تاجیکان؛ ملتی تنها در میدان
تعلل و خود خواهی بیش از این برای نسل جوان و صاحب دغدغه پذیرفتنی نیست؛ هر روز تأخیر، دشمن را قوی ‌تر و مردم را ناامیدتر می‌کند 
تاریخ انتشار:   ۱۹:۱۶    ۱۴۰۵/۵/۲۸ کد خبر: 200736 منبع: پرینت

تاجیکان افغانستان امروز با سه بحران بنیادین رو به ‌رو اند:
۱. بحران جهانی؛
۲. بحران منطقه‌ای؛
۳. بحران داخلی.
۱. بحران جهانی؛
در سطح جهان، هیچ قدرتی حاضر نیست از تاجیکان حمایت و پشتیبانی کند. دلیلش روشن است: گذشته ای تاریخی و «بزرگ ‌زادگی» تاجیکان برای قدرت‌ های بزرگ تهدید تلقی می‌شوند. آنان نمی‌خواهند این ملت دوباره قد برافرازد؛ زیرا این قد برافرازی را تهدیدی راهبردی برای منافع خود می‌دانند. تجزیه جغرافیای تاریخی تاجیکان از تاجیکستان تا ازبکستان، افغانستان و ایران ریشه در همین نگاه دارد.

۲. بحران منطقه‌ای؛
در منطقه، بازیگران درجه ‌دو همواره منافع ‌شان را با قدرت‌های بزرگ هماهنگ می‌کنند تا امنیت‌ شان آسیب نبیند. از همین رو حاضر نیستند منافع ملی خود را قربانی پیوندهای تباری با تاجیکان کنند؛ چون برای ملت ها، اولویت منافع ملی خود شان است نه دیگران!

۳.بحران داخلی؛
در داخل، شکاف‌های دوران جهاد هنوز التیام نیافته است؛ شکافی که در بن به اوج رسید و در بیست سال جمهوریت به نقطه ای غلیان.
در پنج سال اخیر، این شکاف‌ها منفجر شد و امروز هیچ ‌کسی حاضر نیست زیر فرمول‌های تحمیلی گذشته بسیج شود.
تاجیکان، از روشنفکر تا تاریک‌ فکر، دیگر مدیریت جریان‌های سنتی را نمی‌ پذیرند؛ حتی اگر پول و امکانات هم در میان باشد. پنج سال گذشته نمونه‌ ای روشن این واقعیت است.

۴. نگاه بیمار از بالا به پایین؛
یکی از مشکلات بزرگ دیگری جامعه ای تاجیک، نگاه از بالا به پایین است؛ نگاهی که هنوز در ذهن بسیاری‌ها حاکم است. برخی هنوز خود را رهبران بلا منازع مردم می ‌دانند و انتظار دارند مردم چون گوسفند اطاعت کنند.
اما واقعیت این است که امروز میان آنان و مردم عادی دیگر هیچ تفاوتی نیست. نه رهبر مانده، نه معاون، نه وزیر، نه والی و نه سفیر و ... همه افراد عادی‌ اند؛ یا زیر پرچم ملاهبت‌الله زندگی ذلت بار می‌کنند یا در خارج، روز تا شب میان رسانه‌های مجازی سرگردان‌ اند.
رهبر کسی است که در روزگار تیره ای مردم، وارد میدان شود و برای کشتی در حال غرق شدن راه نجات بجوید. کسی که در روزهای دشوار قدم برنمی ‌دارد و سرمایه ‌اش از مردم برایش عزیزتر است، نه رهبر است و نه حتی رهروی رهبر.
رهبران بزرگ شخصیت خود را «به ‌روز» می‌کنند؛ اما رهبران افغانستان هنوز با اندیشه‌ های چهل سال پیش زندگی می‌کنند و از دیگران فقط اطاعت و مزدوری می‌خواهند؛ امری که برای نسل نوین قابل ‌پذیرش نیست.

۵. ناتوانی در درک درد مردم؛
به نظر می‌رسد رهبران گذشته ای تاجیکان دیگر توان درک درد استخوان‌ سوز مردم را ندارند. پنج سال اخیر این حقیقت را آشکار کرد. وابستگی آنان به کشورهای منطقه و جهان و دریافت پول‌های سیاه، زبان ‌شان را بسته است. صدای ‌شان فقط در پیام تسلیت یا سالگردها شنیده می‌شود؛ امری که هیچ دردی را درمان نمی‌کند.

۶. نشناختن روندهای بزرگ؛
مشکل دیگر این نسل آن است که روندهای بزرگ سیاسی و منطقه‌ ای را درک نمی کنند و نمی‌شناسند. تصور می‌کنند دنیا مدیون آنان است و روزی محتاج ‌شان خواهد شد؛ تصوری غلط و مرگ ‌بار.
برای قدرت‌های بزرگ، فقط منافع اهمیت دارد و مهره‌ها از ریگ ‌های آمو بیشترند. پول و رسانه از غنی «نابغه ای شرق» می‌سازد و از ملاهبت‌الله «امیرالمؤمنین»
این اندیشه ای بیمار باید کنار گذاشته شود؛ دیگر خوان آمریکایی بر سفره ای کسی باز نخواهد شد.

۷. راه‌حل:
بسیج داخلی بر اساس ولایت‌ها؛
در وضعیت کنونی، نه منطقه، نه جهان و نه فرامنطقه به یاری تاجیکان نمی‌ آیند.
۱۳۰ سال است که این سرزمین در روایت انگلیسی‌ها برای منطقه و جهان «سرزمین پشتون‌ها» معرفی شده و حاکمان کنونی نیز پشتون ‌اند. لابی خلیل زاد این مسئله را در جهان و منطقه نهادینه ساخته است که دیگر اقوام اقلیت اند و توان مدیریت افغانستان را ندارند. تنها در زمان جهاد سلاح در اختیار شان قرار گرفت که سبب سرکشی آنان از حاکمیت افغانی شد و حالا باید سر کوب شوند و به جایگاه تاریخی شان که همانا حاشیه نشینی، انزوای سیاسی و فرمانبرداری مطلق است، باز گردند و این تنها از طریق خلع سلاح آنان ممکن است و کسانی را که مخالفت می کنند باید به شدت سرکوب شوند تا دیگر کسی جرآت نکند در برابر حاکمیت مطلق افغان ها مخالفت کند و این سرکوب در قالب روایت اسلامی توجیه شده و جهان نیز به همین دلیل سکوت کرده است. در چنین شرایطی فقط یک راه باقی می‌ماند: بسیج داخلی بر اساس ولایت‌ها.
نسل جوان هر ولایت باید گرد هم آیند و برای مبارزه‌ای پارتیزانی به تفاهم برسند. نسل جوان ناگزیرند رهبری این جریان‌ها را بر دوش بگیرند و از تجربه ای بزرگان و نخبگان بهره ببرند.

۸. تشبیه جنگ افغانستان؛
جنگ امروز افغانستان، به‌ باور این قلم، صد درصد شبیه روند پیدایش اسرائیل در فلسطین است. دوستانی که تاریخ پیدایش این کشور را خوانده ‌اند، با این نگاه حتما موافق خواهند بود.

۹. عدم امکان رهبری واحد؛
جست‌وجوی رهبری واحد بی‌نتیجه خواهد بود. اختلافات داخلی چنان عمیق است که انسجام را ناممکن ساخته است؛ این اختلافات سبب شده است «اسرائیلیان جنوب آسیا» هر روز قدرتمندتر شوند و مشاورانی کارکشته چون کرزی و عبدالله در داخل و خلیل‌زاد در سطح جهانی دارند که شبانه روزی در اتاق های فکری جهانی لابی می کنند و زمان بیشتر می خرند.
پس تعلل بیش از این کار خردمندانه نیست. هسته‌ گذاری باید در سطح ولایت ‌ها گسترش یابد و سپس میان ولایت‌ها تفاهم شکل گیرد تا در پسا پیروزی، درگیری داخلی رخ ندهد.

نکته ای پایانی این‌ که:
تعلل و خود خواهی بیش از این برای نسل جوان و صاحب دغدغه پذیرفتنی نیست؛ هر روز تأخیر، دشمن را قوی ‌تر و مردم را ناامیدتر می‌کند.
اگر این راهکار عملی نشود، روزهای تاریک کنونی همچنان ادامه خواهد یافت و تکرار داستان فلسطین در افغانستان بسیار جدی است.
خسروان خود دانند.

جلالی


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
تاجیکان
میدان طالبان
نظرات بینندگان:

>>>   آقای جلالی سلام،
حافظ چه خوب ابراز کرده:
همه کارم ز خود کامی به بدی کشید آخر
نهان که ماند، راز که کزو سازند محفلها
با تأسف بتید یاد کرد که یکتعداد اشخاص به تکلیف بزرګنمایی یا میګالومانی مبتلا هستند و ګمان میکنند با بزرګنمایی خود، قوم، زبان و غیره میتواند جغرافیه، سیاست او محیط زیست را به خیالپروری خود تغیر دهد.
مشکل افغانستان از دو هزاره هم بیشتر بود، بخاطر اینکه پشتون ها زبان فارسی را از خود میدانستند و حتی یکتعداد الحال هم زبان فارسی را از خود میداند، که در جغرافیه افغانستان امروزی محققین او نویسنده های بزرګ فارسی پشتون تبار هستند!
فارسی زبان دوم اسلام بود، در ایران با علم امروز آراسته بود، ولی شرایط تغیر کرده. تأثیرات فارسی از هند، پاکستان، آسیای میانه و حتی قسمت های از قفقاز و آذزبایجان رخت بسته است، که عاملش زبان انګلیسی و روسی است.
از نګاه نفوس تاجکستان تقریبأ ۷ میلیون به شمول شغنانیان، اوزبیک ها و اسماعلین و غیره. در اوزبیکستان در سمرقند، بخارا و فرغانه بک تعداد کمی بودوباش دارند که زیاترشان زبان را از دست داده اند. شرایط قسمی است که این اقوام در صد سال آینده تحت تأثیر روسیه و غرب میمانند و از این کلچر ها الهام خواهند ګرفت و تأثیر عربی هم جای خود را دارد.
در ایران امروز صرف ۳۵ فیصد فارس هستند اما متباقی آذری، بلوچ، تورکمن، پشتون و دیګر اقوام هستند. با تأسف که امریکا و اسراییل امروز به سرکوبی ممالک اسلامی پرداخته اند، که بعید نیست تمام منطقه به غلامی بګرایید.
افغانستان تجربه مدیریت انارشی تنظیم ها را در سال ها ۹۰ او بعدأ در زمان ۲۰ ساله اسغال امریکا دیدند و به پوست جان لمسیدند، پس نتیجه واضح است. در افغانستان همجوار با پشتون همچنان تاجیک، هزاره، اوزبیک، تورکمن، نورستانی، ایماق، قرغز، قزلباش و … باهم مثل برادر زندکی دارند. در ۵۰ سال اخیر از اقوام بیچاره استفاده سو صورت ګرفت! دوستم، محقق، قانونی، عطا نور، فامیل مسعود، حاجی قدیر، لالی و دها تن دیګر بر سر اقوام خود معامله کردند، پول جمع کردند و در افغانستان و خارج املاک ګرفتند و ملت را به تقدیر شان سپردند! این آقایان حالا هم در خارج از کشور زندګی شاهی دارند! هر روز کیف میکنند، تجارت های شان روان است، زندګی صد ساله اولاد هایشان تضمین است.
ممالک آسیایی میانه: تاجکستان، اوزبیکستان، تورکمنیستان، قرغزستان و حتی قزاقستان و آذربایجان از طریق افغانستان با آب ګرم هند وصل میشوند. در افغانستان هیچ قومی بدون پشتون ها نمیتوانند که این سرزمین را مدیریت و اداره کنند! تمام اقوام شمال در حلقه جنوب محاصره هستند و باید طیقه همزیستی را پیش ګیرند، در غیر آن مسؤل فاجعه تیوریسن های مانند شما خواهند بود! به امید موفقیت تان، وسلام، لمر

>>>   تاجیکان همیشه به تنهایی مبارزه کردن و پیروز شدن بقیه آمدن حق دعوا کردن اما زمانکه تاجیکان به شمل برخوردن بقیه فرار کردن و منتظر ماندن تا تاجیکان زمینه بازگشت شان را فراهم کنند

>>>   تاجیکان در حال حاضر اولین و بزرگترین کاری که باید بکنند ، هوشیار کردن نسل جوان هست. همچنین پاسداری از فرهنگ زبان پارسی و فرهنگ تاجیکی خود بزرگترین راه مبارزه با اشغالگران اوغان است. ما باید فعلا صبر کنیم تا ان شا الله زمان مناسب فرا برسد. و در نهایت یک گلایه بزرگ از برخی تاجیکان دارم. چرا تاجیکان ناآگاه با اوغان ها وصلت میکنند و به آنها دختر میدهند و از آنها دختر میگیرند؟ متاسفانه در ولایت کابل و شمالی بزرگ شاهد کمرنگ شدن هویت تاجیکی و مخلوط شدن با اشغالگران اوغان هستیم که بایستی جلوی این قضیه گرفته شود.
سانچارکی.

>>>   تاجیکان ملتی تنها ؟؟ نه تنها تاجیکان که هزاره ها و ازبک ها هم همینطورند. ما باید به این درک برسیم که اقوام غیر اوغان همگی سوار بر یک کشتی بوده و هم سرنوشت اند. باز بهرحال تاجیکها ، تاجیمکستان را دارند و ازبکها ، ازبکستان. این وسط هزاره ها بدبخت ترین قوم هستند که جز خدا کسی را ندارند. و البته بدترین رفتار ها در ایران با هزاره ها میشود.
عباس از سویدن.

>>>   لالام جان تاجیکان ملتی نامتحد در منطقه ، پشتو ها را ببین وقتی منافع قوم وسط میاید چطور متحد هستند

>>>   جناب آقای جلالی در طول نظرات جنابعالی که مطالعه داشتم همین نظر بهترین نظر است راهکار خوب اما از طرف دیگر نواقص دارد بهترین کار اینست که دزدان را محکمه کنند اول فيلترينگ بعدا بیداری مرحله سوم ملت سازی مرحله چهارم امت سازی مرحله پنجم دولت سازی پشتونها از سکولار تا کمونیست تا افراطی تروریست یک وجیهه مشترک دارند آنهم پختونوالی اما ما چه؟ اولین جنگ احمدشاه مسعود با فارسی زبانان کرده جنگ افشار بعدا قتل عام ازبک از کابل تا دره سالنگ بعدا که سر عقل آمد دیگر کارازکار گذشته بود (عارف،صالح، عبدالله مارآستین، تروریستان عرب را با به جان احمدشاه مسعود آوردند بعداز ترور نادان مثل فهیم را به گرده مردم افغانستان تحمیل کردند چند صباحی مست شراب وپول شدند بلاخره به تاریخ پیوستند هیچ راهی درست وشفاف وجود ندارد مگر تجذیه که تمام فارس با تمام پشتون.

>>>   به نظر من تاجکان بیشترین فرصت را درین سرمین دارند و به لحاظ تمدنی و فرهنگی و زبانی مردمان اصیل این سرمین اند هیچ گاه ازین طرز بینش نباید عبور کنند ، مستمر در پی حفظ و گسترش آن باشند در شرایط فعلی ، کلانترین مانع سر راه تالبان و اوغانیسم همین تاجکان هستند . پشتون ها همیشه ‌با ترس و رعب حکومت داری میکنند چون میدانند صاحبان این خاک تاجکان هستند که زبان شان ،برپهنای این سرزمین سایه افگنده است . درین شک نیست که اوغانیسم در صدد به انزوا کشیدن اقوام دیگر ، بخصو تاجکان هستند اما به این سادگی در شرایط کنونی ممکن نیست ، اینکه کشور های هستند به لحاظ زبانی و حوضه تمدنی و فرهنگی تاجکان را در افغانستان ارجعیت می دهند تا اینکه روزی ساحه بیشتر برای تنفس ژیپولیتیکی خود داشته باشند هنوز سیاست امپریالیسی پایان نیافته مانند که امریکا داعیه تنگه هرمز و گرینلند را دارد اسراییل به همین ترتیب خواهان بخشی از خاک فلسطین هستند حتی قسمت از خاک فلسطین را زمیمه اراضی خود کرده اند . در قرن بیست یک روسیه را نگاه کنید چه سیاست دارد پیش می‌گیرد که بخشی از خاک اوکراین را زیر کترول خود را داشته باشند به همین ملحوظ تصور من از حالت تاجکان در آینده این است کشور های همسایه بخصوص ایران و تاجکستان بدون حمایت هم زبانان شان در افغانستان نمی توانند در آینده به قدرت کلانتر تبدیل شوند آنچه تاجکان بر محور آن ، متحد شوند همان زبان و فرهنگ است تا تلاش کنند در مبارزه با دشمن روی این دو اصل بنیادین تکیه کنند نه شخصیت مطرح کنونی هدف نباید قدرت باشد فقط و فقط بدست آوردن آن اتوریته تاریخی و فرهنگی .. باشد

>>>   فلسطین در شمال واسرائیل در جنوب صد در صد به وجود می آید دیگر راهی نیست برای این کشور.
آریا از جرمنی

>>>   به آقای جلالی کدام دست آورد تاجیکان در ست دنیا دارد دست آورد که دارد تاجیکستان است اون هم رقص پایکوبی برای شوروی که همه دنیا میداند تاجیکان در ازبکستان تاجیکان در ترکمنستان نه هویت دارد نه هم دست آورد اگر در افغانستان برکله خیال شدن از بهم ریخته اوضاع افغانستان سو استفاده کردن از آب گیل آلود ماهی میگرن باز اگر نظرت ایران است در ایران دها قوم زندگی میکند از پارس بگیر تا کرد و بلوچ و ترک و ترکمن آذری بختیاری عرب کولی وووو همه خود را ایرانی میداند و اما شما ....فقط نوکر دیگران استی شما هیچ وقت برای تمام افغانستان و برای تمام ملت افغانستان کار نکردین شما فقط برای منافع شخصی تان به کشور خیانت کردین هم ملت به خود یعنی تاجیک خیانت کردین هم افغانستان را به باد دادین شما از احساسات جوانان بی سواد سو استفاده کردین شما تا هنوز هم فکر تان مغز تان حامون 40 سال پیش است حال جوانان مملکت هم فکرش هم نظر شان هم سیاست شان جلوتر از شما نوکر چاپلوس صفت است چون جوانان هم سواد ش دارد هم تمام جوانان افغانستان 1 یا 2 یا 3 مهاجرت کردن دنیا را دیدن کشورها را دیدن حال فهمیدن شما که ....
یک مهاجر افغانستانی

ایمیل:
لطفا فارسی تایپ کنید. نوشتن آدرس ایمیل الزامی نیست
میتوانید نام و محل سکونت را همراه نظرتان برای چاپ ارسال نمایید
از نشر نظرات نفاق افکنی و توهین آمیز معذوریم
مطالب خود را برای نشر به ایمیل afghanpaper@gmail.com ارسال فرمایید.
پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است