پنج سال از بازگشت طالبان به قدرت گذشت
حکومت ممکن است با زور به دست آید، اما اعتماد مردم را نمی‌توان با زور به دست آورد. افغانستان یک کشور تک‌صدا و تک‌رنگ نیست 
تاریخ انتشار:   ۱۹:۵۶    ۱۴۰۵/۵/۲۸ کد خبر: 200739 منبع: پرینت

با کشت خویش و موج ملخ ها چی میکنی
گیرم که خوک هم بچرانی به کشت من
پنج سال از بازگشت طالبان به قدرت می‌گذرد؛ پنج سالی که طالبان آن را دوره «امنیت و ثبات» می‌خوانند، اما در پس این روایت، واقعیت تلخی جریان دارد: محدودیت، حذف، تبعیض، فقر، مهاجرت و خاموش شدن تدریجی امید در میان بخش بزرگی از جامعه افغانستان.

بی‌تردید سقوط جمهوریت تنها محصول قدرت طالبان نبود. فساد گسترده، ضعف مدیریت، اختلافات درونی، کوته‌نظری‌ و محاسبهٔ نادرست اشرف غنی از راهکارهای دفاع از ارزش ها و توانایی های مردمی، زمینه‌های فروپاشی را فراهم کرد. اشرف غنی به‌عنوان رییس‌جمهور وقت نمی‌تواند از مسوولیت سیاسی آن فاجعه شانه خالی کند؛ به‌خصوص ترک ناگهانی کشور در حساس‌ترین لحظات، پرسش‌ها و تلخی‌هایی بر جای گذاشت که هنوز فراموش نشده است. اما شکست جمهوریت، برای طالبان چک سفید نبود تا هر سیاست و عملکرد خود را با یادآوری فساد و ناکامی گذشته توجیه کنند.

محروم ساختن دختران از آموزش، محدود کردن حضور زنان در جامعه، فشار بر رسانه‌ها و منتقدان، انحصار قدرت، نبود سازوکار روشن پاسخگویی و گزارش‌های مکرر از برخوردهای تبعیض‌آمیز، تصویری بسیار متفاوت از وعده های میان تهی و عوامفریبانهٔ سردمداران جاهل و نوکرمنش طالبان ارایه می‌کند. خطرناک‌تر از همه، تبدیل یک برداشت سخت‌گیرانه و بسته از دین و جامعه به سیاستی است که می‌تواند افغانستان را از آموزش، دانش و جهان امروز هرچه بیشتر دور سازد.

ناآرامی‌ها و اعتراض‌های اخیر در بدخشان را نمی‌توان صرفاً یک حادثه محلی و بی‌اهمیت دانست. فارغ از چگونگی روایت طرف‌های مختلف از جزییات این حوادث، بروز چنین تنش‌هایی می‌تواند زنگ خطری درباره انباشته شدن نارضایتی مردم از شیوه حکومت‌داری، رفتار مسوولان محلی، تبعیض و بی‌عدالتی باشد. حکومتی که صدای اعتراض را فقط با زبان زور پاسخ دهد، ممکن است برای مدتی سکوت ایجاد کند، اما سکوت الزاماً به معنای رضایت نیست.

طالبان کاهش جنگ سراسری را بزرگ‌ترین دستاورد خود می‌دانند، اما امنیت تنها نبود انفجار و جنگ نیست. انسانی که از حق تحصیل محروم است، زنی که اجازه مشارکت آزادانه در جامعه ندارد، جوانی که تنها راه آینده را در مهاجرت می‌بیند و شهروندی که از ترس قدرت نمی‌تواند آزادانه اعتراض کند، لزوماً در یک جامعه سالم و باثبات و امن زندگی نمی‌کند. طالبان خود اهریمنانی بودند که باعث ناامنی آن زمان شده بودند و این که تا امروز مبارزات مردمی و دادخواهانه برای دموکراسی تا حال به صورت مدون آن شکل نگرفته، نمیتواند بهانه‌ای برای پخش پولیمیک های دروغین نظامیان لندهور حاکم باشد.

پنج سال برای قضاوت درباره جهت حرکت یک حکومت زمان کمی نیست. اگر پس از پنج سال هنوز پاسخ مطالبه مردم، محدودیت بیشتر باشد؛ اگر به جای گشودن دروازه‌های مکتب و دانشگاه، پاسخ شلاق و مرمی باشد؛ اگر به جای پذیرش تنوع افغانستان، تعصب و انحصار تقویت شود؛ و اگر به جای شنیدن صدای ناراضی، منتقد به چشم دشمن دیده شود، مشکل دیگر تنها میراث جمهوریت یا حضور بیست‌ساله خارجی‌ها نیست؛ مشکل در نوع زورگویی این ها است.

افغانستان یک کشور تک‌صدا و تک‌رنگ نیست. هیچ گروهی، با هر میزان قدرت نظامی، نمی‌تواند برای همیشه اراده خود را جایگزین اراده یک ملت متنوع کند. حوادثی چون تنش‌های بدخشان باید برای طالبان هشدار باشد: صبر مردم نامحدود نیست و ثباتی که بر ترس، تبعیض، محرومیت و خاموش کردن صداهای متفاوت استوار باشد، ممکن است در ظاهر آرام، اما از درون شکننده باشد.

پنج سال پس از سقوط جمهوریت، افغانستان بیش از هر زمان دیگری به حکومتی نیاز دارد که به جای تحمیل، بشنود؛ به جای تعصب، مدارا کند؛ به جای حذف زنان و جوانان، از توانایی آنان استفاده کند؛ و به جای طلب اطاعت بی‌چون‌وچرا، خود را در برابر مردم پاسخگو بداند. زیرا حکومت ممکن است با زور به دست آید، اما اعتماد مردم را نمی‌توان با زور به دست آورد.
دلگیر مشو‌ کلوخی اگر گیر کرده ای
در کوره پخته می‌شود امسال خشت من

برنا کریمی


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
بازگشت طالبان
قدرت حکومت
نظرات بینندگان:

ایمیل:
لطفا فارسی تایپ کنید. نوشتن آدرس ایمیل الزامی نیست
میتوانید نام و محل سکونت را همراه نظرتان برای چاپ ارسال نمایید
از نشر نظرات نفاق افکنی و توهین آمیز معذوریم
مطالب خود را برای نشر به ایمیل afghanpaper@gmail.com ارسال فرمایید.
پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است