| بديهي است كه امروز در عصر متفاوتي زيست داريم. رويارویي با تمايلات نسل جديد پيامدی جز فروپاشي ندارد | ||||
| تاریخ انتشار: ۱۰:۵۸ ۱۴۰۵/۷/۵ | کد خبر: 200974 | منبع: |
پرینت
|
|
رويارویي با تمايلات نسل جديد پيامدی جز فروپاشي ندارد!
بديهي است كه امروز در عصر متفاوتي زيست داريم، عصري كه تجلي دهنده بزرگترين دستآورد انساني در عرصه علوم و فناوري بوده كه انقلاب اطلاعاتي از جلوه هاي بارز آن است، رشد و توسعه فزاينده فناوريها در دوران كنوني چنان فضايی را خلق و مناسباتي را در جوامع انساني ايجاد نموده است كه هيچ نيروي ديگر يا انترنتيوي را نميتوان سراغ داشت كه پيشرفت سريع فناوري و ابزارهاي مدرن اطلاعاتي را سد و مانع گسترش فرايند روابط انساني و تهديد آگاهي و بيداريهاي ناشي از اين فرايند تاريخي و علمي گردد، كه نسل جوان در كليه جوامع بوضوح در محراق اين فراينده تاريخي قرار گرفته و بمثابه نيروي محرك و بالقوه، دگرگوني ها و تحولات را هدايت مي نمايد، از اين رو است كه لزوم حفظ تعادل در مناسبات قدرت في مابين دستگاه قدرت كه بگونه سنتي در اكثريت جوامع و كشوها بويژه در كشورهاي عقب مانده در اختيار طبقه نه چندان با سواد و زورگو قرار دارد، مطرح شده و پرسش بقای اقتدار پوشالي و يا فروپاشي آن در دستور روز قرار ميگيرد.
در دنياي امروز اكثريت متفكرين و نخبگان سياسي و اجتماعي بدين باور رسيدند كه نه جنگها، مهاجرتها، فرار ثروت، نيروي كار و غيره عامل استثنایي انحطاط و سقوط جوامع و كشورها است، بلكه عدم كارآمدي سيستم حاكم و ناتواني مديريتي كه قادر نيست و يا نميخواهند تا به درك بزرگترين نيروي پيشگام و شكست ناپذير مانند نسل جديد اهتمام نمايند، بارزترين فكتوري خواهد بود كه منجر به زوال جامعه و كشور ميكردد.
از اين واقعيت نميتوان به سادگي عبور كرد كه نسل كنوني در تمام جوامع و كشورها عليرغم تفاوتهاي چشمگير در نوعيت نظام حاكم و سطح توسعه و رفاه عمومي كشورهايی كه در آن زيست دارند، حامل پيام واحد و نگرش مشابه نسبت به داشتن سهم و نقش شان بمثابه رود خروشان و پرتلاطم و نيروي لايزال در رهبري جامعه، مشاركت در قدرت و گوش فرا دادن به مطالباتي است كه نسل امروزي آنرا حق خويش دانسته و در راستاي آن مبارزه مينمايد.
بنيادي ترين مشكل دولتها بخصوص در جهان كمتر توسعه يافته كه از وجود قدرتهاي سنتي و خودكامه در رنج هستند، اين است كه توانایي، درايت يا نيت اين را ندارند كه نسبت به بزرگترين معضل سياسي و اجتماعي يعني سهم نسل جديد در قدرت آماده پذيرش مسووليت شوند يا بعباره ديگر چنين حكومات غافل، قادر به تأمين خواست ها و مطالبات نسل جديد نيست و يا هم از آن در هراس اند.
رويكرد پشت كردن به نسلهاي امروز و بي مبالاتي نسبت به خواستهاي شان و هكذا بي توجهي و ناديده گرفتن عكس العمل اجتماعي عليه آنچه كه در جامعه جريان دارد، موجب ايجاد تقابل و تخاصم با نيرويی خواهند گشت، كه موفقيت شان در برابر نظم حاكم واپس گرا و شيفته قدرت اجتناب ناپذير است چنانچه انديشور گرامي دكتور عماد ابشناس در يك نبشته تحليلي پيرامون عوامل فروپاشي كشورها، از فروپاشي اتحاد شوروي وقت نامبرده و معتقد است كه در صورت وقوع تقابل با نسل امروز حتی كشوري داراي سلاح هستوي نيز قادر به شكست اين نسل نخواهد شد.
نسل جوان در تمام جوامع و كشورها و بخصوص در كشور عقب مانده و جنگ زده افغانستان نسل تحصيل يافته، متخصص و كار فهمي است، سپردن كار به نسل آگاه متضمن بقاي جامعه پنداشته شده و دولتها مكلف اند تا بستر هاي مناسب را در جذب جوانان اعم از مرد و زن در سطوح مختلف و بدنه قدرت فراهم آورد، ضمانت هاي قانوني، امنيتي و حمايت هاي اجتماعي براي نسل كنوني جلوگيري از فاجعه بعدي است.
امر بديهي است كه همه دولتها براي دوام حيات و بقاي خويش به ابزارهاي متنوع متوسل ميشود، اما بكارگيري سياست حذف و در حاشيه قرار دادن نسل جديد در شرايطی كه از انقلاب در عرصه اطلاعاتي و فناوري متأثر است، بخواهيد يا نخواهيد، دوام حاكميت كهنه را به چالش خواهند كشيد، دولت و يا آناني كه در سكوي اقتدار قرار دارند بايد بخوبي به اين درك لازم رسيده باشند كه بخاطر دوام و بقاي قدرت خود به نسل بالنده و تحصيل يافته نياز دارند كه بي مبالاتي نسبت به اين نيروي سركش، همه چيز را سرانجام به فنا خواهد داد.
رويكردها:
چكيده اي از نبشته پژوهشي دكتور عماد ابشناس
"عوامل فروپاشي كشورها"
نگارش: عبدالاحمد فيض
>>> قشره تحصیل کرده افغانستان هیچ برنامه برای پیشرفت کشور و جامعه ندارد و نه ایرایه کردن از اول انقلاب افغانستان تا به آخر روز های سقوط جمهوریت برنامه شان این بود که منافع شخصی خود را ار چی راهی با کی یا خودی یا با اشغال گران تأمین کند چون استاد های این ها هر کدام شان برای استخبارات کار میکردن و میکند هر تحصیل کرده باز برای منافع شخصی خود قوم و هم زبان خود را قربانی منافع شخصی خود میکند و کرده حال یک نمونه چند سیاست مداران کشور میتوانید برای نقشه های ابادی کشور و ابادی ملت افغانستان یا اعدام شده باشد یا زندان ابد یا زندان های طولانی گرفته باشد این در هر انقلاب که آمده سرود به جیب زده جیب های شان پر کردن در بانک های خارج سرمایه گذاری کردن برای صد سال آینده اولادای شان تأمین شده از هر این انقلاب سالم به دونی هیچ غم غصه صحی و سلامت به خارج رسیدن خانه آمده ماشین آخرین مدل روز بار در بدبختی کیا ماندن قوم های افغانستان که این تقسیم کرده بودن زبان به زبان تقسیم کرده بودن قوم به قوم شهر به شهر بعد هر انقلاب ملت ماندن قوم ها ماندن حال نداری مال اقوام افغانستان حال فقر مال اقوام افغانستان است حال مهاجرت ما اقوام افغانستان است حال در خارج تحقیری بی عزتی قاچاقی مال اقوام های ملت افغانستان است سوادر ها رهبران قمندان ها بزرگان معاونین وزیران حال همه شان در اروپا آمریکا ممالک عربی ترکیه ایران در آسایشی در دالر غلت میزند حال اقوام افغانستان ماندن خیجل دربرابر یک دیگر اون میگه من اشتباه کردم اون یکی میگه اشتباه از من بود