| تاریخ انتشار: ۱۹:۳۵ ۱۴۰۵/۵/۲۶ | کد خبر: 200728 | منبع: |
پرینت
|
|
قهرمانسازی از یک طالب تروریست و امید برای مبارزه علیه همفکران بیمارش برای آزادی مردم، منطق چندانی ندارد، زیرا طالب، تفکر طالبانی و بیماری به نام "طالب"، مثل بیماری و آلودهشدن به ویروس افسانهای "زامبی" است که غیرقابل درمان و راهچاره تنها نابود شدن فرد آلوده است. حالا کسی که طالب شده، چه تاجیک باشد، چه اوزبیک یا هزاره و و و، فرقی چندانی هم ندارد که چقدر تحصیل کرده و گذشتهاش چقدر درخشان است، او آلوده شده به ویروس غیرقابل درمان، ویروس طالب که هیچ واکسن یا ضدویروس ندارد و تنها راهاش نابود شدن و کشتن فرد است، فقط زامبیها را میتوان مثال زد و این مثال بسیار زنده و عینی برای افکار طالبانی است.
از آغازین روزهایی که جمعهخان غدار، دزد و قاتل مردم بدخشان، با ارباب خود مخالفت کرد، شماری از مزدبگیرهای به اصطلاح قلم بدست و فیسبوک چلان جریانهای خنثی، به دستور اربابهای خود در شبکههای اجتماعی، شروع کردند به قهرمانسازی این دزد قاتل!
اما تجربه ثابت کرده که طالب شدن به معنی واقعی، مصاب شدن به یک ویروس است که هر آدمی که به این ویروس آلوده شود، هزار جنایت را انجام میدهد، قوم و برادر خود را برای خوشی اربابش به قتل میرساند و از جاده انسانیت خارج میشود. چون اصل معیار طالب شدن همین است، اما با وجودی که در برخی موارد وجدانش برایش تلنگر میدهد که دارد جنایت میکند، اما ویروسی به نام طالب، افکار، عقل و منطقاش را مسخ کرده و وجدانش دیگر زندانی است.
او با تداوم جنایت زنده است و این یک خوراک و انرژی است برای یک طالب، بنا براین با چنین اوصاف و خصوصیات طالب دارد، از یک چنین موجودی زامبیصفت انتظار داشتن مبارزه و در کنار حق قرار گرفتن، به نظر میرسد که اصلا هیچ منطق ندارد.
جاوید روستاپور