نگاهی به استقلال تاجیکستان فراتر از مرز ها
تجربه تاجیکستان نشان می‌دهد که حتی یک کشور فقیر و محصور در خشکه، در محیط بسیار دشوار ژیوپلیتیکی، می‌تواند با دولت‌سازی، دیپلماسی، آموزش و...جایگاه خود را در جهان حفظ کند 
تاریخ انتشار:   ۲۰:۴۵    ۱۴۰۵/۶/۲۳ کد خبر: 200895 منبع: پرینت

در مورد استقلال تاجیکستان در سفر اخیرم به تاجیکستان چندین مقاله تحلیلی و پژوهشی نوشته ام، یکی از آنها مقاله کنونی است که بگونه فشرده درینجا نشر میشود.
مقدمه:
اشتراک ما در جشن سی و پنجمین سالگرد استقلال تاجیکستان نه تنها یک افتخار است، بلکه یک رسالت تاجیکانه نیز است؛ زیرا استقلال تاجیکستان و دست آورد های آن را بیگانه در خانه دوم مان نمی دانیم. مرز های سیاسی که بازی بزرگ میان مردمان هم زبان، هم تبار و هم کیش تحمیل کرد مانع همدلی و همزبانی ما نمی تواند شود.
به باور من سی و پنجمین سالگر استقلال تاجیکستان فرصتی است برای باز اندیشی و نگاهی تاریخی به دست آورد ها ، کمبودی ها و اشتباهات در فراز و فرود تاجیکستان پسا شوروی و گرفتن درس ها و اندوختن تجارب گرانبها فرا تر از مرز های سیاسی تاجیکستان.
در روزهای که جهان باور نداشت تاجیکستان بتواند از آن گرداب خون و آشوب بیرون آید، مردم این سرزمین با شکیبایی، خرد جمعی، وحدت ملی و ارادهٔ آهنین، داستان نجات، صلح و سازندگی را خلق کردند؛ داستانی که طی سی‌وپنج سال پر فراز و فرود، تاجیکستان را از ویرانی به ثبات، از تفرقه به وحدت، و از بحران به امید رساند.
امروز، در سی‌وپنجمین سال استقلال، ما نه‌تنها یک تاریخ را مرور می‌کنیم، بلکه یک روایت الهام‌بخش را جشن می‌گیریم؛ روایتی که نشان می‌دهد چگونه یک ملت کوچک اما متمدن، با رهبری مدبرانه و ارادهٔ ملی، توانست بر تاریکی غلبه کند و آیندهٔ خود را بسازد. این داستان، اکنون بخشی از میراث سیاسی و فرهنگی تاجیکستان است؛ میراثی که فراتر از مرزها، برای بسیاری ملت‌های بحران‌زده بویژه افغانستان همسایه و همتبار شان ، که در زیر سلطه طالبان رنج می کشد پیام امید و امکان نجات دارد.

داستان نجات و سازندگی خلق تاجیکستان را در سی و پنجمین سالگرد استقلال آن با چند پرسش آغاز می کنیم.
۱. بزرگ‌ترین دستاورد استقلال تاجیکستان چه است؟
به باور من بزرگ‌ترین دستاورد استقلال تاجیکستان، پیش از هر چیز، "سلامت و حفظ استقلال" و تبدیل یک جمهوری بحران‌زده به یک دولت نسبتاً باثبات و دارای حاکمیت ملی است.
چنانچه استقلال تاجیکستان در سال ۱۹۹۱ آغاز یک جشن نبود؛ آغاز یک آزمون بود؛ و ملت تاجیک برای تبدیل آن آزمون به یک ارزش ملی بهای سنگینی پرداخت.

۲. مردم تاجیکستان در این ۳۵ سال چه آموختند؟
مهم‌ترین درس سیاسی این دوره را می‌توان در چند جمله خلاصه کرد:
• استقلال بدون دولت قدرتمند می‌تواند از دست برود.
• صلح داخلی از هر پیروزی سیاسی مهم‌تر است.
• هویت ملی بدون نهادهای دولتی پایدار نمی‌ماند.
• کشور کوچک برای بقا به دیپلماسی متوازن نیاز دارد.
• امنیت، توسعه و استقلال اقتصادی به یکدیگر وابسته‌اند.
• حفظ زبان، تاریخ و فرهنگ فقط یک مساله فرهنگی نیست؛ بخشی از امنیت ملی است.
• مداخله خصمانه خارجی زمانی در یک کشور موفق می شود، که جامعه دچار شکاف عمیق داخلی شود.
• استقلال سیاسی بدون استقلال اقتصادی هنوز شکننده است.
به بیان دیگر، مردم تاجیکستان در این سه ونیم دهه آموخته‌اند که کشور را باید ساخت، نه فقط مستقل اعلام کرد. استقلال یک نعمت معنوی است و این زمانی ارزش دارد، که از خود دفاع بتواند. مردم تاجیکستان در تحت زعامت جناب عالی، محترم امامعلی رحمان با شکیبایی و فداکاری و مقاومت از استقلال، غرور ملی و تمامیت ارضی کشور شان دفاع کردند . بدین ترتیب خلق تاجیک نشان دادند که می توانند از عزت و غرور و حق مشروع ملی خود دفاع کنند و کشور شان را آباد کنند. در نتیجه لیاقت این را دارند که مستقل باشند و از هیچ جمهوری تازه به استقلال رسیده آسیای میانه و کشور های رقیب به رغم میراث های نا منصفانه شوروی سابق از جمله ضعف زیر ساختهای اقتصادی و امنیتی عقب نخواهند ماند.

۳. چه ارزش‌هایی در این مدت آفریده یا تقویت شده است؟
یکی از مهم‌ ترین نتایج استقلال، شکل‌گیری ، تقویت و باز سازی مجموعه ای از ارزش‌های ملی بوده است:
استقلال، دولت‌داری، صلح، وحدت ملی، میهن‌دوستی، هویت تاریخی، زبان فارسی تاجیکی، بزرگداشت میراث سامانی، نوروز، شاهنامه، حافظه تاریخی و احساس تعلق به یک دولت ملی مستقل.
این مساله برای تاجیکستان اهمیت خاص دارد؛ زیرا استقلال فقط تغییر پرچم و حکومت نبود، بلکه فرصتی برای بازسازی روایت تاریخی و فرهنگی ملت تاجیک نیز فراهم کرد.
از این نقطه نظر، یکی از دستاوردهای مهم سه ونیم دهه اخیر این است که تاجیکستان توانسته است دولت مدرن را با عناصر مهمی از میراث تاریخی و فرهنگی تاجیک پیوند دهد.

۴. توسعه اقتصادی تاجیکستان تا کجا پیش رفته است؟
تاجیکستان در کاهش فقر موفقیت قابل توجهی داشته است. بر اساس داده‌های بانک جهانی، نرخ فقر ملی از حدود ۵۶ درصد در سال ۲۰۱۰ به حدود ۲۰ درصد در ۲۰۲۴ کاهش یافته و سهم طبقه متوسط نیز از ۸ درصد به حدود ۳۳ درصد افزایش یافته است.
اقتصاد نیز در سال‌های اخیر رشد بالایی داشته است؛ بانک جهانی رشد اقتصادی سال ۲۰۲۵ را حدود ۸.۴ درصد گزارش کرده است.
با آنکه تاجیکستان در کاهش فقر موفق بوده، اما هنوز در تبدیل رشد اقتصادی به اقتصاد متنوع، مولد و اشتغال‌زا کار ناتمام دارد.

۵. سیاست و حکومت‌داری و چشم انداز آینده تاجیکستان
برخی منتقدان غربی مدیریت سیاسی تاجیکستان و اکثریت جماهیر شوروی سابق را بر اساس معیار لیبرالیزم و دموکراسی غربی سنجش می کنند. این درحالی بود که دموکراسی وارداتی غربی در تحت رهبری امریکا در بیست سال جمهوریت در افغانستان سرا پا پر از فساد، تقلب و عوامفریبی بود، که در نهایت نه تنها باعث شکست شان شد، بلکه با سر افگندگی یکجا با دموکراسی قلابی شان در بال هواپیما ها با جنرالان چهار ستاره از باتلاق دموکراسی افغانی فرار کردند.
به باور من اگر دموکراسی وارداتی غرب با تقلب و دروغ و فساد وارد افغانستان نمی شد و با صداقت و واقعا دموکراتیک پیاده میشد، بدون شک در بخش بزرگی از کشور بویژه شمال، غرب و مناطق مرکزی و کابل طرفداران دموکراسی بی شمار بودند و مودل دموکراسی این بخشی افغانستان هم مرز با ایران و کشور های آسیای میانه می توانست به عنوان مودل موفق و کارامد برای کشور های همسایه الهامبخش شود. اما غرب برای رضایت تروریستان برخاسته از مناطق قبایلی و تکنوکراتان تبهکار دست نشانده شان که در دموکراسی شکست طالب سازی قدرت و فساد سالاری شان را می دیدند، دموکراسی جوان افغانستان را قربانی کردند. بنا کشور آسیای میانه مطابق به شرایط خود بویژه تاجیکستان جنگ زده مودل حکومت داری خود شانرا بشمول مسکو برای ثبات، امنیت و قطع مداخلات خارجی در پیش گرفتند.
به باور برخی اگاهان غربی تاجیکستان در ثبات سیاسی موفق بوده، اما این ثبات با محدودیت شدید رقابت سیاسی و آزادی‌های مدنی همراه شده است. Freedom House در گزارش ۲۰۲۶ تاجیکستان را «Not Free» ارزیابی کرده و محدودیت بر مخالفان سیاسی، رسانه‌های مستقل و آزادی‌های مدنی را از مشکلات اصلی کشور دانسته است.
به باور آنها یکی از پرسش‌های مهم آینده تاجیکستان این است:
چگونه می‌توان ثبات سیاسی را حفظ کرد و هم‌زمان نهادهای پاسخ‌گو، حاکمیت قانون، مشارکت اجتماعی و فضای بیشتر برای جامعه مدنی ایجاد کرد؟

۶. نقش امامعلی رحمان به عنوان "معمار تاجیکستان نوین"
به باور اکثریت آگاهان امور تاجیکستان و آسیای میانه نقش نجات دهنده و سازنده امامعلی رحمان را نمی‌توان از تاریخ سه‌ونیم دهه تاجیکستان کم‌اهمیت جلوه داد.
امامعلی رحمان مهم‌ترین چهره سیاسی دوره استقلال و یکی از اصلی‌ترین معماران دولت تاجیکستان پس از جنگ داخلی بوده است.
سیاست مدبرانهٔ دولت‌داری تاجیکستان در سی‌وپنجمین سال استقلال رامی‌توان بر اساس ارزیابی‌های رسمی، گزارش‌های دیپلماتیک و تحلیل‌های نشرشده در سال ۲۰۲۶ در چند محور کلیدی خلاصه کرد. این سیاست ها نشان می‌دهند که دولت تاجیکستان طی ۳۵ سال، ازبحران‌های اولیه موفقانه عبورکرده و به یک بازیگر فعال، صلح‌ساز و چندجانبه‌گرا در منطقه تبدیل شده است.

۷. تاجیکستان مستقل در آسیای مرکزی چه جایگاهی دارد؟
واقعیت این است که تاجیکستان را نباید با معیار قدرت اقتصادی قزاقستان یا وزن جمعیتی ازبکستان سنجید. آنها در مقایسه با تاجیکستان میراث های بزرگی اقتصادی از شوروی سابق بردند و در سی و پنج سال گذشته به دست اورد های خوبی نایل شدند. اما دولت تاجیکستان در سی و پنج سال گذشته در کنار باز سازی و تقویت داخلی، به روابط دوستانه و مسالمت امیز و رفع مشکلات و میراثهای شوروی سابق گام های ارزنده برداشته است. چنانچه حیثیت ، اعتبار ، احترام و روابط گسترده سیاسی، اقتصادی و امنیتی و هم چنان همزیستی مسالمت آمیز این کشور با همسایگان آسیای میانه، چین، روسیه و در مجموع کشور های مشترالمنافع برای تاجیکستان جایگاه ارزشمندی بخشیده است.

چرا استقلال تاجیکستان فراتر از مرز ها اهمیت دارد؟
به باور من اهمیت دست آورد های استقلال تاجیکستان درسی و پنچ سال گذشته فراتر از مرز ها دارد؛ زیرا این استقلال تنها یک رویداد سیاسی داخلی نبود، بلکه اثبات دوبارهٔ شایستگی تاریخی یک ملت کهن ایستادن بر پای خود، ساختن آیندهٔ خویش، و دفاع از هویت فرهنگی اش بود.
استقلال تاجیکستان نشان داد که مردم تاجیک ، زن و مرد، پیر و جوان، نه‌تنها شایستهٔ داشتن یک دولت مستقل هستند، بلکه توانایی ساختن آن،پاسداری از آن، و پیشبرد آن را نیز دارند. این استقلال ثابت کرد که تاجیک ها ملتی آزاده، میهن‌دوست، صلح‌جو، متمدن و دارای استعداد سازندگی هستند؛ ملتی که اختلافات منطقه‌ای و گروهی هرگز نتوانست مانع وحدت ملی و هویت مشترک آنان شود.
استقلال تاجیکستان در سال ۱۹۹۱ تنها یک تحول سیاسی نبود؛ بلکه بازگشت یک ملت کهن به جایگاه طبیعی خود در تاریخ بود. تاجیکان،وارثان یکی از دیرینه‌ترین تمدن‌های آسیای میانه، با وجود دشواری‌هایفراوان، ثابت کردند که شایستگی استقلال را دارند و می‌توانند در برابربحران‌ها، جنگ داخلی، و فشارهای خارجی ایستادگی کنند.
در نخستین سال‌های استقلال، بسیاری از ناظران خارجی گمان می‌کردندکه تاجیکستان توانایی ساختن یک دولت ملی را ندارد. اما مردم تاجیک بامیهن‌دوستی، شکیبایی، و روحیهٔ سازندگی نشان دادند که این قضاوت‌هانادرست است. آنان با فداکاری و تحمل رنج‌های فراوان، کشور را از پرتگاه بحران عبور دادند و پایه‌های یک دولت نوین را بنا کردند.
نقش زن و مرد تاجیک در این مسیر برجسته است. زنان تاجیک در کنارمردان، در آموزش، بهداشت، فرهنگ، اقتصاد و مدیریت دولتی سهم فعال دارند و نشان دادند که جامعهٔ تاجیکستان بر پایهٔ برابری جنسیتی ومشارکت همگانی در ساختن تاجیکستان نوین نقش بازی می کند. مردان تاجیک نیز با تلاش در عرصه‌های امنیت، سازندگی، کشاورزی، صنعت وفرهنگ، ستون‌های اصلی دولت نوین را تقویت کردند.
یکی از ویژگی‌های برجستهٔ ملت تاجیک، روحیهٔ صلح و آشتی است. پس ازتجربهٔ تلخ جنگ داخلی، مردم تاجیک با خرد جمعی و ارادهٔ ملی، مسیرآشتی و وحدت را برگزیدند.
اختلافات منطقه‌ای و گروهی هرگز نتوانست هویت مشترک آنان را از هم بگسلد؛ زیرا تاجیکان می‌دانند که ملت واحد ووحدت ملی اساس پیشرفت و امنیت کشور است.
امروز، پس از سه دهه، تاجیکستان با وجود محدودیت‌های اقتصادی ومیراث سنگین دوران شوروی، توانسته است در حوزه‌های امنیت، آموزش،فرهنگ، زیرساخت و روابط خارجی دستاوردهای قابل توجهی
به‌دست آورد. این پیشرفت‌ها نتیجهٔ استعداد، تلاش، و شکیبایی مردم تاجیک است؛مردمی که ثابت کردند نه‌تنها شایستهٔ استقلال هستند، بلکه توانایی ساختن آینده ای روشن‌تر را نیز دارند.

درس های تاجیکستان برای افغانستان؛
شاید مهم‌ترین درس تاجیکستان برای افغانستان این باشد:
هیچ کشوری با حذف نیمی از جامعه، بستن دانشگاه‌ها، محدود کردن زنان، حذف مخالفان و با انزوای جهانی نمی‌تواند به توسعه پایدار برسد. مصالحه و آشتی ملی در تاجیکستان در نگاه بین المللی بزرگ‌ترین خدمت به استقلال و میهن بوده است. در پرتو صلح تاجیکستان در فرایند نظام سازی و ثبات و امنیت توسعه ملی و وحدت ملی قرار گرفت. اما رژیم طالبان از صلح می ترسند و از صلح نفرت دارند و این ذات و فطرت طالبان و حامیان خارجی شان است که ماشین قدرت شانرا در محور خشونت، حذف دیگران، زن ستیزی، جهالت پرستی و تمدن گریزی می چرخانند.
تجربه تاجیکستان نشان می‌دهد که حتی یک کشور فقیر و محصور در خشکه، در محیط بسیار دشوار ژیوپلیتیکی، می‌تواند با دولت‌سازی، دیپلماسی، توسعه اقتصادی، آموزش و سیاست خارجی فعال جایگاه خود را در جهان حفظ کند.
کشوری که از جنگ بیرون می‌آید، اگر دولت بسازد، صلح را حفظ کند، زنان و جوانان را در ساختن آینده شریک سازد، با جهان تعامل کند و از هویت تاریخی خود سرمایه بسازد، می‌تواند از یک کشور بحران‌زده به یک کشور باثبات تبدیل شود. اما اگر قدرت سیاسی به حذف، انزوا و محروم‌سازی نیمی از جامعه منجر شود، استقلال به‌تنهایی توسعه و مشروعیت نمی‌آورد.
از همین منظر، سی‌وپنجمین سال استقلال تاجیکستان فقط جشن یک کشور نیست؛ فرصتی برای مقایسه دو مسیر تاریخی در دو سوی آمو نیز هست: مسیر دولت‌سازی و تعامل با جهان در تاجیکستان، و مسیر انزوا، حذف اجتماعی و بحران مشروعیت در افغانستان تحت تسلط طالبان.

با مهر و احترام
دوکتور هارون امیرزاده
لندن_ سپتامبر


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
استقلال تاجیکستان
زبان فارسی
نظرات بینندگان:

ایمیل:
لطفا فارسی تایپ کنید. نوشتن آدرس ایمیل الزامی نیست
میتوانید نام و محل سکونت را همراه نظرتان برای چاپ ارسال نمایید
از نشر نظرات نفاق افکنی و توهین آمیز معذوریم
مطالب خود را برای نشر به ایمیل afghanpaper@gmail.com ارسال فرمایید.
پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است