| طالبان سنتهای قبیلهای را نه بهعنوان قضایا و پدیدههایی تاریخی، بلکه بهعنوان اموری مقدس و عمل به آنها را ایمان و راه رستگاری میداند | ||||
| تاریخ انتشار: ۱۸:۵۸ ۱۴۰۵/۶/۱۲ | کد خبر: 200829 | منبع: |
پرینت
|
|
استدلال در برابر طالبان بیفایده است. سخن گفتن از اهمیت و نقش زبان فارسی برای طالبان بیمعنا است؛ همانگونه که سخن گفتن از قانون برای طالبان معنا ندارد. در حالی که امروزه نظم جهان بر اساس قانون است و کشوری را نمیتوان یافت که بدون قانون اداره شود؛ اما حکومت طالبان بدون قانون و بر اساس فرمان و اراده افراد اداره میشود.
حقوق بشر از اصول اساسی برای زیست متمدنانه است، اما طالبان با پناه بردن زیر عنوانهای مقدس، آن را انکار و تحقیر میکند. تبعیض و آپارتاید از اعمال مذموم و مردود در جهان امروز است، اما حکومت طالبان بر پایه تبعیض مذهبی، زبانی، قومی و جنسیتی اداره میشود.
در طول تاریخ بشر، در میان ملل و فرهنگهای مختلف، آموزش و کسب علم از برجستهترین ارزشها و فضیلتها بوده است؛ اما طالبان آموزش را برای زنان ممنوع کرده و برخی رشتههای علمی را برای همه ممنوع ساخته است. خدمت به مردم و تلاش برای رفع گرسنگی و تأمین نیازهای اساسی آنان از ابتداییترین وظایف حکومتها است؛ اما طالبان در برابر گرسنگی مردم شانه خالی میکند و میگوید رفع گرسنگی مردم به حکومت مربوط نیست و مردم باید روزی خود را از خدا طلب کنند.
طالبان سنتهای قبیلهای را نه بهعنوان قضایا و پدیدههایی تاریخی، بلکه بهعنوان اموری مقدس و عمل به آنها را ایمان و راه رستگاری میداند.
بنابراین، طالبان نهتنها در برابر جهان متمدن امروز، بلکه در برابر تجربههای علمی و اثباتشده تاریخی بشر نیز برخلاف جهت حرکت میکند. آنگاه انتظار اینکه طالبان در برابر زبان فارسی مسوولانه و آگاهانه عمل کند، انتظاری بیجا است.
اما واقعیت این است که نوع نگاه و موضعگیری طالبان درباره زبان فارسی، هیچ چیزی از اهمیت، ظرفیت و نقش تاریخی این زبان در تولید علم، فرهنگ و تمدن نمیکاهد.
فارسی زبانی نیست که اهمیتش را حکومتها تعیین کنند یا بنیانهایش را یک گروه سیاسی-قومی سست نماید. این زبان قرنها در ساختن فرهنگ و تمدن منطقه نقش داشته، آثار علمی و ادبی بزرگی آفریده و در حافظه تاریخی میلیونها انسان ریشه دوانده است و بدون شک، همچنان در تولیدات فکری و فربهتر کردن تمدن نقشآفرین خواهد بود.
در نهایت باید گفت؛ زبان فارسی برای شکوه و بالندگی، به لبخند طالبان نیاز ندارد؛ همانگونه که در مسیر تاریخ برای درخشش، به تأیید هیچ حکومتی نیاز نداشته است.
سید جواد سجادی
>>> سلام و حرمت به سید سجاد آغا!
درین شکی نیست که زبان فارسی بسیار فصیح و شنوا است. از بیدل ګرفته تا مولانا و صد ها تن دیګر به فارسی شعر ګفتند و ادبیات فارسی را غنی ساختند، اما حالا قرن بیستو یکم است و تمام دنیا مصروف ملت سازی است، اما نه قومپرستی و یا قبیله پروري.
در روسیه فدراتیف در حدود ۴۰ فیصد روس هستند، اما باقیمانده مردم داغستان، چیچن، اقوام مغول، تاتار، تورک، تاجک و صد ها اقوام دیګر، مګر زبان روسي زبان اکثریت محسوب میشود و ازینرو در تمام روسیه فدراتیف زبان اداره است یعنی زبان ملی مملکت.
در امریکا همچنان پهلوی انکلیس ها جرمن ها، هالندی ها، فرانسوی ها، هسپانوی ها و صد ها قوم دیګر زندګی میکنند اما یک زبان رسمی و اداری دارند یعنی انګریزی. در کانادا عین منوال است، در کوبیک فرانسوی ها و در تورنتو انګلیس ها زیاد هستند، باز هم یک زبان رسمی و ملی دارند یعنی انګلیسی!
در ایران قوم فارس صرف ۳۵ فیصد است، باقیمانده اقوام ټذری، بلوچ، تورکمن، افغان و غیره هستند، اما فارسی بر همه اقوام تحمیل شده. در تورکیه عین قصه است.
پس هیچ مملکت بدون زبان ملی وجود ندارد، مماکت تک قومی صرف اسرایل خواهم بود! ګلم فارسی در قرن ۱۹ و بیست از تمام هندو-قفقاز جمع شده، در پاکستان امروزی همچنان زبانی فارسی کدام رسمیت ندارد! امکان پذیر است که در افغانستان هم بعد از ۱۰۰ یا پشتو و یا فارسی جای یک و یا دیګه را بګیرند! اما ګمانم نمیشود، بخاطر که در ۱۰۰ سال اخیر پشتون با پشتو قوم مقتدر منطقه است، صرف تنبل است، که به کوندی پیش میرود! به امید موفقیت تان، وسلام