| آینده افغانستان باید نه در اتاق های قدرت خارجی، نه در میدان های جنگ، بلکه در اراده و مشارکت مردم افغانستان ساخته شود | ||||
| تاریخ انتشار: ۱۸:۴۰ ۱۴۰۵/۷/۱۲ | کد خبر: 201018 | منبع: |
پرینت
|
|
پروژه طالبان ختم است و هر سرنوشتی که در آینده پیدا کند، نباید بهانهای برای آغاز یک پروژه سیاسی دیگر از سوی قدرت های خارجی یا گروه های داخلی باشد. مسئله اصلی افغانستان باید فراتر از آمدن و رفتن حکومت ها تعریف شود: ساختن دولتی که افغانستان را متعلق به مردم افغانستان بداند و مشروعیت خود را از اراده، حقوق و مشارکت آنان به دست آورد.
افغانستان نزدیک به نیم قرن، در مقاطع مختلف، میدان رقابت، مداخله و آزمایش قدرت های منطقهای و جهانی بوده است. قدرت هایی با شعارهای متفاوت وارد شدند؛ یکی با نام دوستی، دیگری با عنوان امنیت، یکی با وعده توسعه و سرمایه گذاری و دیگری با هدف مبارزه با تروریسم. اما در بسیاری از این دورهها، هزینه اصلی بی ثباتی را مردم افغانستان پرداختند.
یک اصل اساسی در سیاست بینالملل را باید واقع بینانه پذیرفت:
کشورها دوستان دایمی ندارند؛ منافع دایمی دارند.
پاکستان منافع ملی خود را دنبال میکند؛ چین منافع خود را؛ روسیه، هند، ایالات متحده و کشورهای اروپایی نیز بر اساس منافع و محاسبات ملی خود سیاست گذاری میکنند. این واقعیت، به معنای دشمنی با هیچ ملت یا کشوری نیست؛ بلکه بخشی از منطق روابط بینالملل است.
مساله زمانی خطرناک میشود که افغانستان نتواند منافع ملی خود را مستقلانه تعریف کند و به جای آن، به میدان رقابت دیگران تبدیل شود.
اما مسوولیت این وضعیت تنها متوجه قدرتهای خارجی نیست.
افغانستان باید شجاعانه به درون خود نیز نگاه کند و پرسشهای دشواری را مطرح سازد:
چرا در دورههای مختلف، قدرت سیاسی به جای نهادهای ملی، در اختیار اشخاص، گروهها و ساختارهای محدود قرار گرفته است؟
چرا اختلافات قومی، زبانی و سیاسی بارها به ابزار بسیج و رقابت قدرت تبدیل شدهاند؟
چرا برخی نیروهای سیاسی پیش از رسیدن به قدرت از عدالت، اصلاحات و مردمسالاری سخن گفتهاند، اما پس از رسیدن به قدرت، پاسخگویی و محدودیت قدرت را به حاشیه راندهاند؟
و چرا نسلهای مختلف، به جای آموختن از تجربههای گذشته، بار دیگر همان اشتباهات را تکرار کردهاند؟
پس از طالبان؛ افغانستان به چه چیزی نیاز دارد؟
افغانستان برای خروج از چرخه بحران، نه به وابستگی دایمی به شرق نیاز دارد و نه به وابستگی دایمی به غرب.
به جنگ بی پایان نیاز ندارد.
به حکومت انحصاری نیاز ندارد.
به انتقام گیری قومی نیاز ندارد.
آنچه افغانستان به آن نیاز دارد، یک دولت ملی، قانون مدار، پاسخگو، فراگیر و دارای نهادهای مستقل است؛ دولتی که مشروعیت خود را از مردم و قانون بگیرد، نه از تفنگ، انحصار قدرت یا حمایت یک قدرت خارجی.
چنین دولتی باید بر اصولی روشن استوار باشد:
قدرت سیاسی نباید موروثی یا انحصاری باشد.
قومیت، زبان، مذهب و منطقه نباید معیار برخورداری از حقوق شهروندی باشد.
سلاح نباید منبع مشروعیت سیاسی باشد.
قانون باید بر همه، بدون استثنا، حاکم باشد.
حقوق اساسی شهروندان باید تضمین شود.
زنان و مردان باید از حقوق اساسی و فرصت مشارکت در زندگی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی برخوردار باشند.
نهادهای دولتی باید پاسخگو و قابل نظارت باشند.
سیاست خارجی باید بر اساس منافع ملی افغانستان و روابط متوازن با جهان تنظیم شود.
هیچ کشور خارجی نباید بتواند با حمایت از گروههای خاص یا بهره برداری از شکاف های اجتماعی، مسیر آینده افغانستان را تعیین کند.
افغانستان از جهان انتظار معجزه ندارد.
مردم افغانستان چیزی بیش از یک زندگی عادی نمیخواهند:
فرزندان شان بتوانند آموزش ببینند؛
جوانان شان بتوانند کار پیدا کنند؛
خانوادهها بتوانند با امنیت زندگی کنند؛
کارآفرینان بتوانند سرمایه گذاری کنند؛
و یک شهروند افغان بتواند آینده خود را در سرزمین خودش بسازد، نه اینکه میان جنگ، فقر و مهاجرت مجبور به انتخاب باشد.
افغانستان نباید ملک هیچ گروه، حزب، قوم، کشور یا قدرت خارجی تلقی شود.
افغانستان متعلق به مردم افغانستان است.
نه طالبان مالک افغانستان است؛
نه مخالفان طالبان؛نه امریکا؛نه روسیه؛نه چین؛نه هند؛نه پاکستان؛و نه هیچ قدرت خارجی دیگری.
هیچ گروهی نباید خود را صاحب انحصاری این سرزمین بداند.
آینده افغانستان باید در چارچوب یک قرارداد ملی و بر پایه حقوق شهروندی، قانون، مشارکت سیاسی و منافع ملی ساخته شود.
بنابراین، پرسش اساسی نسل امروز افغانستان نباید فقط این باشد که:
«کدام قدرت خارجی افغانستان را نجات خواهد داد؟»
پرسش مهمتر این است:
«چگونه میتوانیم جامعهای بسازیم که آنقدر آگاه، متحد، نهادینه و مسوول باشد که هیچ قدرت داخلی یا خارجی نتواند سرنوشت افغانستان را بدون اراده مردم افغانستان تعیین کند؟»
نجات افغانستان صرفاً با تغییر یک حکومت آغاز نمیشود.
نجات واقعی زمانی آغاز میشود که دولت، ملت و منافع ملی از منطق جنگ و انحصار قدرت عبور کنند و افغانستان به یک پروژه مشترک ملی تبدیل شود.
آینده افغانستان باید نه در اتاق های قدرت خارجی، نه در میدان های جنگ، بلکه در اراده و مشارکت مردم افغانستان ساخته شود.
افغانستان برای افغانستانی هاست؛
و آینده آن باید با مسوولیت، خرد، قانون و اراده مردم افغانستان ساخته شود.
عبدالستار « حسینی »