| تاریخ انتشار: ۱۶:۳۷ ۱۴۰۵/۴/۱۹ | کد خبر: 200517 | منبع: |
پرینت
|
|
با وجود آنکه از سیاستهای ایران در قبال مهاجرین دلِ خوشی ندارم اما روابط اجتماعی انسانها صرفاً بر صفر و صد بنا نبوده و زندگی و جهان فقط سیاه و سفید نیست. لذا به دلایل زیادی در مراسم تشییع آیتالله خامنهای در مشهد که تا پاسی از دیشب ادامه داشت، شرکت کردم و در صف نمازگزاران بر پیکر او ایستادم.
من به عنوان فردی که در کف میدان حضور داشتم، درک کردم که چرا ترامپ از حضور گسترده مردم در مراسم تشییع آیتالله خامنهای تعجب کرده است. دلیلش آن است که او و بسیاری از تحلیلگران خارجنشین، فقط به ساختار اداری و دولتی این کشور توجه دارند و عقبه فکری نظام ایران را نمیبینند و وقتی چنین صحنههایی را مشاهده میکنند، متعجب میشوند.
حتی اندیشمندانی چون دکتر سروش هم تا قبل از مراسم تشییع آیتالله خامنهای، کمتر به عقبه فکری نظام ایران توجه کرده بود. به همین دلیل دکتر سروش پس از دیدن حضور میلیونها نفر در مراسم وداع و تشییع آیتالله خامنهای، این مراسم را "جلوهای از همبستگی ملی در برابر تجاوز" دانست.
عقبههای فکری نظامها که از آنها به حامیان و طرفداران نظامها نیز یاد میشود، در مقاطع حساسی مانند تجاوز خارجی اعلام حضور میکنند و نقش اصلی را در پایداری و بقای نظامها به عهده میگیرند. این سخن درباره تداوم بقای نظام ایران هم صدق میکند و اگر عقبه فکری این نظام نبود، بعید بود که نظام ایران تاکنون دوام بیاورد.
جدا از حقانیت و مشروعیت نظامها، بنده به این باورم که حاکمیت طالبان نیز کموبیش دارای عقبه فکری است. کسانی که طالبان را در سه دهه گذشته دست کم گرفتهاند، به عقبه فکری طالبان توجه نکردهاند که گاهی صدای طالبان از حلقوم کرزی و گاهی از زبان نیکتاییپوش خارجنشین به گوش رسیده است. مردم مناطق روستایی عمدتاً در جنوب و جنوبشرق افغانستان سرجای خود که باالفعل رگههایی از تفکر طالبانی را با خود دارند.
به هرحال، هرگاه در تحلیلها به عقبه فکری نظامها توجه نشود، تحلیل از استدلال قوی برخوردار نیست و این اشتباهی است که اکثر خارجنشینان به دلیل ندیدن عقبه فکری نظام ایران، درباره مسایل داخلی ایران مرتکب میشوند.
البته حضور مخالفان نظام ایران هم قابل انکار نیست و این را هم در شبهای ۱۸ و ۱۹ دی/جدی ۱۴۰۴ در کف خیابان دیدم اما تعداد آنها با عقبه فکری نظام ایران قابل مقایسه نیست.
محمد مرادی