| تاریخ انتشار: ۱۹:۳۰ ۱۴۰۵/۴/۱۷ | کد خبر: 200511 | منبع: |
پرینت
|
|
"دیگری" در بنیاد خود نه دشمن است و نه تهدید؛ او/ آنها تنها انسانهایاند که از نظر قوم، زبان، مذهب، منطقه یا فرهنگ با "من/ما" تفاوت دارد. اما در جامعهای چون ما که تجربه تاریخی آن با انحصار قدرت،حذف، تبعیض و خشونت اجتماعی گره خورده است، آنچه"تفاوت" تعریف میشود به تهدید تعبیر میشود و در چنین فضایی است که "دیگری" پیش از آنکه شناخته شود مورد قضاوت قرار میگرد.
یکی از ویژگیهای مهم فرهنگ سیاسی افغانستان، تعریف روابط اجتماعی بر پایه تضاد منافع است. بسیاری از افراد و گروهها گمان میکنند که قدرت، منزلت و فرصت منابعی محدود هستند و هر دستاورد دیگری بر این منابع به معنای از دست رفتن سهم "ما" از آن منابع است، این ذهنیت هر تفاوتی را به دشمنی تبدیل میکند.
دیگرهراسی زمانی اتفاق میافتد که قوم دیگر، زبان دیگر، شهر دیگر یا حتی همسایه دیگر، نه بهعنوان شهروندی با حقوق برابر بلکه بهعنوان دشمن، تهدید و خطر برای منافع و هویت ما تصور میشود. نتیجه این نگاه کاهش اعتماد اجتماعی، گسترش بدگمانی و بازتولید چرخهای از حذف و خشونت است.
جامعهای که "دیگری" را تنها در آینه دشمن و تهدید منافع میبیند، دیر یا زود خود نیز در آینهی دیگران به "دیگری" بعنوان تهدید برای دیگران تبدیل خواهد شد.
راه برونرفت از این چرخه، تغییر منطق روابط اجتماعی از "تضاد منافع" به "همسویی منافع" است، رفتار دیگری یک رقابت مشروع است نه حذف یک دشمنی. این یعنی پذیرفتن این حقیقت که امنیت، منفعیت، آزادی و پیشرفت هیچ فرد و گروهی در دشمنی و حذف دیگری یا دیگران پایدار نمیماند، بلکه در بهرسمیت شناختن کرامت و حقوق برابر همه انسانها معنا پیدا میکند.
رسول پارسی