| سیزده سال حکومت یک حزب بر ایالت خیبر پختونخوا در تاریخ سیاسی پاکستان امری بیسابقه است و این ریکارد را حزب تحریک انصاف پاکستان به نام خود ثبت کرد | ||||
| تاریخ انتشار: ۱۴:۱۸ ۱۴۰۵/۷/۲۰ | کد خبر: 201066 | منبع: |
پرینت
|
|
برکناری حکومت ایالتی ایالت خیبرپختونخوای پاکستان توسط رییسجمهور این کشور و ادارهی مستقیم این ایالت از سوی حکومت فدرال از طریق فرماندار، اتفاق مهم است. کابینهی حکومت فدرال پاکستان فیصله کرد که به دلیل عقبنشینی حکومت ایالتی خیبر پختونخوا از جنگ با تروریسم و شورشگری، برکناری این حکومت، اعلام حالت اضطرار در این ایالت و ادارهی آن توسط فرماندار به نیابت از حکومت فدرال، بخشی از ایجابات امنیت ملی این کشور است. شهباز شریف نخستوزیر کنونی فیصلهی کابینه را به اطلاع رییسجمهور آصف علی زرداری رساند و او هم با بهرهبرداری از صلاحیتهای ویژهی رییس دولت حکمرانی فرماندار را در ایالت خیبر پختونخوای پاکستان اعلام کرد و حکومت ایالتی و مجلس قانونگذاری ولایتی را که هر دو در کنترل حزب تحریک انصاف بود، خانهنشین ساخت. این یک تحول مهم در مرزهای غربی پاکستان است.
خیبر پختونخوا که با افغانستان هممرز است تا سال ۲۰۱۰ به نام ایالت مرزی شمالغربی یاد میشد. واژهی «مرزی» خود نشان میداد که بخشی از اهمیت راهبردی این ایالت به هممرز بودنش با افغانستان وابسته است. از سر اتفاق قانونی را که اسم این ایالت را تغییر داد نیز همین آصف علی زرداری توشیح کرد. او در آن زمان هم رییسجمهور پاکستان بود و حزب متحدش حزب عوامی نشنل پاکستان که رهبری آن را خاندان پاچاخان-ولیخان به دوش داشت/دارد پارلمان و حکومت ایالتی را کنترل میکرد. تغییر نام این ایالت را ایتلاف حزب مردم و حزب عوامی نشنل یکی از افتخارات دوران حکومت مشترک خود میدانند که از سال ۲۰۰۸ تا ۲.۱۳ در اسلامآباد و پشاور در قدرت بودند.
اما در حال حاضر که باز هم آصف زرداری رییسجمهور است، حزب موتلفش حکومت خیبر پختونخوا را اداره نمیکند. از سال ۲۰۱۳ تا اکتبر سال ۲۰۲۶ یعنی تا همین دیروز، مجلس قانونگذاری ایالتی و حکومت ولایتی خیبر پختونخوا را حزب تحریک انصاف به رهبری عمرانخان اداره میکرد. تحریک انصاف در سال ۲۰۱۳ خیبر پختونخوا را از حزبی که رهبری آن را خاندان غفارخان-ولیخان به دوش دارد با اکثریت آرا به دست آورد. این حزب در انتخابات سال ۲۰۱۸ نیز در این ایالت ابقا شد و در ایالت پنجاب هم اکثریت را به دست آورد و به حکومت فدرال نیز دست یافت. در انتخابات سال ۲۰۲۴ به رغم این که تحریک انصاف در سراسر کشور از نشانی حزب وارد پیکارهای انتخاباتی نشد و رهبرش زندانی بود، باز هم در خیبر پختونخوا حکومتش را حفظ کرد. سیزده سال حکومت یک حزب بر ایالت خیبر پختونخوا در تاریخ سیاسی پاکسان امر بیسابقه است و این ریکارد را حزب تحریک انصاف پاکستان به نام خود ثبت کرد. به این ترتیب با اعلام حالت اضطرار، حزبی که بیشتر از رقیبانش در ایالت خیبر پختونخوا حکومت کرده بود، کنار زده شد. ۱۳ سال حکومت تحریک انصاف در خیبر پختونخوا نشان میدهد که کاریزمای عمرانخان برای مردم این ایالت بسیار جذاب است.
حکومت برکنار شدهی ایالتی خیبر پختونخوا به رهبری سهیل افریدی با سیاست مبارزهی با شورشگری ارتش و عملیاتهای نظامی در این ایالت موافق نبود. این حزب راهحل را در تنشزدایی از روابط پاکستان با رژیم طالبان در افغانستان و مذاکرهی مستقیم پاکستان با تحریک طالبان پاکستان میبیند. این موضوع را بارها عمرانخان از درون زندان و سهیل افریدی در گردهماییهای علنی توضیح داده اند.
در جولای سال ۲۰۲۴ مجلس قانونگذاری خیبر پختونخوا با تصویب قانونی ارتش و حکومت فدرال را موظف ساخت که قبل از راهاندازی هر عملیات ضد شورشگری در این ایالت با مجلس قانونگذاری و حکومت ایالتی مشوره و تفاهم کند. در دسامبر همان سال همین مجلس از این هم فراتر رفت و مصوبهی دیگری تصویب کرد که بر اساس آن ارتش از هر نوع عملیات نظامی در خیبر پختونخوا منع شده بود. در اکتبر سال گذشته که تازه سهیل افریدی به جای محمد امین گنداپور نخستوزیر ایالتی شد، با برگزاری یک جرگه پشتونی-سنتی بزرگ در پشاور که در آن تمام نمایندهگان مجلس قانونگذاری و افراد دیگر حضور داشتند قطعنامهای صادر کرد و در آن خواستار عادیسازی روابط با افغانستان طالبانی، مذاکره با تحریک طالبان پاکستان و توقف عملیاتهای نظامی شد. در سال جاری هم ریتوریک و عملکرد حکومت ایالتی در برابر ارتش و حکومت ایتلافی اسلامآباد تندتر گردید. استفاده از دستگاه حکومتی خیبر پختونخوا در مارش بزرگ تحریک انصاف نیز به پچیدگی وضعیت افزود. به نظر میرسد که دیگر دوام حکومت تحریک انصاف به جنرال منیر فرمانده کل نیروهای مسلح پاکستان و حکومت ایتلافی فدرال، قابل تحمل نبود.
حزب تحریک انصاف که در حال حاضر اپوزسیون حکومت فدرال است گفته است که برکناری حکومت ایالتی خود را در دادگاه عالی به چالش میکشد. به گفتهی این حزب عدم همکاری در مبارزه با تحریک طالبان پاکستان دلیل قانونی برای برکناری حکومت ایالتی آنان بوده نمیتواند. به نظر میرسد که حزب تحریک انصاف حضور خیابانی خود را نیز تشدید میکند و شعارهای خود را نیز تندتر میسازد. جاذبهی عمرانخان نیز شمار زیادی را به خیابان خواهد آورد. هم کاریز ما و هم روایت عمرانخان در خیبر پختونخوا جاذبه دارد. از طرف دیگر حکومت تحریک انصاف در خیبر پختونخوا مورد حمایت افغانستان طالبانی بود. واقعیت دیگر این است که نیروی سیاسی منسجم دیگر که توان بسیج گسترده به سود هیات حاکمهی پاکستان داشته باشد در خیبر پختونخوا وجود ندارد. در حال حاضر حزب مولانا فضلالرحمان نیز در تفاهم با هیات حاکمه نیست و ایمل ولیخان رهبر کنونی حزب عوامی نشنل نیز به رغم وراثت از ولیخان، جاذبهی کاریزماتیک ندارد و به نظر میرسد که هیات حاکمهی پاکستان نمیخواهد روی او حساب کند. سازمان منظور پشتین هم شعارهای تجزبهطلبانه سر میدهد. این وضعیت، ایجاد حمایت اجتماعی و سیاسی برای عملیاتهای نظامی ضد شورشگری را دشوار میسازد.
از ایجاد پاکستان تا امروز فکتورهایی مثل برکناری حکومت ایالتی مورد حمایت رژیمهای حاکم بر کابل در خیبر پختونخوا، نبود بدیل سیاسی نیرومند برای آن حکومت و دوام شورشهای مسلحانه، روی سیر تحولات در غرب پاکستان تاثیر جدی داشته است. داستان از تشکیل پاکستان تا امروز به همین نحو است. هشت روز پس از تشکیل پاکستان، در ۲۲ اگست ۱۹۴۷ محمد علی جناح پدر بنیانگذار پاکستان حکومت حزب کانگرس به رهبری خان عبدالجبارخان معروف به داکتر صاحب خان را که برادر بزرگ پاچاخان بود برکنار کرد و نیروهای امنیتی پاکستان در مهار تظاهرات پس از آن از خشونت کار گرفتند.
حکومت کانگرس به رهبری داکتر صاحب خان در ایالت مرزی شمالغربی/ خیبر پختونخوای کنونی مورد حمایت افغانستان ظاهرشاهی بود. به دلیل سابقهی طولانی خصومت سیاسی بین مسلملیگ و کانگرس در سالهای آخر عمر هند بریتانیایی و سخنان رهبران کانگرس پس از تجزیهی شبهقاره در مورد کوتاهبودن عمر پاکستان و تجزیهی قریبالوقوع آن، جناح را چنان نگران ساخت که نتوانست قدرت ایالتی بقایای کانگرس در قلمرو پاکستان تازهتاسیس را تحمل کند، اما این رویدادها روند پیچیدگی روابط پاکستان با افغانستان ظاهرشاهی را تشدید کرد. این روایدها افغانستان ظاهرشاهی و بعد داوودخانی را در موقعیتی قرار داد که ناسیونالیسم پشتون را علیه پاکستان استفادهی ابزاری کنند. در سال ۱۹۷۳ هم ذوالفقار علی بوتو حکومتهای خیبر پختونخوا و بلوچستان را برکنار کرد و این امر سبب شد که بخشی از هواداران ولیخان به شبه نظامیگری روی بیاورند و افغانستان داوودخانی به عقبهی جداییطلبی مسلحانه در پاکستان بدل گردد.
در آن دورههای تاریخی حزب پاچاخان رای عوام خیبر پختونخوا را داشت. او پیش از تشکیل پاکستان، طرفدار کانگرس بود، هند واحد میخواست و با داعیهی مسلملیگ مخالف بود. پاچا خان به رغم این که در سال ۱۹۴۸ به عضویت مجلس موسسان پاکستان در آمد و به نام این کشور سوگند شهروندی و وفاداری خورد ولی روابطاش با هیات حاکمهی پاکستان نرمال نشد به رغم این که حزبش رای عوام را تا مدت زیادی در اختیار داشت. در حال حاضر حزب تحریک انصاف و عمرانخان در همان موقف است. او رای عوام خیبرپختونخوا را دارد ولی با هیات حاکمهی پاکستان در مشکل است. شباهت دیگرش با زمان پاچا خان این است که رژیم حاکم بر افغانستان با حکومت ایالتی خیبر پختونخوا همسو بود. به دلیل نبود یک نیرویسیاسی جاگزین همسو با هیات حاکمه احتمال تشدید تظاهراتها زیاد است و به نظر می رسد که زمینه برای سربازگیری از پایگاه رای عمرانخان در خیبرپختوانخوا برای گروههای مثل تحریک طالبان پاکستان و گروه حافظ بهادر حالا بیشتر از هر وقت دیگر میسر است. در کمپین رسانهای ضد پاکستانی آنان یکی از جوامع هدف٬ پایگاه رای عمرانخان نیز است.
مشکل ارتش پاکستان در حال حاضر نداشتن متحد سیاسی دارای سازمان و توان بسیج گسترده در خیبرپختونخوا است. این مشکل را شورشگری تحریک طالبان پاکستان که حالا صاحب عقبهی راهبردی در افغانستان است تشدید کرده است. یعنی ارتش حالا همزمان با مشکل شورشگری با مشکل سیاسی هم در سمت غرب مواجه است.
غرب پاکستان همیشه پاشنهی آشیل این کشور بوده است. از همان سال ۱۹۴۷ جواهر لعل نهرو، اولین نخست وزیر جمهوری هند و رهبر کانگرس این مساله را درک کره بود. به همین دلیل سیاست هند در قبال افغانستان همیشه پاکستانمحور است. قدرت متعارف نظامی و هستهای پاکستان از سمت شرق قادر است از این کشور حفاظت کند ولی غرب پاکستان که هممرز با افغانستان است و دو طرف مرز هم اقوام پشتون ساکن اند٬ ناخن افگار پاکستان میباشد. از آن سمت جنگ چریکی و شورشگری شکل میگیرد که نیروی نظامی و هستهای متعارف قادر به مهار کامل آن نیست مگر این که یک حکومت دوست پاکستان/متعهد به امنیت پاکستان در افغانستان حاکم باشد. قبلا پاکستان از دین علیه رژیمهای حاکم بر افغانستان استفاده میکرد و این رژیمها هم ناسیونالیسم پشتون را علیه همسایهی جنوبی شان استفاده میکردند ولی امروز وضعیتی شکل گرفته است که افغانستان طالبانی قادر است دین و ناسیونالیسم پشتون هر دو را علیه پاکستان استفاده کند. عمیقشدن بحران سیاسی در خیبر پختونخوا این وضعیت را تشدید خواهد کرد.
فردوس کاوش