عزت و ذلت خواست خدا یا نتیجهٔ رفتار انسان؟
اگر قدرت نشانهٔ حقانیت و محرومیت نشانهٔ بی‌ارزشی باشد، دیگر چه جایی برای عدالت و دفاع از مظلوم باقی می‌ماند؟ 
تاریخ انتشار:   ۱۲:۳۹    ۱۴۰۵/۸/۷ کد خبر: 201179 منبع: پرینت

عزت و ذلت خواست خدا است یا نتیجهٔ قدرت و رفتار انسان؟
بارها شنیده‌ایم که عزت و ذلت انسان به دست خدا است. اما آیا هر انسانی که عزیز و قدرتمند است، سزاوار عزت است و هر انسانی که فقیر، محروم یا تحقیر شده، به خواست خدا در چنین موقعیتی قرار گرفته است؟ اگر چنین باشد، پس مسوولیت انسان در برابر ظلم، تبعیض و بی‌عدالتی چه می‌شود؟
این پرسش ما را به یکی از مسایل بنیادی فلسفه و اندیشهٔ دینی می‌رساند: رابطهٔ ارادهٔ خدا، اختیار انسان و عدالت.

در زندگی واقعی، گاهی انسان‌هایی را می‌بینیم که با صداقت و شرافت زندگی می‌کنند، اما قربانی فقر، جنگ و تبعیض می‌شوند. در مقابل، کسانی نیز هستند که با فریب، فساد یا سوءاستفاده از قدرت به ثروت و مقام می‌رسند. آیا می‌توان صرف برخورداری از قدرت و ثروت را نشانهٔ عزت الهی دانست و محرومیت و رنج را دلیل ذلت انسان شمرد؟
اگر قدرت نشانهٔ حقانیت و محرومیت نشانهٔ بی‌ارزشی باشد، دیگر چه جایی برای عدالت و دفاع از مظلوم باقی می‌ماند؟

برای پاسخ، باید میان چند مفهوم تفاوت بگذاریم: عزت اخلاقی، جایگاه اجتماعی و قدرت سیاسی. ممکن است انسانی از نظر اجتماعی فقیر و بی‌قدرت باشد، اما از حیث صداقت، شرافت و پایبندی به اصول انسانی، عزتمند زندگی کند. در مقابل، ممکن است فردی بر مسند قدرت نشسته باشد، اما با تحقیر دیگران و پایمال‌کردن حقوقشان، اعتبار اخلاقی خود را از دست داده باشد.
بنابراین، آنچه در جامعه به‌عنوان قدرت و منزلت دیده می‌شود، لزوماً با عزت اخلاقی برابر نیست. گاهی جامعه به انسان نادرست مقام می‌دهد و انسان درستکار را نادیده می‌گیرد. این واقعیت نشان می‌دهد که داوری اجتماعی دربارهٔ عزت و ذلت همیشه معیار قابل اعتمادی برای تشخیص ارزش انسان نیست.

در اندیشهٔ دینی نیز باید میان باور به ارادهٔ خدا و تفسیر انسان از حوادث زندگی تفاوت گذاشت. حتی اگر کسی باور داشته باشد که هیچ رخدادی بیرون از قلمرو ارادهٔ الهی نیست، از این باور نمی‌توان نتیجه گرفت که هر وضع موجودی عادلانه است یا هر رفتاری مورد تأیید خدا قرار دارد. وقوع یک عمل با تأیید اخلاقی آن یکسان نیستهمان‌گونه که توانایی یک انسان برای ستم‌کردن، ستم او را به حق تبدیل نمی‌کند.
اگر کسی با زور، فریب یا تبعیض دیگران را از حقوقشان محروم کند، نمی‌تواند تنها با گفتن اینکه «خدا چنین خواسته است»، مسوولیت رفتار خود را کنار بگذارد. در غیر این صورت، مفهوم اختیار و مسوولیت اخلاقی انسان بی‌معنا می‌شود. اگر انسان در تصمیم‌های خود هیچ مسوولیتی نداشته باشد، چگونه می‌توان او را به عدالت فراخواند یا در برابر ظلم پاسخگو دانست؟

از سوی دیگر، عقل نیز به ما یادآوری می‌کند که از روی ثروت، فقر، پیروزی یا شکست افراد نمی‌توان دربارهٔ ارزش اخلاقی آنان حکم قطعی صادر کرد. ممکن است کسی به دلایل تاریخی، خانوادگی یا سیاسی به قدرت رسیده باشد و دیگری به دلیل جنگ، تبعیض یا شرایطی خارج از اختیار خود محروم مانده باشد. تبدیل این تفاوت‌ها به نشانهٔ برتری یا فرومایگی انسان‌ها، نه استدلال محکمی دارد و نه با اصل عدالت سازگار است.
در این‌جا پرسش اصلی دیگر فقط این نیست که عزت و ذلت از کجا سرچشمه می‌گیرند بلکه این است که ما با این مفاهیم چه می‌کنیم. آیا آن‌ها را وسیله‌ای برای فهم مسوولیت و کرامت انسانی قرار می‌دهیم، یا برای توجیه وضع موجود و خاموش‌کردن صدای محرومان به کار می‌بریم؟

شاید دربارهٔ نسبت ارادهٔ الهی و حوادث زندگی، دیدگاه‌های فلسفی و کلامی متفاوتی وجود داشته باشد اما یک اصل روشن است: هیچ انسانی حق ندارد ظلم خود را پشت نام خدا پنهان کند، و هیچ جامعه‌ای نباید محرومیت قربانیان بی‌عدالتی را دلیل شایسته‌بودن آن محرومیت بداند.
اگر عزت و ذلت را تنها از روی مقام، ثروت و سرنوشت ظاهری انسان‌ها بسنجیم، آیا ممکن نیست ستمگر را عزیز و قربانی را ذلیل بنامیم؟
شاید نخستین گام به سوی عدالت این باشد که ارزش انسان را از قدرت او جدا کنیم و به جای توجیه رنج دیگران، دربارهٔ مسوولیت خود در برابر آن بیندیشیم.

محمد ناطقی


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
عزت ذلت
رفتار انسان
نظرات بینندگان:

ایمیل:
لطفا فارسی تایپ کنید. نوشتن آدرس ایمیل الزامی نیست
میتوانید نام و محل سکونت را همراه نظرتان برای چاپ ارسال نمایید
از نشر نظرات نفاق افکنی و توهین آمیز معذوریم
مطالب خود را برای نشر به ایمیل afghanpaper@gmail.com ارسال فرمایید.
پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است