اجلاس ناتو؛ شکاف در وحدت غرب
افزایش بی‌سابقه بودجه‌های نظامی در اروپا، به‌جای تقویت ثبات و امنیت این قاره... هزینه‌های سنگین نظامی در عمل از جیب شهروندان اروپایی تأمین می‌شود 
تاریخ انتشار:   ۱۹:۰۱    ۱۴۰۵/۴/۱۷ کد خبر: 200508 منبع: پرینت

اجلاس ناتو در آنکارا: شکاف در وحدت غرب و بحران راهبردی آن در جنگ اوکراین پس از کنستانتینوفکا؛
اجلاس ناتو در ترکیه، در شرایطی برگزار شد که پیش از آغاز آن نیز اختلافات عمیق میان ترامپ و رهبران اروپایی، فضای این نشست را متشنج کرده بود. اما تحولات اخیر در جبهه جنگ اوکراین، به‌ویژه شکست بزرگ خطوط دفاعی اوکراین در کنستانتینوفکا، معادلات سیاسی این اجلاس را پیچیده‌تر کرده است.
سقوط کنستانتینوفکا تنها یک تحول نظامی محدود نیست، این رخداد ضربه‌ای مستقیم به تبلیغاتی حاکم بر جنگ اوکراین است که طی ماه‌های گذشته از سوی رژیم کی‌یف، رسانه‌های غربی و بسیاری از رهبران اروپایی ترویج می‌شد و اوکراین را در حال پیشروی و روسیه را در موضع ضعف به تصویر می‌کشید.
پیروزی نیروهای روسیه بر این موضع مهم دفاعی، مسیر را برای کنترل کامل‌تر منطقه دونباس هموار می‌کند. رژیم کی‌یف که از پشتیبانی گسترده ناتو برخوردار بوده است، بخش مهمی از توان دفاعی خود را در کنستانتینوفکا متمرکز کرده بود، منطقه‌ای که شامل حدود ۱۵۰ کیلومتر خطوط سنگری پیچیده، استحکامات نظامی و میدان‌های مین بود.

بر اساس اطلاعات مطرح‌شده در این گزارش، نیروهای روسیه سرانجام این شبکه دفاعی را شکستند و تلفات نیروهای اوکراینی حدود ۱۴ هزار نفر برآورد شده است. اهمیت این موضوع در آن است که این خطوط دفاعی را نمی‌توان صرفاً متعلق به ارتش اوکراین دانست، زیرا ناتو از سال ۲۰۱۴، پس از تحولات سیاسی آن سال در اوکراین، نقش گسترده‌ای در تسلیح، آموزش و تقویت توان نظامی کی‌یف داشته و مشاوران فنی، مهندسان و کارشناسان خود را در اختیار این ساختار دفاعی قرار داده است.
به همین دلیل، شکست در کنستانتینوفکا فقط شکست یک واحد نظامی اوکراینی نیست، ضربه‌ای به ساختار حمایتی ناتو و تصویری نادرستی است که این ایتلاف از توانایی خود در مدیریت جنگ ارایه کرده بود.

در ماه‌های گذشته، زلنسکی بارها اعلام کرده بود که نیروهای اوکراینی در میدان نبرد دستاوردهایی به دست آورده‌اند و روسیه در وضعیت دشواری قرار گرفته است. این ادعا با حمایت بزرگی از رسانه‌های غربی و محافل سیاسی اروپا، به افکار عمومی منتقل شد.
حتی ترامپ نیز در اجلاس گروه هفت در فرانسه، این تصور را پذیرفته بود که اوکراین در میدان نبرد پیشرفت می‌کند و مرحله تازه‌ای از تحرک نظامی آغاز شده است.
این ادعاها بیشتر جنبه تبلیغاتی داشت و هدف اصلی آن حفظ جریان گسترده کمک‌های مالی و نظامی به اوکراین بود. اجلاس ناتو در آنکارا نیز قرار است به فرصتی برای اعلام حمایت‌های مالی جدید و چند میلیارد دالری تبدیل شود که ادامه آن نیازمند نمایش وحدت میان اعضای ناتو است.
در ادامه این تنش‌ها مارک روته دبیرکل ناتو در ۲۴ ژوئن به کاخ سفید رفت، زیرا نگرانی وجود داشت که مواضع متغیر و انتقادهای ترامپ بتواند تصویر وحدت درون ناتو را تضعیف کند. رفتار روته در این دیدار نشان‌دهنده تلاش اروپا برای حفظ رضایت واشنگتن بود. او ترامپ را به‌عنوان عامل تقویت دوباره ناتو ستود و از افزایش یک تریلیون یورویی هزینه‌های نظامی متحدان اروپایی و کانادا تحت فشار آمریکا سخن گفت.

افزایش بی‌سابقه بودجه‌های نظامی در اروپا، به‌جای تقویت ثبات و امنیت این قاره، فشارهای اقتصادی، مالی و سیاسی را به‌مراتب تشدید کرده است. دولت‌های اروپایی امروز با بدهی‌های فزاینده، کسری بودجه و رکود اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کنند و پیامدهای این وضعیت، یکی پس از دیگری در قالب بحران‌های سیاسی و اقتصادی، بی‌ثباتی دولت‌ها و کاهش اعتماد عمومی آشکار می‌شود. بریتانیا نمونه‌ای گویا از این روند است. کشوری که طی یک دهه بارها شاهد تغییر دولت و جابه‌جایی نخست‌وزیر بوده است.

هزینه‌های سنگین نظامی در عمل از جیب شهروندان اروپایی تأمین می‌شود. کاهش بودجه خدمات عمومی، محدود شدن سیاست‌های حمایتی و رفاهی، افزایش مالیات‌های مستقیم و غیرمستقیم، تورم و گرانی فزاینده، کاهش قدرت خرید و فشار روزافزون بر معیشت مردم، همگی بهای سیاستی است که اولویت را به مسابقه تسلیحاتی داده است. با توجه به این روند، بخش مهمی از منابعی که می‌توانست صرف آموزش، بهداشت، تأمین اجتماعی، مسکن و حمایت از اقشار آسیب‌پذیر شود، به بودجه‌های نظامی و ادامه جنگ اختصاص یافته است.

ادامه این مسیر، بنیان‌های ساختار رفاه اجتماعی اروپا را تضعیف کرده و تعهدات اجتماعی و اصولی را که کشورهای اروپایی در حوزه حقوق بشر بر آن تأکید دارند، زیر سایه اولویت‌های نظامی قرار داده است. هنگامی که کیفیت زندگی شهروندان، امنیت اقتصادی خانواده‌ها و حقوق اجتماعی آنان قربانی اولویت‌های نظامی می‌شود، این پرسش به‌طور جدی مطرح می‌شود که تا چه اندازه می‌توان چنین سیاستی را با ارزش‌هایی که دولت‌های اروپایی همواره در حرف از آن سخن گفته‌اند، سازگار دانست.

تلاش روته برای معرفی هزینه‌های نظامی ناتو به‌عنوان فرصتی اقتصادی برای صنایع تسلیحاتی آمریکا، بیانگر وابستگی عمیق ساختار امنیتی اروپا به واشنگتن است. این واقعیت نشان می‌دهد که سیاست امنیتی اروپا بیش از آنکه بر استقلال راهبردی استوار باشد، بر تداوم حمایت و چتر امنیتی ایالات متحده تکیه دارد.
تداوم این ساختار، در گرو حفظ این باور بود که حمایت از رژیم کی‌یف همچنان سرمایه‌گذاری موفقی برای مقابله با روسیه محسوب می‌شود. اما تحول در کنستانتینوفکا این باور را با بزرگ‌ترین چالش خود روبه‌رو کرده است.

سقوط کنستانتینوفکا ضربه‌ای سنگین به ماشین تبلیغاتی کی‌یف و حامیان غربی آن وارد کرده است. اگر تا پیش از این، غرب می‌کوشید جنگ اوکراین را نماد موفقیت راهبردی ناتو و مقاومت مؤثر اوکراین در برابر روسیه جلوه دهد، اکنون واقعیت‌های میدان نبرد این تصور را به‌طور جدی فرو ریخته است.
رژیم کی‌یف، پس از از دست دادن این موضع مهم، با فشار فزاینده نیروهای روسیه در محور دونباس مواجه است. نیروهای روسی در حال پیشروی به سمت خطوط دفاعی باقی‌مانده اوکراین در اطراف کراماتورسک و اسلاویانسک هستند، مناطقی که از آخرین مراکز مهم مقاومت نظامی اوکراین در این منطقه به شمار می‌روند.
ناتو با وجود اختصاص صدها میلیارد دالر و یورو کمک نظامی، اطلاعاتی و مالی به رژیم کی‌یف طی سال‌های گذشته، با بحران جدی اعتبار مواجه شده است. این وضعیت فراتر از یک چالش نظامی است و به بحرانی سیاسی برای اروپا و ساختار فراآتلانتیک تبدیل شده است.

جنگ اوکراین بیش از پیش به یک نبرد فرسایشی تبدیل شده است که هزینه‌های انسانی، اقتصادی و اجتماعی سنگینی را بر مردم دو طرف تحمیل کرده است. در جریان این درگیری، بیش از دو میلیون کشته و زخمی در اوکراین و هزاران نفر در روسیه جان خود را از دست داده‌اند. همچنین گزارش‌های متعددی درباره نقض قوانین بشردوستانه بین‌المللی و حملات علیه مناطق مسکونی ثبت شده است که با صراحت می‌توان اوکراین، ناتو و ایالات متحده را به‌عنوان عاملان این جنگ و مرتکبان بزرگ‌ترین جنایات جنگی و ضدبشری، مشابه آنچه در افغانستان و سایر کشورهای جهان رخ داده است، قلمداد کرد.

مسوولیت سیاسی این فاجعه انسانی تنها به میدان نبرد محدود نمی‌شود. ادامه حمایت‌های گسترده نظامی، اطلاعاتی و مالی از سوی ناتو به رهبری ایالات متحده، در کنار تصمیمات نظامی رژیم کی‌یف و واکنش‌های دفاعی مشروع روسیه، مجموعه‌ای از عوامل را شکل داده‌اند که به طولانی شدن جنگ و افزایش تلفات انسانی انجامیده است. در این میان، مردم اوکراین و همچنین غیرنظامیان و نیروهای نظامی روسیه، بیشترین هزینه این رویارویی را پرداخته‌اند. سود اصلی این وضعیت را سیاست‌ بازان اروپا و آمریکا و مجتمع‌های صنعتی ـ نظامی آنان به بهای کشتار انسان‌های بی‌گناه و تحمیل مصیبت و فلاکت بر زندگی شهروندان خود به دست آورده‌اند.

سیاست‌هایی که به تشدید جنگ، ارسال گسترده تسلیحات و ادامه عملیات نظامی بدون چشم‌انداز روشن سیاسی منجر شده‌اند، پرسش‌های جدی درباره مسوولیت اخلاقی و حقوقی بازیگران درگیر ایجاد می‌کنند. در حالی که حلقه‌های قدرت در کی‌یف، محافل سیاسی غربی و مجتمع نظامی ـ صنعتی از تداوم این وضعیت منافع سیاسی، اقتصادی یا راهبردی به دست آورده‌اند، هزینه اصلی این بحران بر دوش میلیون‌ها انسان عادی قرار گرفته است.
رهبران اروپایی نیز با ورود عمیق به این جنگ نیابتی، بخش بزرگی از مسوولیت سیاسی پیامدهای آن را پذیرفته‌اند، زیرا تصمیم‌های آنان درباره ادامه حمایت نظامی، تأمین مالی جنگ و تشدید رویارویی، بر مسیر این بحران و میزان خسارت‌های انسانی آن تأثیر مستقیم داشته است.

همچنین راهبرد ناتو برای کمک به اوکراین در انجام حملات دوربرد علیه روسیه، نتیجه‌ای که انتظار می‌رفت به همراه نداشته است. روسیه توانسته این حملات را تحمل کند و اکنون با تمرکز بیشتر بر عملیات زمینی در تلاش است باقی‌مانده خطوط دفاعی مورد حمایت ناتو را درهم بشکند.
یکی از عوامل مهم در معادلات آینده، شخصیت سیاسی ترامپ است. او همواره نشان داده است که تمایلی ندارد با شکست یا بازندگان سیاسی و نظامی مرتبط شود. بنابراین، پیشروی روسیه در کنستانتینوفکا می‌تواند شرایط دشواری برای او و متحدان اروپایی‌اش ایجاد کند.

حضور ترامپ در اجلاس آنکارا، در شرایطی که شکست‌های میدان نبرد پرسش‌های جدیدی درباره ادامه این جنگ و هزینه‌های آن ایجاد کرده است، می‌تواند زمینه‌ساز افزایش اختلافات و سرزنش‌های متقابل میان واشنگتن و پایتخت‌های اروپایی شود.
این اختلافات البته پیش از تحولات اخیر نیز وجود داشت. ترامپ در سوم ژوئیه، متحدان ناتو را به دلیل اختصاص ندادن بودجه‌های بیشتر نظامی مورد انتقاد قرار داد و آنان را مسخره خواند. او بار دیگر از این موضوع شکایت کرد که ناتو ساختاری یک‌طرفه دارد و بخش بزرگی از مسوولیت امنیت اروپا بر دوش آمریکا قرار گرفته است.
ترامپ همچنین از شکست آنچه جنگ ناموفق علیه ایران می‌خواند، ناراضی بود و بارها اظهار گلایه کرده بود که کشورهای اروپایی در خلیج فارس در کنار آمریکا قرار نگرفتند. او گفته بود: «وقتی به آن‌ها نیاز داشتیم، آنجا نبودند.»

ترامپ اکنون می‌تواند از این وضعیت بهره‌برداری کند و به اروپا هشدار دهد که باید بخش بیشتری از مسوولیت بحران اوکراین را خود بر عهده بگیرد، هرچند نمی‌توان نقش ایالات متحده و سیاست‌های واشنگتن، چه آشکار و چه پشت پرده، در شکل‌گیری این بحران را نادیده گرفت. ترامپ نخستین رییس‌جمهور آمریکا بود که در سال ۲۰۱۸ سلاح‌های مرگبار در اختیار اوکراین قرار داد.

ماه گذشته نیز ترامپ، پیت هگست وزیر جنگ خود را به اروپا فرستاد تا متحدان اروپایی را به دلیل آنچه کمبود تعهد و وفاداری می‌دانست، مورد انتقاد قرار دهد. او همچنین تهدید کرد که آمریکا ممکن است حضور نظامی خود در اروپا را کاهش دهد.
این موضع‌گیری دارای تناقض آشکار است، زیرا کشورهای اروپایی طی دهه‌های گذشته از نزدیک‌ترین متحدان آمریکا بوده‌اند و بسیاری از سیاست‌های امنیتی خود را بر اساس خواسته‌های واشنگتن تنظیم کرده‌ اند.

در کنار این اختلافات، ترامپ با جورجیا ملونی نخست‌وزیر ایتالیا نیز بر سر اظهاراتی درباره نقش او در اجلاس گروه هفت فرانسه دچار تنش شد. ترامپ ادعا کرده بود که ملونی برای گرفتن عکس یادگاری با او تلاش زیادی کرده است. همچنین او فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان و بوریس پیستوریوس وزیر دفاع این کشور را به دلیل آنچه ضعف تعهد آلمان به ناتو می‌دانست، مورد انتقاد قرار داد.
به نظر می‌رسید این اختلافات پس از تلاش امانوئل مکرون رییس‌جمهور فرانسه برای نزدیک کردن مواضع کاهش یافته باشد. مکرون پس از اجلاس گروه هفت، ترامپ را در فضای تشریفاتی کاخ ورسای میزبانی کرد و پس از آن ترامپ بار دیگر با ادامه حمایت از اوکراین در برابر روسیه موافقت کرد، هرچند هزینه اصلی این حمایت بر دوش کشورهای اروپایی و مالیات‌دهندگان آنان قرار گرفت.

پیشروی روسیه در کنستانتینوفکا این محاسبات را تغییر داده است. آنچه قرار بود اجلاس تابستانی ناتو به یک نمایش بزرگ از وحدت، قدرت و اختصاص میلیاردها دالر برای ادامه جنگ تبدیل شود، اکنون با بحران اعتماد و تردیدهای جدی مواجه شده است.
واقعیت‌های پدیدآمده در میدان نبرد، فاصله میان تصویر سیاسی ارایه‌شده از سوی غرب درباره جنگ و شرایط واقعی جبهه‌ها را بیش از گذشته آشکار کرده است.
تحولات اخیر در میدان نبرد نشان می‌دهد که جنگ اوکراین وارد مرحله‌ای شده است که پیامدهای آن فراتر از خطوط مقدم گسترش یافته و ساختار سیاسی و امنیتی اروپا، همچنین رابطه میان آمریکا و متحدانش را نیز تحت تأثیر قرار داده است.

ولادیمیر پوتین، رییس‌جمهور روسیه اعلام کرده است که نیروهای روسیه در حال افزایش توان آتش خود هستند و آماده‌ اند اهداف راهبردی خود را دنبال کنند. از نگاه مسکو هدف نهایی، شکست کامل ساختاری است که آن را جبهه مورد حمایت ناتو در کی‌یف می‌داند.
طولانی شدن این جنگ تقریباً پنج ساله را نمی‌توان تنها با محاسبات نظامی توضیح داد. روسیه تلاش کرده است تلفات نیروهای خود و آسیب به جمعیت غیرنظامی را کاهش دهد، اما در مقابل، با مجموعه منابع نظامی، مالی و اطلاعاتی ۳۲ کشور عضو ناتو روبه‌رو بوده است، موضوعی که باعث شده این درگیری به یکی از گسترده‌ترین رویارویی‌های ژیوپلیتیکی دوران معاصر تبدیل شود.

زمانی که حملات دوربرد علیه خاک روسیه افزایش یافت و غیرنظامیان روسی نیز هدف قرار گرفتند، مسکو تصمیم گرفت پاسخ خود را بیش از پیش در میدان نبرد متمرکز کند. نتیجه این تغییر رویکرد، افزایش فشار نظامی روسیه و پیشروی در مناطقی بود که برای آینده جنگ اهمیت راهبردی دارند.
اگر روند کنونی ادامه یابد، به باور اینجانب، روسیه نه‌تنها تلاش خواهد کرد کنترل کامل‌تری بر دونباس به دست آورد، بلکه ممکن است هدف خود را فراتر از مسایل سرزمینی قرار داده و به دنبال تغییر اساسی در ساختار سیاسی کی‌یف باشد. چنین تحولی، در صورت وقوع، ضربه‌ای مستقیم به محور امنیتی آمریکا ـ ناتو خواهد بود.
سقوط کنستانتینوفکا از نظر زمانی برای روسیه اهمیت ویژه‌ای دارد. این تحول در شرایطی رخ داده است که رهبران ناتو در آنکارا گرد هم آمده‌اند تا بار دیگر بر وحدت خود تأکید کنند و حمایت‌های مالی و نظامی جدیدی برای اوکراین اعلام کنند.

اما اکنون این اجلاس با پرسش‌های دشواری مواجه است: آیا ادامه این مسیر نظامی امکان‌پذیر است؟ آیا اروپا حاضر است هزینه‌های اقتصادی و اجتماعی بیشتری برای این جنگ بپردازد؟ و آیا واشنگتن همچنان حاضر خواهد بود بار اصلی این تقابل را بر دوش بگیرد؟
آنچه قرار بود یک نمایش بزرگ از همبستگی ناتو باشد، اکنون با واقعیت‌های سخت میدان نبرد روبه‌رو شده است. وعده‌های مربوط به پیروزی سریع اوکراین و شکست راهبردی روسیه، بیش از پیش به ادعاهایی بی‌اساس و دور از واقعیت شباهت پیدا کرده‌اند. اگر موجودیت یک روسیه قدرتمند هسته ای به خطر بیفتد، پیامدهای آن تنها به یک منطقه محدود نخواهد ماند، این وضعیت می‌تواند اروپا، ایالات متحده و حتی جهان را با خطرات نابودی مواجه سازد.

بحران کنونی از مرزهای اوکراین فراتر رفته و به چالشی برای اعتبار ناتو، سیاست خارجی آمریکا و آینده نظم امنیتی اروپا تبدیل شده است. هنگامی که یک جنگ از دستیابی به اهداف اعلام‌شده خود بازبماند، هزینه‌های آن افزایش یابد و شکاف‌ها میان متحدان عمیق‌تر شود، ادامه آن به‌طور طبیعی با پرسش‌های جدی روبه‌رو خواهد شد.
برآیند این سیاست‌ها، فروپاشی تدریجی ساختارهای رفاهی، تشدید بحران‌های اقتصادی و اجتماعی، کاهش قدرت خرید مردم و افزایش نارضایتی عمومی در اروپا و آمریکا می‌تواند زمینه‌ساز موجی گسترده از اعتراضات اجتماعی و سیاسی شود. هنگامی که شهروندان احساس کنند هزینه تصمیم‌های راهبردی و جنگ‌طلبانه را آنان می‌پردازند، اما منافع آن نصیب حلقه‌های قدرت، صاحبان صنایع نظامی و سیاستمداران منفعت‌طلب می‌شود، شکاف میان جامعه و حاکمیت عمیق‌تر خواهد شد. چنین وضعیتی می‌تواند سرآغاز خیزش‌های گسترده مردمی علیه سیاست‌هایی باشد که منافع عمومی را قربانی جاه‌طلبی‌های سیاسی و اقتصادی کرده‌اند.

در نهایت، کنستانتینوفکا به نمادی از یک نقطه عطف تبدیل شده است، جایی که در آن فاصله میان ادعاهای سیاسی و واقعیت‌های نظامی آشکارتر شده است. ناتو که تلاش داشت با نمایش وحدت، حمایت مالی و نظامی از اوکراین را ادامه دهد، اکنون با چالشی روبه‌رو است که نمی‌تواند آن را صرفاً با ابزارهای تبلیغاتی مدیریت کند.
در حالی که رهبران ناتو در آنکارا گرد هم آمده‌اند، پیامدهای تصمیمات گذشته آنان بیش از هر زمان دیگری در برابرشان قرار گرفته است. سقوط کنستانتینوفکا فراتر از یک تحول در جغرافیای جنگ، نشانه‌ای از دگرگونی در معادلات سیاسی جهانی است. این روند می‌تواند بر آینده روابط میان آمریکا، اروپا، روسیه و ساختار امنیتی بین‌المللی تأثیر عمیقی بگذارد.

محمد اقبال نوری


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
اجلاس ناتو
وحدت غرب
نظرات بینندگان:

>>>   بیانیه پایانی نشست ناتو از تنگه هرمز تا برنامه هسته‌ای / توافق برای تقویت توان نظامی متحدان
رهبران ناتو در پایان نشست خود با تأکید بر اصل دفاع جمعی اعلام کردند که هرگونه حمله به یکی از اعضای این پیمان، حمله به همه متحدان تلقی خواهد شد. در همین راستا، کشورهای عضو بر تقویت توان نظامی، به‌ویژه در حوزه پدافند هوایی و دفاع موشکی، افزایش ظرفیت صنایع دفاعی و رشد بودجه‌های نظامی توافق کردند.
در بخش مهمی از بیانیه پایانی که روز چهارشنبه ۱۷ تیر منتشر شد، ناتو از جمهوری اسلامی ایران خواست به آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز احترام بگذارد و تأکید کرد که نباید اجازه دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای داده شود.
این نشست در حالی برگزار شد که تنش‌ها میان ایالات متحده و ایران در کانون توجه قرار داشت. همزمان، دونالد ترامپ اعلام کرد «یادداشت تفاهم آتش‌بس» با ایران پایان یافته است؛ موضوعی که بازتاب گسترده‌ای در حاشیه این اجلاس داشت.
جالب اینکه، قبل از حمله امریکا و اسرائیل به ایران، تنگه هرمز باز بود و هیچ نوع مشکلی درین راه بحری وجود نداشت.
همچنان ایران متحد به قوانین بین المللی از جمله اژانس اتمی بود و ادعای داشتن سلاح هستوی را نمیکرد.
پس بیانات ترمپ همه دور از واقعیت و نوع بهانه گیری برای ادامه جنگ میباشد.

>>>   Karim Pakzad
پاسخ بلژیک به ترامپ :
بلژیک ، شیاطین سرخ، لقب تیم، جواب دندان شکن به مداخله ترامپ برای تغیر قواعد فتبال به نفع آمریکا، دادند. ۴ مقابل یک.
این مونتاژخیلی خلاقانه است. برای کسانی که بروکسل نرفته اند و این مجسمه کوچک که سمبول این شهر است، را ندیده اند، کمی توضیح بدهم. در یکی از کوچه های بروکسل یک مجسمه کوچک است بنام "مانکن پیس"، یحنی "مرد کوچولو که شاش میکند".
با هوش مصنوعی تابلوهای درست میکنند که نه جالب و نه خنده آور است. ولی این اثر که مانکن پیس مایوی تیم بلژیک را پوشیده و روی سر ترامپ که برای برد تیم امریکا با رئیس فیفا به تقلب دست زدندند، میشآشد پاسخ جالب، خنده آور و در خورد است.

>>>   Haidar Adel
جنگ دوباره اغاز میگردد، عظمت ایران برای امریکا قابل قبول نیست
ترامپ: با رهبران دروغگو و بیمار جمهوری اسلامی وقت تلف نمی‌کنم؛ آتش‌بس از نظر من پایان یافته است
ترامپ در ادامه با حمله‌ای تند به مقام‌های جمهوری اسلامی گفت: «آن‌ها دروغگو هستند. ما بر سر یک توافق به تفاهم می‌رسیم، همه موافق هستند که ایران نباید سلاح هسته‌ای داشته باشد، اما بعد بیرون می‌روند، با رسانه‌ها صحبت می‌کنند و می‌گویند اصلاً درباره این موضوع مذاکره‌ای انجام نشده است. مشکلی در وجودشان هست. آن‌ها دیوانه هستند.»
او همچنین افزود: «آن‌ها دروغگو هستند، متقلب‌اند و آدم‌هایی بیمارند.

ایمیل:
لطفا فارسی تایپ کنید. نوشتن آدرس ایمیل الزامی نیست
میتوانید نام و محل سکونت را همراه نظرتان برای چاپ ارسال نمایید
از نشر نظرات نفاق افکنی و توهین آمیز معذوریم
مطالب خود را برای نشر به ایمیل afghanpaper@gmail.com ارسال فرمایید.
پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است