| متحدان اروپایی واشنگتن از مسیر کنونی آمریکا نگراناند و در مقابل، رقبای ایالات متحده، بهویژه روسیه و چین، ممکن است از آشفتگی موجود و کاهش اعتبار بینالمللی واشنگتن بهرهبرداری کنند | ||||
| تاریخ انتشار: ۱۷:۲۶ ۱۴۰۵/۴/۳۰ | کد خبر: 200576 | منبع: |
پرینت
|
|
روزنامۀ گاردین: ترامپ خودش سلاح کشتار جمعی است و بزرگترین خطر برای جهان،
نویسنده: سایمون تیزدال، در تحلیلی تند از سیاستهای رییسجمهور ایالات متحده، دونالد ترمپ، در قبال ایران، استدلال میکند که بزرگترین خطر نه صرفاً قدرت دشمنان یا ماهیت درگیری، بلکه نبود یک راهبرد روشن برای مدیریت بحران است.
به باور مفسر امور خارجی روزنامۀ گاردین، خودشیفتگی ترامپ بزرگترین دشمن جهان است.
او مینویسد: «همین ویژگی، علت اصلی آن است که این جنگ بار دیگر به شکلی غیرقابلکنترل شعلهور شده است. ترمپ خود یک سلاح کشتار جمعی متحرک است.»
تیزدال میافزاید که ترامپ اکنون خطرناکترین عامل در بحران ایران به شمار میرود و شیوۀ مدیریت او، ایالات متحده و جهان را در بنبستی سیاسی، اقتصادی و نظامی قرار داده که بیرون آمدن از آن بسیار دشوار است.
او جنگ از سرگرفتهشده علیه ایران را نتیجۀ تصمیمهای شتابزده و فاقد چشمانداز راهبردی میداند و هشدار میدهد که ادامۀ تشدید تنشها میتواند به جنگی فراگیر و طولانیمدت با پیامدهای جهانی بینجامد.
اظهاراتی که با واقعیت سازگار نیست.
به نوشتۀ تیزدال، ایالات متحده بار دیگر حملات هوایی خود را علیه ایران، از جمله علیه برخی تأسیسات و زیرساختهای غیرنظامی، آغاز کرده، اما نتوانسته به اهداف تعیینکننده دست یابد.
او میگوید این حملات نهتنها نظام ایران را آنگونه که واشنگتن انتظار دارد تضعیف نمیکند، بلکه ممکن است جایگاه جریانهای تندرو در داخل ایران را تقویت کرده و به آنان امکان دهد افکار عمومی داخلی را بسیج و سیاستهای امنیتی خود را توجیه کنند.
نویسنده همچنین سخنان دونالد ترامپ و وزیر جنگ آمریکا، پیت هیگسث، مبنی بر «پیروزی بزرگ» را مورد انتقاد قرار داده و معتقد است این ادعاها با واقعیت سازگار نیست؛ زیرا ایالات متحده به اهداف اصلی خود نرسیده و در مقابل، هزینههای انسانی، اقتصادی و سیاسی جنگ روزبهروز افزایش یافته است.
به گفتۀ او، واقعبینانهترین هدف کنونی آمریکا، کنترل یا بازگشایی تنگۀ هرمز برای کشتیرانی بینالمللی است؛ زیرا این گذرگاه به یکی از مهمترین نقاط فشار راهبردی در این منازعه تبدیل شده است.
در مقابل، اهداف اولیهای که آمریکا و اسراییل اعلام کرده بودند؛ از جمله نابودی برنامۀ هستهای ایران، تضعیف متحدان تهران در منطقه و یا تغییر نظام ایران، اکنون بیش از هر زمان دیگری دور از دسترس به نظر میرسند.
گرفتار در جنگ فرسایشی،
تیزدال در ادامه میان رویکرد ترامپ و جورج بوش پسر در جنگ عراق مقایسهای انجام میدهد.
به نوشتۀ او، بوش با وجود پیامدهای فاجعهبار جنگ عراق، زمانی که آن کشور را تهدیدی جدی میپنداشت، تصمیم به اشغال کامل زمینی گرفت؛ اما ترمپ نه حاضر است مسئولیت یک جنگ تمامعیار با ایران را بپذیرد و نه شکست راهبرد انتخابی خود را قبول کند. به همین دلیل، به ادعای نویسنده، او در یک جنگ فرسایشی طولانی گرفتار شده است.
تیزدال شخصیت و شیوۀ تصمیمگیری ترامپ را عامل اصلی تداوم بحران میداند و میگوید تصمیمهای او بیش از آنکه بر محاسبات راهبردی بلندمدت استوار باشد، تحت تأثیر میل به نمایش قدرت و کسب پیروزیهای سیاسی قرار دارد. از دید او، مشکل تنها به ماهیت نظام ایران مربوط نمیشود، بلکه به سبک رهبری آمریکا نیز بازمیگردد که بدون داشتن برنامۀ روشنی برای خروج از بحران، مسیر تشدید تنش را در پیش گرفته است.
الگوی تکرارشونده در دیگر بحرانها،
نویسنده معتقد است این شیوۀ تصمیمگیری در دیگر پروندههای بینالمللی نیز تکرار شده است.
او دربارۀ غزه مینویسد که طرح صلح پیشنهادی ترامپ هیچ پیشرفت ملموسی ایجاد نکرده و مسائل مهمی چون بازسازی، خلع سلاح و ترتیبات امنیتی همچنان بدون راهحل باقی مانده، در حالی که وضعیت انسانی و سیاسی غزه پیوسته رو به وخامت گذاشته است.
در خصوص جنگ روسیه و اوکراین نیز تیزدال از عملکرد ترمپ انتقاد کرده و میگوید او به جای پرداختن به ریشههای جنگ یا مقابله با سیاستهای ولادیمیر پوتین، بیشتر بر اعمال فشار بر اوکراین تمرکز کرده است؛ رویکردی که از نظر نویسنده، نمونۀ دیگری از تصمیمهای شتابزده و بیتوجه به پیامدهای درازمدت به شمار میرود.
چه کسی میتواند ترمپ را متوقف کند؟
تیزدال هشدار میدهد که ادامۀ جنگ میتواند پیامدهایی فراتر از خاورمیانه داشته باشد؛ زیرا تداوم تنش در خلیج فارس، تجارت جهانی و بازار انرژی را تهدید میکند و هرگونه اختلال در دریای سرخ، در نتیجۀ تحرکات حوثیهای مورد حمایت ایران، ممکن است موجب افزایش بهای نفت و تشدید فشارهای اقتصادی بر کشورهای در حال توسعه شود.
او همچنین میگوید متحدان اروپایی واشنگتن از مسیر کنونی آمریکا نگراناند و در مقابل، رقبای ایالات متحده، بهویژه روسیه و چین، ممکن است از آشفتگی موجود و کاهش اعتبار بینالمللی واشنگتن بهرهبرداری کنند.
در پایان، نویسنده این پرسش را مطرح میکند که: «چه کسی میتواند ترامپ را متوقف کند؟»
به باور او، دولت آمریکا به کنگره پاسخگو نیست، مخالفت گستردۀ افکار عمومی با هزینههای اقتصادی جنگ را نادیده میگیرد و متحدان واشنگتن نیز از بیم واکنش ترامپ، توان یا جرأت مقابله با او را ندارند.
تیزدال نتیجه میگیرد که ادامۀ تشدید تنشها میتواند یک رویارویی محدود را به بحرانی جهانی تبدیل کند که اقتصاد و امنیت بینالمللی را تحت تأثیر قرار دهد؛ آن هم در شرایطی که به دلیل از میان رفتن اعتماد میان طرفها، چشمانداز دستیابی به یک راهحل سیاسی بیش از هر زمان دیگری تیره و دشوار به نظر میرسد.
حیدر عادل
منبع: روزنامۀ گاردین