| ما زنان به مردان و به هیچکس، زیبایی بدهکار نیستیم! لاغری بدهکار نیستیم، جوانی بدهکار نیستیم! بدن ما، صورت ما، اندام ما، ویترین جلب رضایت مردانه نیست | ||||
| تاریخ انتشار: ۱۱:۱۳ ۱۴۰۵/۵/۲ | کد خبر: 200591 | منبع: |
پرینت
|
|
در جهان مردسالار، یکی از مهمترین معیارهای ارزش زن به میزان زیبایی او تعریف میشود؛ زیباییای که استانداردش را هم همان نظام مردسالار تعیین میکند. بر طبق این استاندارد، یک زن ”زیبا” و “مطلوب” باید جوان باشد، پوستی صاف و کشیده و روشن، چشمهای درشت، بینی باریک و لبهای قلوه، اندامی باریک و پستانهای درشت و باسن برجسته داشته باشد، لوند و دلبر و اغواگر نیز باشد! زن رو به سالمندی، زن پیر، زن با اضافه وزن، زنی با اجزای صورت نامتناسب (از نظر معیارهای امروزی)، زنی با اندام درشت و متفاوت یا زنی با رفتاری جدی، زنی پرسشگر و منتقد، در این معادله نمیگنجد! چرا که نظام مردسالار صرفا به کنترل ویژگیهای ظاهری زنان اکتفا نمیکند و حتی شیوه حضور و صدا و تفکر زن را هم در اختیار کنترل و قضاوت خود میگیرد. برای همین یک کاربر فیسبوک مرد زیر عکس من نوشته است:
“پیر شدی او کش* سابقت نمانده جوان بودی خوب سرمست بودی”
این چهرهی تازه از خواب بیدار شده و دست و رو نشستهی من است، بدون آرایش و بدون فیلتر و بدون هیچ ابزار زیبایی! من یک زن ۴۲ سالهام و پوست صورتم مثل همهی انسانهای دیگر که از جوانی عبور میکنند، دیگر آن طراوت گذشته را ندارد. خطهای نازک و ظریفی زیر چشمها و بین ابروهایم و دور لبهایم افتاده. نیمی از موهایم سفید شده، حلقه دور جشمهایم تیرهتر شده، بر بدنم آثار حاملگی و مادری پیداست، گذار عمر بر پوستم نمایان است و من از هیچکدام اینها خجالت نمیکشم! چرا که تاریخ زندگی مناند! هر چین، هر خط، هر تار موی سفید، هر تغییری که بر صورت و بدنم نمایان است، یادگار سالهایی است که زندگی کردهام، رنج کشیدهام، شاد بودهام، درس خواندهام، کار کردهام، آموختهام، مادری کردهام و مثل همهی انسانهای دیگر به سوی پیر شدن میروم!
پیر شدن مایهی شرم و حقارت نیست. چین و چروک افتادن صورت، مطابقت نداشتن با معیارهای زیبایی، فاجعه نیست! شرم و فاجعه، تفکری است که ارزش زن را به جذابیت جنسی، لاغری و جوانی تقلیل میدهد.
ما زنان به مردان و به هیچکس، زیبایی بدهکار نیستیم! لاغری بدهکار نیستیم، جوانی بدهکار نیستیم! بدن ما، صورت ما، اندام ما، ویترین جلب رضایت مردانه نیست! ارزش ما با پیر شدن، اضافه وزن یا فاصله گرفتن از معیارهای رایج زیبایی، نه کم میشود و نه زیاد! صورت ما و بدن ما، پروژه ناتمام زیبایی و اصلاح نیست! بدنهایمان را با داستانها و روایتهایی که با خود حمل کردهاند و از سر گذراندهاند، پذیرا باشیم و دوست داشته باشیم! خودپذیری شکلی از مقاومت است! از شرم تحمیل شدهی این که دائما باید زیبا و جوان باشیم، فاصله بگیریم!
پینوشت ۱ : در مقولهی آرایش کردن یا نکردن، تزریق و بوتاکس و زیر تیغ جراحی رفتن یا نرفتن، مسالهی مهم و اساسی “حق انتخاب” و “عاملیت” زنان است و هیچ زنی بابت انتخابش نباید تحقیر شود! در کنار این مهم، این سوال هم مطرح میشود که انتخابها تا چه اندازه از میل شخصی و آزادی و عاملیت میآیند و چه اندازه تحت تاثیر فشار جامعه و فرهنگ مردسالار برای “زیبا بودن” به زنان تحمیل میشوند؟
پینوشت ۲: بیایید عکسهای بدون آرایش، بدون فیلتر، عکسهای صبحگاهی و چهرههای واقعی را هم بیشتر منتشر کنیم. بگذاریم چشم جامعه و حتی چشم خودمان به دیدن چهرههای واقعی، متنوع و انسانی عادت کند؛ چهرههایی که قرار نیست همیشه “بینقص”، جوان و مطابق استانداردهای زیبایی باشند!
نويسنده: هلن فرمان
>>> نوشته ی نسبتاً خوبی است.
در جامعه مردسالار افغانستانِ نیم قرن قبل معیار زیبایی برای دختر و پسرِ سینما روِ شهری، یا دختران فیلم های هندی مثل مدهو بالا، هما مالینی و غیره بود و یا راجیشکهنه و جیتندر،که متاسفانه بخشی از نسل مهاجر فعلی از آن واقعیت ها محروم بودند. مردم —زن و مرد بلوند غربی را صرف در فیلم ها میدیدند. زنان برای خواستگاری به حمام زنانه میرفتند تا کدام دختر چاق و چله را بدون آرایش دیده و برای پسر شان انتخاب کنند.
در پاکستان معیار زیبایی —باسن بزرگ زنان و شکم کلان مردان بود.
با مهاجرت های خواسته و ناخواسته در ایران، پاکستان و کشورهای غربی—یک تعداد معیار های متفاوتی برای مهاجرین افغانستانی جایگزین معیار های قبلی شده است.
اما در نظام هاى اجتماعى مردسالار(چه در جوامع عقب مانده مثل افغانستان و یا در بيشرفته ترين کشورهای سرمايه دارى) ارزش اجتماعى زنان اغلب از طریق استندرد های جذابيت فيزيكى ارزيابى مى شود كه خود به صورت اجتماعى توسط معيارهاى بخصوص مردسالارانه شكل كرفته، قبول شده وحفظ مى شوند.
اين معيارهاى زيبايى با امتياز دادن به خصوصياتي كه از نظر تاريخى با جوانى، زنانگی و جذابيت جنسى مرتبط بوده اند روابط گسترده ترِ قدرت را منعكس مى كنند.
بر اين اساس، زن ايدهآل اغلب به عنوان فردى «جوان، داراى پوست صاف و كشيده، چشمان بزرگ، بينى باريك، لبهاى پر، اندامى باريك و تناسب اندام كه هم سينه ها و هم باسن را برجسته مى كند»، نشان داده مى شود.
فراتر از ظاهر فيزيكى، از زن انتظار مى رود كه جذابيت عشوه گری ويذيرش جنسى را نيز از خود نشان دهد.
برعكس، زنانى كه بدن و يا ظاهر شان ازين «معیارها»متفاوت است - از جمله زنان مسن تر، زنانى با اندامهاى بزركتر يا نامتعارف، زنانى كه ساختار صورتشان از استندرد هاى زيبايى شناسى غالب بدور است و یا زنانى كه كرايش هاى جدى، روشنفكرانه، انتقادى يا آشكارا قاطع دارند - اغلب در معرض بى ارزش سازى اجتماعى و طرد شدن فرهنكى قرار مى گیرند.
جنين مثالهاى نشان مى دهد كه دیدگاه های مردسالارانه فراتر از خود بدن است. اين واقعیت ها همچنین شامل عملكرد جنسيت نيز مى شود و نه تنها نحوه نگاه زنان، بلكه نحوه صحبت كردن، رفتار كردن، ابراز احساسات و مشاركت فكرى آنها را نيز تعيين مكند.
از اين نظر، استندرد هاى زيبايى به عنوان مكانيزم هاى انضباطى عمل مى كنند كه با پاداش به انطباق با آرمان هاى غالب، سلسله مراتب جنسيتى را تقويت مى كنند و در عين حال كسانى را که در برابر آنها مقاومت میکنند به حاشیه می رانند.
پژواک- کلیفورنیا