| معلوم نیست که چرا ترهکی و امین بعد از تماس نزدیک و متمادی با امریکایی ها به کمونیست - مارکسیست های معتقد تبدیل شدند | ||||
| تاریخ انتشار: ۲۳:۳۹ ۱۴۰۵/۴/۱۰ | کد خبر: 200461 | منبع: |
پرینت
|
|
(بازخوانی نقش یک مأمور استخباراتی در شکلدهی به تصمیمهای راهبردی یک ابرقدرت)
سلیمان کبیر نوری
در اینجا می خوانید:
- ورود قوای شوروی به همکاری پشت پرده میان "ک جی ب" و "سی آی ای" در افغانستان.
- نورمحمد تره کی چگونه عازم امریکا شد؟
- امین چطور و چگونه برای ادامه تحصیلات به امریکا انتقال شد؟
- لیاخوفسکی در کتاب خود چنین نوشته است: در جون 1977 امین و هاشمی متهم شدند که هنگام تحصیل در امریکا با "سی آی ای" ارتباط داشته و اسنادی مبنی بر اینکه امین از "سی آی ای" پول می گرفت، برملا شده بود.
- رهبر "ک جی ب" (اندروپف) مطابق به علاقه شخصی اش به این نتیجه می رسد که داوود باید حذف گردد.
- روایت جنرال گریلوف: سفیر (پوزانوف به من گفت که نماینده ترهکی (قادر) می گوید به ارگ حمله نمودیم اما موفق نیستیم. چه باید کرد؟
- به عقیده جنرال لیاخوفسکی فقط امین بود که شرایط را آماده کرده و نظامیان را جهت سرنگونی داوود تنظیم نموده بود. آز آنجایی که امین با "سی آی ای" همکاری داشت، کاملا واضح است که در حقیقت سازماندهنده کودتای نظامی افغانستان چه کسی است.
- یادداشت اندروپف به بریژنف که مقدمه تهاجم به افغانستان بود.
- دو مارکسیست نما (نورمحمد ترهکی (رییسدولت و همکار سابق سفارت آمریکا) و حفیظالله امین (معاون او و ایجنت سیا).
- بعد از مارچ 1979 ترهکی و بعدا امین به درخواست شان از مسکو جهت ورود قوای شوروی به افغانستان ادامه دادند، در مجموع هفت درخواست از سپتامبر تا دسامبر 1979 بعمل آمده بود.
- شگفتی جنگ شوروی در افغاستان آن است که پیروزی در آن پلان نشده بود.
آنچه نگارنده را بیش از هر زمان دیگری به مطالعه، واکاوی و تحلیل رویکردها، عملکردها و نقشآفرینی کارگزاران و بازیگران استخباراتی در تحولات سیاسی جهان معاصر برانگیخت، انتشار و بازتاب گسترده ی ویدیویی بود که به همت و تلاشهای ارزشمند دوست فرهیختهام، پروفیسور دکتر سید احمد جهش، دکترای طب و فلسفه، نویسنده، مترجم، تحلیلگر مسایل سیاسی بینالمللی و از روشنگران آگاه کشور، تهیه و منتشر شد.
دکتر سید احمد جهش همواره با دقت نظر، ژرفنگری و پژوهشهای پیگیرانه، توانسته است به زوایای پنهان بسیاری از رخدادهای سیاسی و تاریخی دست یابد؛ موضوعاتی که در بسیاری موارد از دید پژوهشگران و تحلیلگران به دور ماندهاند. ویژگی برجسته کار پژوهشی ایشان، کنجکاوی علمی، پشتکار مستمر و نگاه نقادانه به منابع تاریخی و سیاسی است؛ ویژگی هایی که سبب شدهاند تا به برخی از ناگفتهها و رمز و رازهای کمتر افشاشده تاریخ معاصر دست یابند.
در همین راستا، آقای دکتر جهش با بهرهگیری از دو ویدیوی مستند برگرفته از برنامه روسی «رازهای تاریخ (Zagadkaya Istoriya)»، مطالب مهمی را از زبان روسی ترجمه و در قالب یک ویدیوی شنیداری، همراه با روایت و صدای خویش منتشر کرده اند. این اثر، افزون بر ترجمه و روایت، با ارایه اسناد و مدارک تصویری مستند همراه بوده و از همینرو، توجه گسترده مخاطبان را به خود جلب کرده است.
چطوراندروپف اتحاد جماهیر شوروی سوسیالستی را به جنگ افغانستان کشانید؟
ورود قوای شوروی به همکاری پشت پرده میان " ک جی ب" و "سی آی ای" در افغانستان:
در 25 دسامبر 1979 اتحاد شوروی قوای محدود نظامی اش را وارد افغانستان کرد.
امروز؛ چگونگی اتخاذ تصمیم فرستادن قوا توسط حلقه ی محدود بیروی سیاسی خوب معلوم است؛ اما وقایعی که قبل از این رویداد به وقوع پیوسته است، از نظر محافل وسیع اجتماعی پنهان مانده که عادلانه نمی باشد، زیرا توضیح آن وقایع اشاره به همکاری پشت پرده میان "ک جی ب" و "سی آی ای" در افغانستان میکند.
اکنون ما مسایلی را به بررسشی می گیریم که نشان میدهد اداره اندروپوف هدفمندانه به رهبری اتحاد شوروی معلومات نادرست را ارایه میکرد.
نورمحمد ترهکی و حفیظ الله امین اشخاص کلیدی وقایع بودند که باعث ورود قوای شوروی به افغانستان شدند. هر دو در رهبری دولت به نوبت، سمت منشی عمومی کمیته مرکزی حزب دموکراتیک خلق افغانستان را به عهده داشتند.
نورمحمد ترکی چگونه عازم امریکا شد؟
در 1952 "ژورنالیست ترهکی" منحیث سکرتر مطبوعاتی سفارت افغانستان عازم امریکا شد.
در 1955 ترهکی به کابل برگشته به مثابه همکار هیات دیپلوماتیک امریکا مدت 8 سال ترجمان سفارت امریکا در کابل بود.
امین چطور و چگونه برای ادامه تحصیلات به امریکا انتقال شد؟
امین بعد از کسب آموزش در یکی از لیسه های کابل، معلمی می کرد؛ اما در سال1957 مورد توجه امریکایی ها قرار گرفته به او امکان تحصیل رایگان در امریکا داده شد.
امین 28 ساله به امریکا رفته از 1957 الی 1965 در اولین دانشگاه کولمبیا و بعدا در دانشگاه "ویسکانسین" تحصیل نمود.
قابل توجه است که در 1958 همرای امین در دانشگاه کولمبیا محصلین شوروی به نام های الیگ کلوگین جنرال آینده "ک جی ب" که در سال 2002 به خاطر خیانت به وطن محکوم گردیده بود و "الکساندر یکوولف" طراح آینده پریسترویکه تحصیل می کردند.
مساله ی استخدام امین توسط امریکایی ها چیز پنهان نبود. چنانچه پژوهشگر جنگ افغانستان جنرال لیاخوفسکی در کتاب خود چنین نوشته است: در جون 1977 امین و هاشمی متهم شدند که هنگام تحصیل در امریکا با "سی آی ای " ارتباط داشته و اسنادی مبنی بر اینکه امین از سی آی ای پول می گرفت، برملا شده بود. اما امین در آنوقت توانست به شکلی از اتهام شانه خالی کرده اظهار نماید که جهت ادامه تحصیل به پول ضرورت داشت و مصلحین با "سی آی ای" پیوسته بودند تا پول بدست آرند".
معلوم نیست که چرا ترهکی و امین بعد از تماس نزدیک و متمادی با امریکایی ها به کمونیست - مارکسیست های معتقد تبدیل شدند.
در 1965 ترهکی از ترجمانی سفارت امریکا در کابل سبکدوش شده و به تشکیل حلقه های مخفی مارکسیستی در افغانستان پرداخته و بعدا جهت ملاقات با مسوولان کمیته مرکزی حزب کمونست به اتحاد شوروی سفر نمود.
ترهکی پس از عودت از شوروی، با مامور "ک جی ب" در کابل تماس غیر رسمی داشت.
حسن کاکر که ترهکی را شخصا می شناخت نوشته است که ترهکی قبل از رقتن به امریکا هیچ نوع خصلت کمونیستی نداشت، اما پس از عودت از امریکا و ترجمانی در سفارت امریکا، ناگهان کمونیست شد.
در سال 1965 ترهکی در تاسیس حزب دموکراتیک خلق افغانستان اشتراک نمود. به زودی کمونیست دیگری بنام حفیظ الله امین شامل حزب شد. اما بعد از دوسال، حزب به دو فراکسیون خلق و پرچم تقسیم گردید. دعوا بین خلق و پرچم ادامه داشت، ولی انقلاب برضد شاه منفور (ظاهرشاه) به وقوع نپیوست.
درسال 1973 در افغانستان کودتا شد. ظاهر شاه توسط پسر عمویش محمد داوود سرنگون گردید. کشور جمهوری اعلان شد.
گرچه داوود از نظرخونی مربوط خانواده شاهی بود، ولی علاقه به نظام سوسیالستی داشت. از این رو در افغانستان، ملی سازی موئسسات بزرگ و بانک ها شروع شد. زمین های اضافی از مالکین آن گرفته شد.
اتحاد شوروی اولین کشوری بود که جمهوری افغانستان را به رسمیت شناخت. روابط دوجانبه شروع به بهبودی نمود. در 1975 داوود مشاورین نظامی شوروی را به افغانستان دعوت کرد. جنرال گریلوف که در نیمه دوم سال های 1970 سرمشاور نظامی در افغانستان بود، می گوید که داوود برایم گفت: "دشمن اصلی ما پاکستان است که امریکا او را کمک و در تمام موارد ضد افغانی او را پشتیبانی می کند".
روابط داوود به همکاری نزدیک اتحاد شوروی گره خورده بود، ولی از مکنونات قلبی اش چیزی نمی توان گفت. رابطه او با اتحاد شوروی، با مشاورین نظامی و مردم ما بسیار خوب بود، اما بعدها طبق اطلاعات ارگان های کشفی، فهمیدیم که او با امریکایی ها تماس برقرار کرده است. این اطلاعات خاص و مخفی مربوط حلقه های جاسوسی بود و ما احساس نمی کردیم که او به کشور دیگری جهت گیری کرده باشد.
توجه نمایید بر آنکه، روابط داوود با اتحاد شوروی کاملا عادی و سازنده است، ولی جاسوسانی مصرانه تلقین می کنند که داوود با امریکایی ها در تماس است. گرچه این کار بطور عینی به مفاد او نمی باشد.
جنرال گروموف کسی که بیشتر از 5 سال در افغانستان جنگیده است بخاطر می آورد که: "افسران کشف خارجی "ک جی ب" کار بزرگی را پیش می بردند... صرف نظر از آنکه اداره کشف خارجی دارای موقف خاص بود. قوماندانی نظامی در کابل با معلومات همکاران اداره مذکور روش محتاطانه داشت چه سمتگیری آنها بیشتر به منافع خودشان بود و در تلاش با دفاع از حیثیت یونیفورم؛ افراد کشف خارجی بعضن معلومات رادیویی و فوتوهای فضایی را طوری تفسیر می کردند که نتیجه گیری آمرین مسکو را تایید کند".
رهبر "ک جی ب" (اندروپف) مطابق به علاقه شخصی اش به این نتیجه می رسد که داوود باید حذف گردد.
چنین برمی آید که رهبر "ک جی ب" (اندروپف) مطابق به علاقه شخصی اش به این نتیجه می رسد که داوود باید حذف گردد. از این رو جاسوسان به جمع اوری معلومات منفی در مورد داوود شروع می کنند.
داوود در 27 اپریل 1978 با یک کودتای نظامی سرنگون گردید.
رول عمده را در انقلاب اپریل شخصیت های ح د خ ا (ترهکی و امین) بازی نمودند. جالب تر انکه اگر کمک طرف شوروی نمی بود کودتا ناکام می شد.
روایت جنرال گریلوف: سفیر (پوزانوف به من گفت که نماینده ترهکی (قادر) می گوید به ارگ حمله نمودیم اما موفق نیستیم. چه باید کرد؟
در این ارتباط جنرال گریلوف چنین روایت می کند: "سفیر(پوزانوف) به من گفت که نماینده ترهکی (قادر) می گوید به ارگ حمله نمودیم اما موفق نیستیم. چه باید کرد؟" گفتم "اجازه دارم که مشوره بدهم؟": "بلی" او به من اجازه می دهد با قادر سخن بزنم.
قادر رهبری عملیات نظامی را به دوش داشت. من برایش می گویم: "عساکر را از قصر دورکرده ضربات هوایی وارد کنید". بعد از ضربات، گروهی از افسران به داخل قصر هجوم بردند.
داوود همه فامیل و نزدیکان خود را در قصر جمع نموده بود. وقتی که افسر اردوی افغانستان به ایشان گفت که: " تسلیم شوید"، پسرعموی داوود بالای افسر مذکور فیر نمود. در آنوقت گروپ 5-6 نفر از سربازان که بداخل نفوذ کرده بودند داوود، فامیل اش و همه را کشتند.
کودتای نظامی برای طرف شوروی غیرمترقبه بود. ولی وقتی معلوم گردید که توطئه گران موفق نیستند، سفیر پوزانوف در حقیقت به جنرال گریلوف وظیفه می دهد تا رهبری کودتا را بدوش گیرد، چیزی که باعث پیروزی گردید.
واضح است که پوزانوف شخصا نمی توانست چنین تصمیمی را اتخاذ نماید و این به معنی آن است که مسکو برای حذف داوود رضایت داشت.
به عقیده جنرال لیاخوفسکی فقط امین بود که شرایط را آماده کرده و نظامیان راجهت سرنگونی داوود تنظیم نموده بود. آز آنجایی که امین با "سی آی ای" همکاری داشت، کاملا واضح است که در حقیقت سازماندهنده کودتای نظامی افغانستان چه کسی است.
قدرت را شورای انقلابی افغانستان بدست گرفت. ترهکی سمت های ریاست شورای انقلابی و حکومت را و امین معاونیت ترهکی و وزارت خارجه را به خود تخصیص دادند.
افغانستان را جمهوری دموکراتیک با هدف اعمار سوسیالیزم اعلان نمودند.
بعد از چند روز اتحاد شوروی و ایالات متحده امریکا قدرت نوین افغانستان را به رسمیت شناختند.
بدین ترتیب چه اتفاق افتاد؟
نورمحمد ترهکی (رییسدولت و همکار سابق سفارت آمریکا) و حفیظالله امین (معاون او و ایجنت سیا)، دو مارکسیستنمایی بودند که در بحرانیترین لحظاتِ شکستِ توطئهشان، مسکو را به مداخله نظامی کشاندند. اما پرسش این است: این اقدام شوروی حماقت بود یا خیانت؟ قطعن در رهبری KGB و کمیته مرکزی حزب کمونیست، افراد کودنی حضور نداشتند. پس آنها با علم به اینکه ترهکی و امین مهرههای آمریکا هستند، عمداً این دو نفر را به قدرت رساندند. اما کرملین با چه هدفی دست به این بازی خطرناک زد؟
در اگست 1978 کروچکوف وکلوگین به افغانستان آمده با ترهکی و امین ملاقات نمودند. به زودی در ماه سپتامبر مسوولین دولت به جامعه عنعنوی اسلامی حمله ور شده ملاها را دشمن دولت اعلان کردند.
حقوق زن و مرد را مساوی ساخته حد اقل سن ازدواج دختران را (16) سال تعیین نمودند. ازدواج های اجباری و طویانه را ممنوع اعلان کردند.
اسلامگرایان آغاز به شورش نمودند. آشوب و هرج و مرج خونین در قطعات عسکری به وقوع پیوست.
ترهکی مطابق عنعنه شرقی از جنرال گریلوف تقاضای کمک زمینی و هوایی نمود.
قبلا در سال1975 در زمان داوود به تعداد 500 نفر ار مشاورین نظامی شوروی در افغانستان وجود داشتند؛ اما در عملیات محاربوی اشتراک نمی کردند. دقیقا ترهکی از ما می خواست تا ما به مقابل آشوبگران که خودش آنها را برضد خود تحریک کرده بود داخل جنگ شویم.
جنرال ورینیکوف که از سال 1984 الی 1989 در افغانستان بود در خاطرات خود نگاشته است که: این امریکایی ها بودند که به ورود عساکر ما به افغانستان خیلی علاقه داشتند. واشنگتن آنچه در توان داشت از طریق "سی آی ای" کوشش کرد تا ورود صورت گیرد.
در 17 مارچ 1979 جلسه بیروی سیاسی جهت بحث در مورد تقاضای ترهکی دایر شد. در جلسه (کریلنکو) سکرتر کمیته مرکزی بیانیه داده گفت که: "سوال به میان می آید اگر عساکر را به آنجا بفرستیم آنها با کی خواهند جنگید؟ با آشوبگران که تعداد زیاد اسلامگرایان با ایشان پیوسته اند، همه مسلمان و تعداد کثیری از مردم عادی در بین شان هستند یعنی در مجموع با مردم باید جنگید".
در جلسه از ارتباط ترهکی و امین با امریکایی ها چیزی گفته نشد. در حالیکه اندروپوف که در جلسه حاضر بود در این مورد خوب می دانست، با آنهم بعضی از اعضای بیروی سیاسی در مورد چیزهای نامناسبی مظنون بودند. چنانچه کسیگین چنین گفت: "به هرصورت هرچه که بگویید ترهکی و همچنان امین ظاهرا مردمان خوب اند، ولی با آنهم آنها چیزهایی را از ما پنهان می کنند و آنکه علت چه می باشد دانستنش برای ما مشکل است".
درجلسه فیصله گردید تا قوای نظامی به افغانستان فرستاده نشود، بل به افغانستان کمک تسلیحاتی و مواد خوراکه صورت گیرد.
بعد از آنکه بیروی سیاسی از فرستادن قوای نظامی به افغانستان امتناع ورزید، "ک جی ب" به شدت اوضاع را در افغانستان بی ثبات ساخت تا رهبری حزبی را مجبور به گزینه فرستادن قوا بسازد.
در تابستان 1979 چهار وزیر جوان طرفدار ترهکی (گلاب زوی، مزدوریار، وطنجار، سروری) به اصطلاح گروه چهار را که اکثر آنها را باند چهار نفری می گفتند، تشکیل داده و قاطعانه برضد امین که قدرت بزرگ حزبی و دولتی را در کنترول خود گرفته بود اقدام نمودند.
مشاور ریاست عمومی امور سیاسی اردوی افغانستان جنرال زپلاتین به ارتباط گروه چهار چنین بخاطر می آورد: "نزاع مرگبار ترهکی و امین، اقدام مکرر به کشتن امین، ایجاد شورش درگارنیزون های اردو که هیچ کدام بدون استشاره "ک جی ب" به وقوع نپیوسته است به وجدان آنها مربوط است. من اکنون بعد از 20 سال فهمیده نمی توانم که چرا نمایندگان خدمات خاص ما در کابل این نفاق افگن ها را تحت مراقبت داشته معلومات نادرست را درباره اوضاع اردوی افغانستان از ایشان گرفته به رهبران شوروی انتقال می دادند و بالاخره وقتی "گروه چهار" کاملا ورشکست شد به شکل مخفی به اتحاد شوروی انتقال داده شد".
در سپتامبر 1979 ترسایی عملیات "ک جی ب" در کشاندن اتحاد شوروی به تلک افغانستان بالای خط مستقیم پایان خود قرار گرفت. قرار شنیده ها به سترجنرال پاولوفسکی، جنرال "ک جی ب" ایوانوف و مشاور عمومی جنرال گریلوف هدایت داده شده بود که با ترهکی و امین صحبت نموده آنها را آشتی دهند.
به تاریخ 14 سپتامبر فرستاده های شوروی به دفتر کار ترهکی حضور بهم رسانیدند. پوزانوف مقصد ملاقات را توضیح داده خواهش نمود تا امین را به مجلس دعوت نمایند. امین به قصر آمد، ولی بالایش حمله صورت گرفت. سریاور ترهکی کشته و یاور امین شدیدا مجروح گردید. صحبت صورت نگرفته و وقایع خصلت برگشت ناپذیر کسب نمود. روز بعد امین با اتکا به گارنزیون کابل ترهکی را از رهبری مملکت تجرید ساخت.
به تاریخ 16 سپتامبر در ابتدا جلسه شورای انقلابی و بعدا پلنوم کمیته مرکزی "ح د خ ا" دایر شده، ترهکی از ریاست شورای انقلابی و منشی عمومی کمیته مرکزی "ح د خ ا" برطرف گردید و حفیظ الله امین به اتفاق آرا به همه این مقام ها انتخاب شد. واضح است که ترهکی ترور امین را تدارک ندیده بود. دیوانه باشد کسی اگر بخواهد در حضور فرستاده های شوروی امین را به قتل برساند.
توطئه به وسیله ی "ک جی ب" به کمک ایجنت هایش در باند چهار نفر که بعدا مخفیانه به شوروی برده شدند صورت گرفت.
ترهکی که امین او را مقصر قصد ترورش می دانست بعد از خلع قدرت کشته شد. ماجرا به نقطه اوجش رسید زیرا برژنف امنیت ترهکی را تضمین نموده بود ولی او را به قتل رسانیدند.
لیونید ایلیچ این را به خود توهین تلقی نمود، برای سایر کشور ها چه خواهند گفت؟ مگر به برژنف می توان اعتماد نمود؛ در حالیکه وعده اش در مورد حمایت و دفاع چیزی دیگری به جز کلمات میان تهی باز هم چیزی نمی باشد؟
بعد از مارچ 1979 ترهکی و بعدا امین به درخواست شان از مسکو جهت ورود قوای شوروی به افغانستان ادامه دادند، در مجموع 7 درخواست از سپتامبر تا دسامبر 1979 بعمل آمده بود.
بعد از مارچ 1979 ترهکی و بعدا امین به درخواست شان از مسکو جهت ورود قوای شوروی به افغانستان ادامه دادند، در مجموع 7 درخواست از سپتامبر تا دسامبر 1979 بعمل آمده بود.
بگفته ی جنرال گریلوف اندروپف توانست "گرومیکو" را متقاعد سازد ولی اوستینوف با اندروپف کنار آمد، آنها رفقای قدیمی بودند.
بعد از قتل ترهکی اندروپف، گرومیکو و اوستینوف توانستند برژنف را در اتخاذ تصمیم متقاعد سازند.
قراری که جنرال میوروف معاون قوماندانی عمومی نیروهای زمینی به خاطر می آورد: "در جلسه بیروی سیاسی اگارکوف فرمانده ستاد کل نیروهای مسلح را احضار و امر کردند تا یک نیروی 75 هزار نفری را آماده سازد. اگارکوف مخالفت کرده گفت "ما تمام اسلام ایزم شرق را برضد خود می شورانیم و از نظر سیاسی در تمام جهان بازنده می شویم". اندروپف سخن او را قطع کرده گفت: "مصروف امور نظامی شوید! سیاست کار ما، حزب ولیونید الیچ است".
موضوع مهم دیگر آن است که اگر نیروهای شوروی جهت کمک به رهبری افغانستان داخل مملکت شود، ورود کافران تنها باعث عکس العمل خصمانه بنیادگرایان اسلامی خواهد شد. اما اگر ورود قوا شباهت به اشغال افغانستان توسط نیروی اشغالگر خارجی داشته باشد، باعث خشم و رنجش اکثریت قاطع مردم می گردد. هرقدر که خشم مردم برضد اشغالگران زیاد باشد به همان اندازه برخورد شدیدتر صورت می گیرد، بناء تصمیم گرفته شد تا امین حذف گردد. اما بیروی سیاسی امر آغاز عملیات را نداد، ممکن استدلال جنرال های اردو باعث شک و تردید شده باشد، از این رو در (ک جی ب) فیصله نمودند تا بزرگان حزبی را تحت فشار قرار دهند.
یادداشت اندروپف به بریژنف که مقدمه تهاجم به افغانستان بود.
در اوایل دسامبر 1978 اندروپف یادداشتی را به بریژنف فرستاد که مقدمه تهاجم به افغانستان بود. در یادداشت تذکر رفته بود که امین ایجنت سیا مخفیانه و به تنهایی در رستورانت های خارج شهر با کارمند سفارت امریکا ملاقات می کند، توطئه می بافد و پلان حمله آمریکا به افغانستان را مورد بحث قرار میدهد. کشتی های امریکایی با عساکرشان به سواحل پاکستان نزدیک شده می روند. عساکر به ساحل دیسانت شده رهسپار افغانستان می شوند. البته این یک محاسبه جعلی بود ولی اجرا گردید تا این نوع معلومات در مورد امین نزد بریژنف باعت هیجان شدید عاطفی گردد. توقع برآورده شد. معلومدار اگر لیونید الیچ تحت تاثیر تابلت های ادویه مخدر نمی بود، او می توانست سوال کاملا منطقی را مطرح نماید.
اگر ایجنت سیا در مدت سه ماه هفت مرتبه ورود قوای شوروی را به افغانستان خواهش می نماید چنین معنی میدهد که سیا می خواهد تا نیروهای ما داخل افغانستان شود بناء این را نباید انجام داد.
در 8 دسامبر 1979 اندروپف جعل دیگری را به خورد بیروی سیاسی داد که گویا جاسوس سیا در ترکیه می خواهد امپراتوری بزرگ عثمانی را بسازد که شامل جمهوریت های جنوبی اتحاد شوروی باشد همچنان امریکایی ها می خواهند در افغانستان سلاح اتومی را جابجا کنند.
تصمیم نهایی در مورد ورود قوا به افغانستان بتاریخ 12 دسامبر 1979 در جلسه بیروی سیاسی اتخاذ گردید، روز بعد امادگی جهت تهاجم آغاز شد.
27 دسامبر 1979 قصر امین در کابل با هجوم نیروهای خاص (گ.ر.او.) و (ک. ج.ب) تسخیر و امین کشته شد. روز بعد ببرک کارمل مرحله دوم انقلاب را از رادیو اعلان کرد.
نیروهای شوروی در گارنزیون ها جابجا شده، الی 15 فبروری 1989 جنگیدند و بیشتر از 15 هزار کشته دادند.
شگفتی جنگ افغاستان آن است که پیروزی در آن پلان نشده بود.
منابع:
https://youtu.be/UvjGern-9tE?si=keyNQv2RKYErqOvz
Как Андропов втянул СССР в Афганскую войну - YouTube
برگردان ازروسی توسط دکتر سیداحمد جهش.
گرفته شده ازمنبع نشراتی "زگاد کایه ایستوریه" (رازهای تاریخ)