| مردم افغانستان به نان، کار، آموزش، درمان، آزادی و حق تعیین سرنوشت نیاز دارند؛ نه به تبلیغاتی از امنیتی که واقعیت تلخ زندگی آنان را پنهان کند | ||||
| تاریخ انتشار: ۱۹:۵۷ ۱۴۰۵/۸/۲ | کد خبر: 201143 | منبع: |
پرینت
|
|
فراو انی کالا و مواد غذایی در بازار، بهخودیخود نشانه رفاه عمومی و تأمین امنیت غذایی نیست؛ معیار واقعی رفاه، توانایی مردم برای تأمین نیازهای اساسی زندگی است، نه تماشای کالاهایی که بخش بزرگی از مردم توان خرید آن را ندارند. کاهش قدرت خرید، بیکاری، درآمدهای ناچیز و محدودیت فرصتهای اقتصادی، میلیونها خانواده را در تأمین نان، دارو، لباس و مواد سوخت با دشواری روبرو ساخته است.
فقر، بیکاری و سوءتغذیه؛ ابعاد بحران انسانی؛
بر اساس گزارشهای بانک جهانی، سازمان ملل متحد، یونیسف و سازمان جهانی بهداشت در سالهای ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۶، افغانستان همچنان با بحران عمیق اقتصادی و انسانی روبرو است.
طبق ارزیابی بانک جهانی، اقتصاد افغانستان تا سال ۲۰۲۴ هنوز نزدیک به یکچهارم کوچکتر از سال ۲۰۲۰ بود. همچنین، بانک جهانی در گزارش سال ۲۰۲۶ خود از کاهش ۵٫۶ درصدی تولید ناخالص داخلی سرانه در سال ۲۰۲۵ خبر داده است. این وضعیت، در کنار رشد جمعیت و محدودیت فرصتهای اشتغال، فشار بر درآمد و قدرت خرید خانوارها را افزایش داده است.
ابعاد بحران در بخش انسانی نیز نگرانکننده است. بر اساس برآوردهای یونیسف، در سال ۲۰۲۶ حدود ۲۱٫۹ میلیون نفر در افغانستان به کمکهای بشردوستانه نیاز دارند. ارزیابیهای امنیت غذایی نیز نشان میدهد که حدود ۱۷٫۴ میلیون نفر در دورههای مشخص سال ۲۰۲۶ با ناامنی غذایی حاد مواجه بودهاند یا برای دورههای دشوار پیشبینی شدهاند. افزون بر این، حدود ۳٫۷ میلیون کودک زیر پنج سال و ۱٫۲ میلیون زن باردار و شیرده در معرض سوءتغذیه حاد قرار دارند و نزدیک به یک میلیون کودک با سوءتغذیه حاد شدید روبرو هستند.
بحران اقتصادی و کمبود منابع مالی، نظام صحی کشور را نیز تحت فشار قرار داده است. سازمان جهانی بهداشت برآورد کرده است که در سال ۲۰۲۶ حدود ۱۴٫۴ میلیون نفر در افغانستان به کمکهای صحی نیاز خواهند داشت. محدودیت دسترسی به دارو، درمان ، محرومیت زنان از فرصتهای حرفهای و مهاجرت متخصصان، مشکلات دسترسی به خدمات درمانی را تشدید کرده است.
هر بیماری که به دلیل فقر، درمان نمیشود و هر خانوادهای که ناچار است میان خرید نان و دارو یکی را انتخاب کند، نشانهای از عمق بحران معیشتی و تهدید زندگی انسانی است.
با فرارسیدن زمستان، افزایش هزینه سوخت، دشواری دسترسی به مواد غذایی و خدمات درمانی و مسدودشدن راههای مواصلاتی در مناطق دور دست، خطر تشدید این بحران را افزایش میدهد. در چنین شرایطی، افزایش کمک ها ی بشری و عدم مداخله در امور کمک رسانی سازمانهای بین المللی برای فرودستان جامعه اهمیت حیاتی دارد.
امنیت واقعی؛ فراتر از خاموششدن صدای انفجارها
رسانههای فیسبوکی وابسته معمولاً کاهش درگیریهای مسلحانه و انفجارها را بدون نگاه به علل گذشته آن دستاوردی بزرگ در تأمین امنیت میدانند.
کاهش خشونت مسلحانه، بیتردید اهمیت دارد؛ آیا خاموششدن صدای انفجارها بهتنهایی به معنای برقراری امنیت است؟
امنیت انسانی تنها به نبود جنگ و درگیری محدود نمیشود؛ بلکه امنیت غذایی، شغلی، اقتصادی، درمانی، آموزشی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی را نیز در بر میگیرد.
امنیتی که نان، کار، درمان، آموزش، آزادی و کرامت انسانی را تضمین نکند، استبداد است.
شیپور پیروزی فیسبوکی ها در سفرههای خالی مردم، اطفال پابرهنه، شکم های گرسنه، جوانان بیکار و فقر گسترده محرومیت و نبود مشروعیت ملی و بین المللی صدای ارتجاع و از خود بیگانگی است و تبلیغ امنیت، بدون پاسخگویی درباره وضعیت واقعی زندگی مردم راه حل عدالت، رفاه و سعادت انسانی نیست.
نتیجه گیری:
افغانستان بیش از هر شعاری به شرایطی نیاز دارد که فقر را کاهش دهند، اشتغال ایجاد کنند، قدرت خرید مردم را بهبود بخشند و دسترسی همگانی به غذا، درمان و آموزش و حقوق و ازادی های بنیادین مردم را تضمین کنند.
کاهش درگیریهای مسلحانه، هرچند دستاوردی مهم است، نمیتواند جایگزین عدالت اقتصادی، آزادیهای اساسی، مشارکت سیاسی و پاسخگویی به نیاز های مرم شود. امنیتی که با گرسنگی، بیکاری و محرومیت گسترده همراه باشد، نمیتواند بنیان استواری برای ثبات و آینده کشور فراهم سازد.
مردم افغانستان به نان، کار، آموزش، درمان، آزادی و حق تعیین سرنوشت نیاز دارند؛ نه به تبلیغاتی از امنیتی که واقعیت تلخ زندگی آنان را پنهان کند. معیار واقعی ارزیابی هر حاکمیت، نه شعارها و نه وعده های سر خرمن آن، بلکه کیفیت زندگی مردم، رعایت حقوق انسانی و توانایی آن در پاسخگویی به نیاز های جامعه است.
محمد انور متین