امریکا و طالبان/ ایران و طالبان؛ ما در کجای کار هستیم؟
 
تاریخ انتشار:   ۱۶:۱۷    ۱۴۰۵/۷/۱۰ کد خبر: 201003 منبع: پرینت

هدایتگر طالبان و هدایتگر شیعیان؛
حالِ امروز و دورنمای زندگی و سرنوشت شیعیان، هر روز بیشتر نگرانم می کند. همیشه اخبار بد از رفتار طالبان با شیعیان می شنویم. این رفتارها صرفاً حاصل سلایق شخصیِ ملاهای طالب نیست بلکه حاصل یک باور بنیادین از سوی رهبران و عناصر هدایتگر طالبان می باشد و مشکل ما هم همینجاست.
علاوه برآنکه فقه و مکتب و مذهب و مردم شیعه، جایی در ایدئولوژی و مبانیِ اندیشه های طالبانی ندارند؛ پشت این جریانِ شیعه ستیز و فارسی ستیز، یک دست قدرتمند و هدایتگر وجود دارد. طالبان ضدیت خود با شیعیان را هم مکتوب کرده اند و هم در عمل، بروز می دهند و باکی هم از کسی و از آدرسی ندارند.

جنگ و تحولات جاری در خاورمیانه، قطعاً بر آینده ما در افغانستان اثرگذار است. امریکا مزاحم سیاست های ضد شیعی و ضد فارسی طالبان نمی شود. امریکا مخصوصا با کسب تجربه از توانِ گروههای مقاومتِ طرفدار ایران؛ نمیخواهد در افغانستان هم همانند یمن، عراق و لبنان، کتله ها و گروههای هم‌مذهب، هم‌زبان، هم‌فرهنگ و هم‌عقیده ی با ایران مجال رشد بیابند و مجددا به عنوان گروههای اثرگذار در افغانستان ظاهر شوند و قدرت کنشگریِ بالا داشته باشند.

برهمین مبنا امریکا از نظام قومی پشتون و ایدئولوژی طالبانی حمایت می کند که در منظومه فکری اش، ضدیت با شیعه، ضدیت با زبان فارسی و ضدیت با ایران، عملاً تثبیت شده است. امریکا طالبان را بعنوان نماد حاکمیت پشتونوالیِ ضد فارسی-ضدشیعی اهمیت می دهد. طالبان نه تنها جزوی از گروههای مقاومت مد نظر ایرانی ها نیست و نمی شوند؛ بلکه به شدت استعداد الجولانی شدن و امریکایی شدن دارند. تاکنون دهها بار از امریکا التماس رابطه رسمی و نزدیک کرده اند. آخرین مورد هم همین روزها از زبان ملا متقی شنیدیم که معادن افغانستان را به امریکا تعارف کرد. امریکا و طالب در تعامل هستند. امریکا نه تنها با طالب نمی جنگد بلکه هفته‌وار به آنها پول می فرستد، برای شان پول افغانی چاپ می کنند. طالبان نمی توانند ارزش پول افغانی و تورم را ثابت نگه بدارند؛ چون عقل این چیزها را ندارند لذا پنج‌سال است که اقتصاد طالبان را امریکا مدیریت می کند.

ما بعنوان مردم افغانستان باید متوجه باشیم؛ امریکایی که می تواند آیت الله خامنه ای را در قلب تهران، دهها فرمانده طراز اول ایرانی را در شهرهای ایران، دقیق شناسایی و ترور کند؛ چرا نمیتواند جای ملا هبت‌الله را تشخیص بدهد و چرا او را بعنوان یک عنصر مزاحم نمی‌شناسد و نمی زند؟ سراج حقانی در لیست تروریست های تحت تعقیب امریکا بود؛ چرا با او تاکنون بارها در دبی و سعودی و قطر، نشست‌های مخفیانه داشته اند؛ همینطور با ملابرادر و ملایعقوب و حتی با ملا هبت الله! چرا؟

چرا امریکا به بهانه کشته شدن اغتشاشگران ایرانی، به ایران حمله کرد؛ اما اهمیتی به سرکوب مردم افغانستان و تجاوز گسترده به ناموس افغانستان و بسته شدن مدارس بر روی دختران و ارتکاب هزاران جنایت توسط طالبان، نمی دهد؟
قضیه طالب و امریکا برای ما کاملا روشن است اما عده ای یا نمی فهمند یا خودشان را پشت استدلال های دروغ و منفعت‌طلبانه، پنهان می کنند.

حالا که ما می خواهیم شیعیان و فارسی زبان های افغانستان را احیا کنیم؛ می بینیم کاملا خلع قدرت شده ایم:
بخش بزرگی از کادرهای دانشور، متخصص و مجربِ جامعه، افغانستان را به مقصد غرب ترک کرده اند. مورد بدتر اینست که بخشی از فعالان و عناصر اثرگذار جامعه شیعه که در افغانستان مانده اند، خدمتگزارِ طالبان شده اند. اغلب این ها توسط یک مرجع هدایتگرِ بیرونی بنام سیدحسن مرتضوی به سمت حمایت از طالبان سوق داده شده اند. شورای علمای شیعه، برخی رسانه های شیعی، فعالان سیاسی و متنفذین شیعه، عناصری هستند که با تشویق و ترغیبِ فرد یا افرادِ هدایتگرشان، به دامان طالبان افتاده و بعد از گذشت پنجسال همه این عناصر، تهی از قدرت، تهی از اثرگذاری و فاقد ابتکارعمل در حمایت از مردم شده اند. آنها همگی سرخورده و شکست خورده و بی‌اعتبار و منزوی شده اند و بر درگاه طالبان از حیّز انتفاع ساقط شده و اعتبار خود را نزد مردم هم از دست داده اند.

چرا اینگونه شد؟ ما بعنوان جامعه شیعی و فارسی افغانستان به همان میزان که از طالبان ضربه خوردیم از حامیان طالبان هم آسیب دیدیم. ما که گوشه هایی از قضایا را می فهمیم؛ از این ناراحتیم که طالبان چگونه توانستند مسلح و مسلط به ابزارهایی شوند که قبلا هیچ سررشته ای از آن نداشتند؟ مثلا چگونه دانش و تخصصِ رسانه ای آموختند و بعضا پررنگ‌تر از ما در رسانه ها حضور دارند! طالبانِ بیسواد و جنگجو و ضد فارسی؛ چطورشده که در رسانه ها با ادبیات فاخر فارسی، علیه ما تبلیغ می کنند! پشت این صفحات فارسیِ ضد شیعی و ضد مقاومت چه کسانی هستند؟ برای ما جای سئوال است طالبان که زبان فارسی را نمی فهمند و در ملاقات با مقامات ایرانی، با خودشان مترجم می برند، چگونه در رسانه و صفحات مجازی علیه ما و جبهات مقاومت ملی ما، با ادبیات سره‌ی ایرانی می نویسند و ما را هجو می گویند! من این مورد را بعنوان مثالی از دهها مورد بزرگتر دیگر اینجا ذکر کردم تا اندکی تفکر صورت بگیرد و عنداللزوم مسائل بیشتر را در فرصت مناسب تر طرح کنم.

تفاوت در نوع نگرش و نفوذ؛
من بعنوان یک شاهد عینی و یک تحلیلگر متخصص در امور افغانستان و طالبان، حضور امریکا را درون طالبان دیده ام. من که از هدایتگر طالبان سخن میزنم؛ خودم دیده ام. من وقتی از هدایتگر علمای شیعه و رسانه ها و متنفذین شیعه سخن می گویم؛ چون خودم دیده ام. وقتی این دو دستان هدایتگر را دیده و نتیجه را باهم مقایسه می کنم؛ به بی محتواییِ هدایتگران ایرانی عمیقا تأسف می خورم؛ و برای همین عمیقا نگران سرنوشت شیعیان و جامعه فارسی‌زبان افغانستان می شوم.

وقتی کابل سقوط کرد، دو پیشنهاد از دو آدرس متفاوت به من شد: 1- کارگزار ایرانی از من خواست که از طالبان حمایت کنم، اگر حمایت نمی کنم، از آنها انتقاد نکنم. 2- وابسته‌ی امریکایی به من پیشنهاد کرد، به دفتر ملابرادر و یا دفتر مولوی عبدالکبیر که هردو معاونین ریاست الوزرای طالبان بودند باشم و آنها خودشان زمینه فعالیت مرا فراهم می کنند!

دو قدرت، دو رقیب، دو دشمن؛ یکی‌شان خواهان تعامل با طالبان، اما یکی‌شان خواهان ورود به عمق طالبان! منی که هیچ سنخیتی با طالبان، با افکار و کردار و رنگ و رخ شان نداشته و ندارم؛ منی که بعنوان یک شیعه که بازمانده قتل عام بزرگ شیعیان یکاولنگ هستم؛ و خط خودم را مبارزه علیه طالبان قرار داده ام؛ برایم جای تأسف بود که چگونه می شود هم ایران و هم امریکا متحدانه از طالبان حمایت کنند!

برهمین مبنا من از بدو سقوط کابل، بازیگریِ هردو رقیب را در میان طالبان رصد می کنم. عمق هر دو را می‌سنجم، و نتیجه این سیاست‌ورزی را مرتبا رصد می کنم. من در هدایتگر ایرانی چیزی که می بینم؛ بی محتوایی است. سطحی نگری است. باج دادن به طالب و نهایتا استدلال های اشتباه است. من ازاین جهت رنج می برم؛ چون اولا: از سیاست‌ورزی امریکایی نفرت دارم؛ من حتی یک روز هم با گامهای امریکایی نرفته ام و نخواهم رفت. من آوارگی و بدبختی میلیون ها انسان افغانستانی را حاصل خیانت و جنایت و شراکت امریکا و طالبان می دانم. اما ایران و همزبان‌های ایرانی ام را دوست دارم. و ثانیاً می بینم که مردم ما، شیعیان ما و حوزه زبان و فرهنگ فارسی، چگونه قربانی سیاست‌های مبنایی طالب، حمایت امریکا و سطحی نگریِ کارگزار ایرانی می شوند. این ما هستیم که بعنوان شیعه و فارسی زبان افغانستانی، می بینیم و درد آن را درک می کنیم که چگونه تیشه ها بر ریشه های ما می خورد و از کجا می‌خورد.

برای همین است که ما بعد از این مجبوریم برای دفاع از مذهب‌مان، برای دفاع از تاریخ، ارزش‌ها، فرهنگ و زبان مادری‌مان علاوه بر طالبان؛ با حامیان طالبان هم مواجه باشیم.
من این نوشته ها را سلسله وار ادامه خواهم داد...

حسینی مدنی- جمهور


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
امریکا طالبان
ایران طالبان
نظرات بینندگان:

ایمیل:
لطفا فارسی تایپ کنید. نوشتن آدرس ایمیل الزامی نیست
میتوانید نام و محل سکونت را همراه نظرتان برای چاپ ارسال نمایید
از نشر نظرات نفاق افکنی و توهین آمیز معذوریم
مطالب خود را برای نشر به ایمیل afghanpaper@gmail.com ارسال فرمایید.
پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است