| هنر سیاست، خاموش نگه داشتن آتش اختلافاتی است که تجربه نشان داده شعلهور شدن دوباره آنها، پیروزی هیچ طرفی را تضمین نمیکند | ||||
| تاریخ انتشار: ۱۹:۵۷ ۱۴۰۵/۴/۲۸ | کد خبر: 200565 | منبع: |
پرینت
|
|
تحولات اخیر در هرات، بهویژه گزارشهای مربوط به ترور شماری از فرماندهان و چهرههای شناختهشده جهادی، این فرضیه را مطرح میکند که شاید این رخدادها صرفاً حوادثی اتفاقی نباشند، بلکه بخشی از یک رویکرد امنیتی باشند که میتواند پیامدهای سیاسی و امنیتی گستردهای برای آینده هرات و در کل حوزه غرب در پی داشته باشد. اگر این فرضیه درست باشد، پرسش اساسی این است که طالبان از چنین سیاستی چه دستاوردی به دست خواهند آورد و در مقابل، چه هزینههایی را متحمل خواهند شد؟
برای پاسخ به این پرسش، باید به تجربه هرات پس از سقوط نخستین حاکمیت طالبان بازگردیم.
پس از آزادسازی هرات در سال ۲۰۰۱ به رهبری امیر اسماعیلخان، شمار قابل توجهی از نیروهای طالبان و جنگجویان عرب وابسته به این گروه به اسارت مجاهدین درآمدند. در میان آنان طالبان هراتی حضور داشتند که در دوران حاکمیت طالبان برای اثبات وفاداری خود به طالبان قندهار، در بازداشت، آزار و حتی قتل شماری از مجاهدین هرات نقش داشتند. با این حال، با وجود این پیشینه، پس از آزادسازی هرات، مجاهدین هرات سیاست انتقامگیری را در پیش نگرفتند. امیر اسماعیلخان با این باور که ادامه کینههای ناشی از جنگ، آینده امنیتی هرات را تهدید خواهد کرد، دستور آزادی بخشی از اسیران را صادر کرد. گروهی دیگر نیز که به مناطق دوردستی چون زیرکوه شیندند یا ایران گریخته بودند، با میانجیگری متنفذان محلی به هرات بازگشتند و بدون آنکه با اقدامات تلافیجویانه روبهرو شوند، زندگی عادی خود را از سر گرفتند.
این تصمیم، صرفنظر از داوریهای موافق یا مخالف، یک پیام روشن داشت؛ امنیت و ثبات پس از جنگ، بدون مهار چرخه انتقام، امکانپذیر نیست.
با گذشت زمان و اجرای برنامههایی مانند DDR، بخش عمدهای از مجاهدین هرات سلاح بر زمین گذاشتند و از عرصه نظامی فاصله گرفتند. حتی زمانی که طالبان فعالیتهای دوباره خود را در هرات از سر گرفتند، مجاهدین مزاحمتی برای آنان ایجاد نکردند و طالبان نیز در بسیاری از مناطق بهراحتی به سازماندهی و فعالیت پرداختند.
از سوی دیگر، در واپسین روزهای نظام جمهوری، بسیاری از مجاهدین که امروز عمدتاً پا به سن گذاشتهاند، بنا به ملاحظات مختلف، در نبرد سیوپنجروزه دفاع از هرات مشارکت نکردند؛ هرچند امیر اسماعیلخان آنان را به حضور در میدان فراخوانده بود. به نظر میرسید بخش بزرگی از آنان بر این باور بودند که دشمنی دیرینه میان مجاهدین و طالبان پایان یافته و دیگر دلیلی برای بازگشت به رویارویی گذشته وجود ندارد.
اما تحولات پس از بازگشت طالبان به قدرت، این تصور را با چالش روبهرو کرد. در پنج سال گذشته، شماری از فرماندهان و چهرههای شناختهشده مجاهدین در حوزه غرب مورد حمله قرار گرفته و به شهادت رسیده اند رخدادهایی که از سوی منتقدان، با شعار «عفو عمومی» اعلامشده از سوی رهبری طالبان ناسازگار دانسته میشود.
اکنون نیز همزمان با افزایش نارضایتیهای عمومی، رخدادهایی چون؛ قتلعام مردم در قریه دهمیری، برخوردهای سختگیرانه با شهروندان، از جمله بازداشت شماری از زنان به بهانه رعایت حجاب، این نگرانی را تقویت کرده است که موج تازهای از فشار بر چهرههای جهادی هرات در حال شکلگیری باشد. در تازهترین مورد نیز ارباب وکیل احمد، برادر حاجی گلاحمد محله و از فرماندهان شناختهشده مجاهدین هرات، هدف سوءقصد قرار گرفت و به شهادت رسید.
گرچه هدف اصلی این موج آزار و اذیت مردم، سرپوش گذاشتن بر ناکامی این گروه در مهار ناامنیها و فقر حاکم بر جامعه تعبیر میشود، اما حاکمان فعلی هرات، بهویژه طالبان هراتی، باید متوجه باشند که با ادامه این ترورها، کینه و دشمنی میان مجاهدین و طالبان ـ که همچون آتشی زیر خاکستر است ـ را بار دیگر پَکّه میکنند.
مجاهدین هرات در پنج سال گذشته، به امید آنکه خصومتهای گذشته میان آنان و طالبان به تاریخ سپرده شده باشد، چشم خود را بر بسیاری از رفتارهای ظالمانه طالبان با مردم حوزه غرب بسته و بیطرفی خود را حفظ کردهاند. واقعیت این است که بسیاری از فرماندهان مجاهدین در سطوح مختلف، با وجود فشار و اصرار برخی جریانهای سیاسی موافق جنگ، با هرگونه تلاش برای آغاز دوباره جنگ مسلحانه علیه طالبان در هرات مخالفت ورزیدهاند؛ زیرا باور داشتهاند که ادامه خشونت، بیش از هر چیز به زیان مردم هرات خواهد بود.
سخن پایانی:
منطقه در آستانه تحولات تازه منطقهای قرار دارد و هیچ بعید نیست که راهبرد بازیگران منطقهای و فرامنطقهای نیز در قبال افغانستان دستخوش تغییر شود. در چنین فضایی، هر تصمیم امنیتی باید با در نظر گرفتن پیامدهای بلندمدت آن اتخاذ شود.
واقعیت این است که خویشتنداری بخش بزرگی از مجاهدین هرات طی پنج سال گذشته، صرفاً یک تصمیم فردی یا سیاسی نبوده، بلکه به یک سرمایه امنیتی برای هرات تبدیل شده است. آنان، با وجود همه گلایهها، خاطرات تلخ و انتقادها از عملکرد طالبان، از ورود به چرخه تازهای از خشونت خودداری کردند و همین رویکرد، سهم مهمی در حفظ آرامش نسبی این ولایت داشته است.
هنر سیاست، خاموش نگه داشتن آتش اختلافاتی است که تجربه نشان داده شعلهور شدن دوباره آنها، پیروزی هیچ طرفی را تضمین نمیکند.
اگر روند هدف قرار گرفتن چهرههای بانفوذ جهادی ادامه یابد، این سرمایه امنیتی ممکن است به تدریج فرسوده شود و محاسبات بخشی از نیروهایی را که تاکنون بر خویشتنداری تأکید داشتهاند، تغییر دهد. چنین وضعیتی، نه به سود طالبان خواهد بود، نه به سود مجاهدین و نه به سود هیچ جریان سیاسی دیگری؛ زیرا نخستین و بزرگترین قربانی آن، مردم هرات و ثبات حوزه غرب افغانستان خواهند بود.
جمال عبدالناصر حبیبی