| تاریخ انتشار: ۲۰:۱۲ ۱۴۰۵/۸/۲ | کد خبر: 201144 | منبع: |
پرینت
|
|
قومیت، صورت ناآگاهانهاش توهم است و صورت آگاهانهاش یک موضعگیری و یک انتخاب سیاسی.
صد سال تاریخ دولت افغانستان تا همین امروز، صد سال قومگرایی و ترویج قومگرایی و هیزم ریختن در کوره قومگرایی بوده است.
مهمترین مساله و منازعه سیاسی افغانستان در صد سال اخیر به ویژه در پنجاه سال اخیر، قومیت بوده است.
قومیت، علت اصلی و علت محوری جنگها و منازعات پنجاه سال اخیر بوده است و بیشتر از "دین" یا "نان" یا هر عامل دیگر در مناسبات و منازعات سیاسی افغانستان نقش بازی کرده است.
کل تاریخ دنیا، تاریخ قومیت است. اما عقل بشر در روزگاری بجایی رسید که این یادگار دوران بدوی را کنار بگذارد و برای زندگی بهتر به مفهوم شهروندی و مفهوم ملت رو بیاورد. ما چون عقل ما به این مرحله نرسیده، هنوز در تار قومیت، گرفتاریم. تاری که کوچک یا پیش پا افتاده یا بیاهمیت نیست، بلکه محرک اصلی رفتارها و کشمکشهای سیاسی در افغانستان است.
اگر قومیت توهم است، چرا در مورد توهم باید این قدر پیچید؟
توهم بودن چیزی به معنای بیتاثیر بودن آن نیست. قسمت اعظم زندگی ما را توهمات ما شکل و جهت میدهد. لذا توهم بودن چیزی به معنای بیاهمیت بودن چیزی نیست.
از طرف دیگر پیامدها و نتایجی که ریشه در این توهم دارد، توهم نیست و واقعیت است. کسی که عمیقا عقیده دارد از لحاظ نژادی از فلان قوم است، این توهم است، اما اگر به خاطر همین قومیت یا توهم، زمینش را بگیری یا او را مورد ستم قرار بدهی، این توهم نیست. یعنی پیامدهای توهم، واقعی است.
نبی ساقی