت جغرافیایی گرفته تا حتی بدون اتکا به منابع بیرونی و صرفًا منابع زیرزمینی، از ذهنیت ضدسلطه و ضد استعمار تا امکان سربازگیری توسط گروه های تندرو، همگی از جمله مؤلفه هایی هستند که در این مناطق قابل مشاهده اند.
برای نمونه، بدخشان از منظر ژیوپولیتیکی آغاز دیوار امنیتی هندوکش به شمار می رود؛ کمربندی که نه تنها مرز طبیعی میان بلوک های قدرت محسوب می شود، بلکه به میدان رقابت بازیگران منطقه ای نیز تبدیل شده است. چین، هند، پاکستان، ایران و روسیه هر یک این منطقه را بخشی از محاسبات امنیتی و راهبردی خود می دانند. از همین رو، بدخشان بار دیگر به کانون کشمکش قدرت در منطقه تبدیل شده است.
همچنین در امتداد هندوکش، استان هایی قرار دارند که طی دهه های متمادی ظرفیت تولید مقاومت، شورش و بغاوت محلی را در خود پرورش داده اند. همین امر سبب شده است تا این مناطق از منظر امنیتی و ژیوپولیتیکی، به عنوان خطوط گسل استراتژیک، همواره در بازی های امتیازگیری و تأمین منافع قدرت های دخیل فعال نگه داشته شوند و ظرفیت های نهفته در آنها حفظ گردد. در کنار جغرافیا، منابع زیرزمینی، مسیرهای ترانزیتی، شبکه های قاچاق مواد مخدر و ویژگی های کوهستانی و صعب العبور این مناطق، هندوکش را به شاهراه بالقوه صدور ناامنی تبدیل کرده است. در شرایط کنونی نیز خصوصیت اتصالی این کمربند جغرافیایی، استان های مختلف را به یکدیگر پیوند داده و زمینه شکل گیری زنجیرهای از واکنش های منظم و مرتبط را فراهم ساخته است.
واکنشی داخلی نسبت به تقسیم قدرت پس از حاکمیت از همین رو، مساله هرات و بدخشان را نمی توان صرفًا طالبان دانست. این رویدادها تنها در یک چارچوب تحلیلی بزرگتر قابل فهم و تفسیر هستند. بنابراین، کسانی که ناشی از نارضایتی های درونی طالبان یا سهم خواهی بازیگران تلاش میکنند تحولات بدخشان و هرات را صرفًا محلی معرفی کنند، یا از اهمیت و ابعاد واقعی مساله آگاهی کافی ندارند و یا آگاهانه در پی منحرف ساختن تحلیل ها به سمت مطلوب خود هستند.
در همین راستا، نقش و میزان تأثیرگذاری دولتهای فارسیزبان در این دو استان، در کنار اهمیت راهبردی و ژیوپولیتیکی آنها، شایان توجه است. در بدخشان، جمهوری تاجیکستان و در هرات، جمهوری اسلامی ایران، دو سوی یک دروازه امنیتی به نام هندوکش را تشکیل میدهند. این دو کشور عالوه بر منافع امنیتی، اقتصادی، سیاسی و ژیوپولیتیکی، تحولات این مناطق را از منظر پیوندهای تمدنی، فرهنگی و تاریخی نیز دنبال میکنند.
هر دو دولت فارسیزبان بخشی از ترتیبات و تفاهمات نوظهور شرق محسوب میشوند و هر دو در مسیر کاهش نفوذ آمریکا در منطقه، که آن را با گسترش افراط گرایی در افغانستان مرتبط میدانند، حرکت میکنند. افزون بر ایران و تاجیکستان، چین، روسیه، کشورهای آسیای مرکزی، پاکستان، ترکیه، کشورهای عربی، اروپا، بریتانیا و ایالات متحده آمریکا نیز بر اساس منافع امنیتی و راهبردی خود به این دو استان می نگرند.
کشورهای منطقه، به استثنای پاکستان، به خوبی آگاه اند که در صورت نادیده گرفتن واقعیت های موجود، موج افراط گرایی و ناامنی که می تواند از ابتدا و انتهای هندوکش، یعنی بدخشان و هرات، گسترش یابد، در نهایت کل یک مساله محلی یا داخلی منطقه را تحت تأثیر قرار خواهد داد. به همین دلیل، تحولات این دو استان دیگر صرفًا افغانستان نیست، بلکه بخشی از معادله بزرگ امنیت منطقه ای و رقابت قدرتها در قلب آسیا به شمار می رود.
عبدالناصر نورزاد تاجیک