هیاهوی بی‌حاصل، دل‌خوشی بی‌دلیل
دعوت به یک مراسم سیاسی یا تشریفاتی را نمی‌توان نشانه حمایت استراتژیک یا تغییر سیاست تهران دانست 
تاریخ انتشار:   ۲۰:۱۶    ۱۴۰۵/۴/۱۳ کد خبر: 200481 منبع: پرینت

دعوت جمهوری اسلامی از گروه‌های مخالف طالبان، از جمله احمد مسعود، به مراسم تشییع جنازه علی خامنه‌ای، از سوی شماری از حامیان موسوم به "جبهه مقاومت" به‌عنوان یک دستاورد بزرگ تبلیغ شد. استدلال لابی‌گران این جریان بی‌دست آورد، این بود که این دعوت، به نوعی به رسمیت شناختن جایگاه جبهه شان از سوی جمهوری اسلامی است؛ آن هم در کنار دعوت از نمایندگان طالبان.

چقدر بیچارگی، طالبان یک گروه تروریستی هستند و جمهوری سلامی نیز دارد بازی خود را می‌کند.
اما اگر این موضوع را بدون هیجان و اواقع بینانه بررسی کنیم، چنین برداشتی چندان قابل دفاع نیست. سیاست خارجی جمهوری اسلامی همواره بر اساس منافع و محاسبات راهبردی خود تنظیم شده است، نه بر مبنای تعهد ایدیولوژیک یا حمایت پایدار از نیروهای مخالف طالبان. همین جمهوری اسلامی چند روز پیش، بنا بر گزارش‌ها، از جبهه مقاومت خواست از هرگونه حمله و درگیری نظامی علیه طالبان خودداری کند. اگر ایران واقعاً به پیروزی یا تقویت جبهه مقاومت باور می‌داشت، منطقی نبود که هم‌زمان این جبهه را از اقدام نظامی علیه طالبان بازدارد. بنابراین، دعوت به یک مراسم سیاسی یا تشریفاتی را نمی‌توان نشانه حمایت استراتژیک یا تغییر سیاست تهران دانست.

از سوی دیگر، باید این پرسش را با صراحت مطرح کرد که آیا امروز اساساً چیزی به نام یک جبهه مقاومت سازمان‌یافته و فعال در میدان نبرد علیه طالبان تروریست که شدید ترین ظلم را بر مردم روا می‌دارند، وجود دارد؟ واقعیت این است که طی پنج سال‌ و اندی گذشته، این جریان نتوانسته است هیچ طرح نظامی سیاسی یا تشکیلاتی موثری برای مقابله با طالبان ارایه کند. عملیات قابل توجهی انجام شده، نه مناطق مشخصی تحت کنترل افراد این جبهه قرار گرفته و نه توانسته‌اند نیروی تازه‌ای را سازمان‌دهی و بسیج کند. بخش عمده فعالیت این جریان به صدور بیانیه، برگزاری نشست‌های سیاسی در خارج از افغانستان و تلاش برای جلب حمایت مالی و سیاسی دولت‌های خارجی محدود شده است.

بخشی از چهره‌های وابسته به این جبهه، بیش از آن‌که در اندیشه سازمان‌دهی مقاومت باشند، درگیر رقابت بر سر منابع مالی، امتیازگیری و حفظ منافع شخصی خود هستند. سال‌ها است که اتهام‌هایی درباره فساد مالی، سوءاستفاده از کمک‌ها، باج‌گیری و کسب درآمد از نام "مقاومت" مطرح می‌شود. همچنین گزارش‌ها و اتهام‌هایی نیز درباره ارتباط برخی افراد با شبکه‌های قاچاق، از جمله قاچاق مواد مخدر، منتشر شده است.

همین حجم از اتهام‌ها، بدون پاسخ‌گویی شفاف، به اعتبار این جریان آسیب جدی وارد کرده و اکثر مردم افغانستان با آن‌که زیر ظلم و ستم طالبان قرار دارند و در جستجوی راهی برای مقاومت علیه طالبان هستند، اما به چیزی به نام جبهه مقاومت اعتماد و باور ندارند.
این جبهه به اصطلاح "مقاومت" نه برنامه سیاسی روشنی برای آینده افغانستان ارایه کرده، نه راهبرد نظامی مشخصی برای مقابله با طالبان دارد و نه هم توانسته اعتماد عمومی را جلب کند.

مردم افغانستان از شعارهای تکراری خسته شده‌اند. شهروندان افغانستان که به معنای واقعی اسیر طالبان و حاکمیت استبدادی این گروه هستند، دیگر از این همه نمایش‌های دروغین و نیرنگ خسته شدند. آن‌ها انتظار دارند که اگر سازمان سیاسی یا نظامی علیه طالب شکل می‌گیرد، برنامه، شفافیت و مسوولیت‌پذیری ارایه کند، نه این‌که سال‌ها از نام مقاومت برای کسب مشروعیت سیاسی و جذب کمک‌های خارجی استفاده شود، بدون آن‌که نتیجه ملموسی در میدان دیده شود.

در مقابل، اگر قرار باشد از مقاومت واقعی سخن گفته شود، باید به مردم افغانستان اشاره کرد؛ به‌ویژه زنانی که نزدیک به پنج سال است، با وجود بازداشت، شکنجه، تهدید، تبعید و انواع فشارها، در برابر سیاست‌های طالبان ایستاده‌اند. مقاومت واقعی را معلمان، روزنامه‌نگاران، فعالان مدنی، خانواده‌های قربانیان و شهروندانی شکل داده‌اند که بدون سلاح، اما با پرداخت سنگین‌ترین هزینه‌ها، صدای اعتراض خود را خاموش نکرده‌اند.

اگر امروز نمادی از مقاومت افغانستان وجود داشته باشد، بیش از آن‌که در نشست‌های سیاسی خارج از کشور یا بیانیه‌های رسانه‌ای جستجو شود، در شجاعت همین مردم، به‌ویژه زنان افغانستان، دیده می‌شود؛ کسانی که بدون بودجه‌های خارجی، بدون تشکیلات نظامی و بدون ادعای رهبری، همچنان برای آزادی، عدالت و کرامت انسانی ایستادگی می‌کنند.

جاوید روستاپور


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
مسعود محقق
تهران
نظرات بینندگان:

>>>   اینکه نویسنده و عده ایی از اتباع افغانستان از بقیه کشورها و همسایه های افغانستان انتظارات خلاف منطق و عرف دارند خود جای سوال دارد ؟؟ هیچ کشوری خاک و سرزمین خود را جهت حمله به کشور همسایه در اختیار گروهها و با دولتهای دیگر قرار نمیدهد و اگر از خاک کشوری به کشور همسایه حمله شد به معنای اعلام جنگ و مخاصمه است این یک امر و قانون بین المللی ست اینکه نویسنده این متن نوشته :
" ایران هم‌زمان این جبهه را از اقدام نظامی علیه تالب بازداشته "جمله و خبری ناقص است درست آنست که بنویسید " ایران اجازه استفاده از خاک ایران را به گروههای مقاومت افغانی برای حمله به تالب نداده است " افغانی قصد جنگ با دولت تالب را دارد تشریف ببرد در خاک افغانستان همانجا حسابهایتان را با هم صاف کنید اینکه خاک ایران را برای حملات علیه تالب استفاده کنید کاریست که نه تنها دولت که ما مردم ایران هم قطعا با آن مخالف هستیم در واقع این به معنای عدم دخالت در اختلافات کشور همسایه است...

>>>   میگویند "نه کل باند و نه کدو، خاک بسر هر دو" این گروه ها همه قطره هایی ترش کرده ماست است که از خریطه چکه عربی چکیده اند.
آتش خاوری

ایمیل:
لطفا فارسی تایپ کنید. نوشتن آدرس ایمیل الزامی نیست
میتوانید نام و محل سکونت را همراه نظرتان برای چاپ ارسال نمایید
از نشر نظرات نفاق افکنی و توهین آمیز معذوریم
مطالب خود را برای نشر به ایمیل afghanpaper@gmail.com ارسال فرمایید.
پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است