| چرا در افغانستان اردو یا ارتش تا حالا نتوانست به عنوان یک نهاد نظامی با صلابت و مقتدر تبارز کند، تامین کننده و متضمن ثبات پایدار سیاسی باشد؟ | ||||
| تاریخ انتشار: ۲۰:۲۶ ۱۴۰۵/۶/۱۵ | کد خبر: 200847 | منبع: |
پرینت
|
|
یکی از عوامل مهم و اصلی در کنار سایر عوامل به عنوان مانع توسعه نایافتگی انسانی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی در افغانستان، گسست دولت ها و نظام های حاکم سیاسی است. تبعات این گسست، تضعیف و تخریب توسعۀ انسانی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و تمام نشانه ها و معیارهای پیشرفت حیات در جامعه و کشور افغانستان بوده است. تداوم نظام حاکم سیاسی و دولت هر چند ناعادلانه و پر از معایب و نواقص به ادامۀ توسعۀ انسانی و اجتماعی و اقتصادی کمک می کند و سبب آن می شود که این توسعه، تخریب و نابود نشود.
اما سوال بسیار مهم این است که افغانستان چرا همیشه و پیوسته وارد دایرۀ باطل گسست دولت و نظام های سیاسی حاکم بوده است و نمی تواند و یا نتوانسته خود را از این چرخۀ معیوب، تاریک، زیانبار و باطل بیرون کند یا بیرون شود؟
پاسخ این پرسش درعوامل مختلف و متعددی نهفته است که مسلماً دیدگاه های متنوع و متفاوت در تبیین این عوامل و درجه بندی آن وجود دارد. اما به برداشت و باور من یکی از عوامل بسیار مهم، محرومیت افغانستان در تمام سالهای گسست دولت و ناپایداری ثبات سیاسی به خصوص در بیش از صد سال اخیر، ضعف، کمبود و حتی نبود و غیبت ارتش یا اردو به عنوان نهاد تامین کننده و تضمین کنندۀ پایداری ثبات سیاسی و تداوم دولت و دولت داری است؛ صرف نظر از اینکه چنین اردو یا ارتش را ملی بنامیم یا نه و بعد نتیجه بگیریم که ما ارتش ملی نداشتیم یا نداریم.
من به این بحث و استدلال بر سر اردو یا ارتشِ ملی بودن یا نبودن اهمیتی نمیدهم، بلکه نکتۀ مهم، نتیجه و عملکرد ارتش و قوای مسلح رسمی و دولتی افغانستان است که آیا به عنوان نهاد نظامی و به عنوان اردو و ارتش دولت و کشور توانسته است تداوم دولت و حاکمیت نظام سیاسی را تامین و تضمین کند و مانع ناپایایداری ثبات سیاسی در کشور شود؟
پاسخ روشن است:
نه.
واقعیت این است که افغانستان قوای مسلح رسمی و دولتی و نهاد نظامی مقتدر که توانسته باشد از گسست دولت و فروپاشی نظام های حاکم سیاسی جلوگیری کرده باشد و در نقش تامین کننده و متضمن دوام و پایداری ثبات سیاسی عمل کند، نداشته است. نه تنها چنین نبوده است، بلکه بد تر از این، ارتش یا اردوی افغانستان در صد سال اخیر همیشه خودش عامل بربادی و تباهی نظام های سیاسی و دولت ها بوده است. مگر کودتاهای اردو/ارتش در افغانستان، پیوستن صاحب منصبان ارتش و قطعات مختلف آن به گروه های مخالف دولت ها و نظام های حاکم و حتی عدم ایستادگی و اجتناب از جنگ آنها در برابر مخالفان دولت ها و نظام های حاکم سیاسی معنا و حکایتی غیر از این دارد؟
وقتی به نقش، موقف و قدرت ارتش و نهادنظامی همسایگان مان به خصوص به دو کشور همسایۀ پاکستان و ایران نگاه شود به خوبی می بینیم که ارتش و نهادهای نظامی آنها چگونه متضمن پایداری ثبات سیاسی و تداوم دولت و دولتداری و مانع گسست دولت و نظام سیاسی بوده اند و هستند.
ارتش در پاکستان از همان آغاز شکل گیری این کشور 78 سال است که در نقش نهاد حفظ دولت و نظام سیاسی و کشور عمل می کند و مانع گسست دولت و دولت داری و فروپاشی نظامی سیاسی شده است. این وضعیت پاکستان را در زمان بسیار کوتاه حیات دولت ها و کشورها یعنی در 78سال به قدرت اتمی تبدیل کرد. در ایران نیز دیده می شود که علی رغم تجاوز نظامی و جنگ امریکا و اسرائیل بزرگترین قدرت های نظامی دنیا و منطقه و علی رغم قتل رهبر و بسیاری از سران نظامی و ملکی دولت جمهوری اسلامی ایران در این تجاوز و جنگ، نهادهای مسلح این کشور(سپاه و ارتش) تا حالا ثبات و پایداری دولت و نظام حاکم و تمامیت ارضی کشور را حفظ کرده اند.
اما چرا در افغانستان اردو یا ارتش کم از کم در 107 سال اخیر از سلطنت امان الله خان تا حالا نتوانست به عنوان یک نهاد نظامی با صلابت و مقتدر تبارز کند، تامین کننده و متضمن ثبات پایدار سیاسی باشد و مانع گسست و فروپاشی دولت و نظام های حاکم سیاسی شود؟
محمد اکرام اندیشمند
>>> چون ارتش و اردو ملی افغانستان نظامی نیستن همه اش قومی است یا بین خود رقابت دارد 80 درصد جنرالان ارتش افغانستان رشوت بخور است در وقت خاطر این 80 درصد جنرالان قبل معمیله کردن پولش هم در حساب های خارجی پس انداز کرده میماند اون کسانی که این جنرالان از شان سو استفاده کرده در برآر ملت خود و قوم و قت جنرال سوار هواپیما شده این ها قاچاقی راهی کشورهای همسایه میشود در آنجا یا نگهبان است یا به کار شاقه تاقت فرسا تن میدهد باز در اون کشور چی میگه به طرف مقابل فحاشی میکند جنرالان و او بزرگان که یادش هم نیست که بر سر اینها معمله کرده این بلا سرش آورده خلاصه گپ این که نظامی ها ما همیشه وطن را به خاطر قوم و زبان دربدر کردن به غیر از اون جنرالان که معمله کردن باقی همه اش پیاده نظام این آن بودن و است حامون بهتر که این تور کسانی همیشه دربدر باشد چون با سرنوشت ملت بازی کردن و میکند
>>> ارتش بعضی اوقات توانسته است ددر مقابل کودتاه مقاومت کند و کودتا را خنثی کند. نمونه اش کوددنا شهنواز تنی در مقابل دولت داکترنجیب که خنثی شد و شهنواز تنی با طیاره جیت قوای مسلح به پاکستان فرار کرد.
بعشی اوقات خود رهبران بخاطر جلوگیری از خونریزی،داوطلبانه صحنه را رها کردند و رفتند.
مثل امان الله خان که با وجود پشتیبانی بعضی مردم از او،در مقابل حبیب الله کلکانی از ارتش استفاده نکرد و به خارج پناه برد.
بعضی اوقات هم کسانی که کودتا و یا انقلاب کردند،خودشان در ارتش نفوذ داشتند و از ارتش در مقابل دولت استفاده کردند.
مثل کودتا هفتم ثور که به پشتیبانی دولت شوروی وقت انجام شد و ارتش افغانستان را خود دولت شوروی هم از نگاه پرسونل و هم ار نگاه تجهیزات اکمال نموده بود و تمام تجهیزات نظامی ساخت شوروی بود و پرسونل نیز تحصیل کرده های شوروی بودند.
بعضی اوقات هم وقتی که قوای خارجی داخل افغانستان میشد،روحانیون جهاد اعلان میکردند و از طرف بعضی دولت های خارجی پشتیبانی میشدند و مردم نیز پشتیبانی میکردند و در نتیجه کشور های خارجی این روحانیون و مردم را تجهیز و تمویل میکردند و جهاد اعلان میشد و در نتیجه دولت دست نشانده خارجی شکست میخورد و در مقابل مردم زیاد ارتش نیز هم از نگاه توانایی مقاومت کرده نمیتوانست و هم تحت تأثیر مجاهدین قرار میگرفتند و تسسلیم میشدند.
مثل سه مرتبه حمله انگلستان به افغانستان و پشتیبانی دولت روسیه تزاری از افغانستان و همچنان حمله شوروی به افغانستان و پشتیبانی پاکستان و ایران و کشور های عربی و کشور های غربی و امریکا و چین ار مجاهدین.
و در آخرهم بعضی اوقات در اثر یک توطئه ساخته شده توسط خود یک کشور،به افغانستان حمله شده است و کسانی را که خودشان به قدرت رسانده بودند،از کشور بیرون کردند و به پاکستان فرستادند و زمانی که مارشال قسیم وزیر دفاع وقت از نزد شان تشکری کرد و گفت حالا میتوانید به خانه هایتان برگردید. آنها گفتند که ما اینجا نبامدیم که به این زودی ها ازینحا برویم. در نتیجه به مارشال قسیم پنجاه میلیون دلار دادند و گفتند که این پول را بگیر و برو کدام تجارت تانک تیل کن و به قوای ما تیل وارد کن و چوکی وزارت دفاع را رها کن .
در عوض اش رحیم وردک را وزیر دفاع مقرر کردند و به پاکستان وظیفه دادند که چند نفر طالبان را تجهیز و تمویل کن و به افغاانستان بفرست.
سه رییس جمهور امریکا بیست سال جنگ کردند و سه تریلیون دلار بودجه گرفتند و خورد و برد کردند و رفتند.
رییس جمهور چهارمی آمدن گفت جنگ در افغانسستان بس است. دولت را دوباره به طالبان تسلیم داد و در عوض جنگ اوکراین و غزه رابراه انداخت و صد ها ملیارد دلار تحت نام کمک به اوکراین در جنگ در مقابل روسیه و کمک به اسراییل در جنگ علیه حماس ،بودجه گرفت و خورد و برد کرد و رفت.