| باید تلاش کنیم جهانی را که به نسل بعد تحویل میدهیم، انسانیتر از جهانی باشد که از نسل گذشته دریافت کردهایم. تمدنها نابود نمیشوند؛ اما شکل آنها تغییر میکند | ||||
| تاریخ انتشار: ۱۱:۲۳ ۱۴۰۵/۷/۲۴ | کد خبر: 201101 | منبع: |
پرینت
|
|
در جهان امروز، آنچه بیش از همه نگرانکننده است، تنها جنگها و بحرانهای سیاسی نیست؛ بلکه فرسایش تدریجی ارزشها، اعتماد اجتماعی و قواعدی است که جوامع انسانی بر پایه آن شکل گرفتهاند.
به نظر میرسد جهان در یک نقطه عطف تاریخی قرار گرفته است؛ نقطهای که هنوز نمیدانیم به تولد یک نظم نوین خواهد انجامید یا به فروپاشی بخشی از تمدن کنونی.
جهان در حال تغییر است
نظم بینالمللی که پس از جنگ جهانی دوم شکل گرفت، بر مجموعهای از اصول مانند همکاری، حاکمیت کشورها، حقوق بشر، قانون بینالملل و نهادهای بینالمللی استوار بود. اما امروز بسیاری از این ارزشها زیر فشار رقابت قدرتهای بزرگ، جنگهای منطقهای، ملیگرایی افراطی، منافع اقتصادی و گسترش فناوریهای مخرب قرار گرفتهاند.
از سوی دیگر، قطبیشدن جهان در حال افزایش است. قدرتهای بزرگ بیش از گذشته به رقابت ژئوپولیتیکی، اقتصادی، نظامی و تکنولوژیک روی آوردهاند و در بسیاری موارد، منافع ملی بر اصول مشترک انسانی غلبه پیدا میکند.
این وضعیت یک پرسش بزرگ را پیش روی بشریت قرار داده است:
آیا ما شاهد پایان یک دوره تاریخی و آغاز دورهای تازه هستیم؟
آینده؛ جامعه بدون دولت یا دولتهای نیرومندتر؟
ممکن است جهان به سوی ساختارهایی حرکت کند که در آنها نقش دولتهای سنتی کاهش یافته و شبکههای جهانی، فناوری، شرکتهای بزرگ، هوش مصنوعی و جوامع فراملی نقش بیشتری پیدا کنند.
اما احتمال دیگری نیز وجود دارد: در نتیجه ناامنی، مهاجرت، بحرانهای اقتصادی و رقابت قدرتها، انسانها دوباره به سوی دولتهای قدرتمندتر، مرزهای بستهتر و ملیگرایی شدیدتر بازگردند.
بنابراین هنوز روشن نیست آینده متعلق به جامعهای فراتر از دولت خواهد بود یا دولتهایی که برای بقا قدرتمندتر و متمرکزتر شدهاند.
خطر اصلی چیست؟
نگرانی اصلی این نیست که تمدن بشری تغییر کند؛ تمدنها همواره تغییر کردهاند.
نگرانی آن است که فناوری و قدرت از اخلاق و مسئولیت انسانی جلو بزند.
اگر قدرت تخریب بشر بسیار سریعتر از قدرت اخلاقی و عقلانی او رشد کند، یک اشتباه سیاسی یا نظامی دیگر فقط یک بحران محلی نخواهد بود؛ ممکن است پیامد آن میلیونها و حتی صدها میلیون انسان را تحت تأثیر قرار دهد.
در چنین شرایطی، پرسش مهم این نیست که چه کسی پیروز خواهد شد؛ بلکه این است که:
آیا انسان پس از پیروزی احتمالی، جهانی برای زندگی خواهد داشت؟
تمدنها نابود نمیشوند؛ اما شکل آنها تغییر میکند.
تاریخ نشان داده است که هیچ تمدنی برای همیشه به یک شکل باقی نمانده است. امپراتوریها سقوط کردهاند، دولتها تغییر کردهاند و نظامهای سیاسی جای خود را به نظامهای جدید دادهاند؛ اما دانش، فرهنگ و تجربه انسانی از میان نرفته است.
شاید جهان امروز نیز در حال عبور از یک مرحله تاریخی باشد؛ اما اینکه این گذار با عقلانیت، همکاری و اصلاح صورت گیرد یا با جنگ، فروپاشی و فاجعه، به انتخاب انسان امروز بستگی دارد.
آخرین پرسش
شاید مهمترین وظیفه نسل ما این نباشد که پیشبینی کنیم جهان فردا دقیقاً چگونه خواهد بود؛ بلکه باید تلاش کنیم جهانی را که به نسل بعد تحویل میدهیم، انسانیتر از جهانی باشد که از نسل گذشته دریافت کردهایم.
سید نظام الدین وحدت