افغانستان؛ میدان رقابت‌های پنهان آمریکا، پاکستان و طالبان
Wem nützt die Politik dieser Akteure letztendlich – und wer muss dafür den Preis bezahlen 
تاریخ انتشار:   ۱۲:۳۷    ۱۴۰۵/۸/۱۱ کد خبر: 201203 منبع: پرینت

آیا دشمنی‌های آشکار، پوششی برای منافع مشترک و رقابت‌های پشت پرده است؟

تحولات اخیر میان افغانستان، پاکستان و ایالات متحده آمریکا، بار دیگر پرسش‌های جدی درباره ماهیت روابط این سه بازیگر و اهداف واقعی سیاست‌های منطقه‌ای آنان مطرح کرده است. در ظاهر، آمریکا از طالبان انتقاد می‌کند، پاکستان طالبان را متهم به حمایت از گروه‌های تروریستی می‌سازد و طالبان نیز پاکستان را مسوول حملات نظامی و نقض حاکمیت افغانستان می‌داند. در همین حال، واشنگتن از آمادگی خود برای میانجیگری میان کابل و اسلام‌آباد سخن می‌گوید.

اما آیا واقعاً با سه جبهه کاملاً متضاد روبه‌رو هستیم؟ آیا اختلافات موجود، تمام واقعیت روابط این بازیگران را بازتاب می‌دهد؟ یا باید به منافع مشترک، پیوندهای تاریخی و محاسبات پنهان آنان نیز توجه کرد؟

 

تناقض در سیاست آمریکا؛ انتقاد از طالبان و ادامه حمایت مالی؛

یکی از موضوعات بحث‌برانگیز در سیاست آمریکا در قبال افغانستان، مساله ورود میلیون‌ها دالر به این کشور پس از بازگشت طالبان به قدرت است.

در سال‌های ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳، به‌طور متوسط حدود ۴۰ میلیون دالر در هفته به‌صورت نقدی از طریق سازمان ملل متحد وارد افغانستان می‌شد. این پول برای تأمین فعالیت‌های بشردوستانه و کمک به نهادهای بین‌المللی و سازمان‌های غیردولتی در نظر گرفته شده بود؛ نه اینکه مستقیماً به‌عنوان کمک مالی به طالبان پرداخت شود.

با این حال، گزارش بازرس ویژه آمریکا برای بازسازی افغانستان (SIGAR) نشان می‌دهد که ورود این پول‌ها، افزون بر آثار اقتصادی و بشردوستانه، به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم نیز به نفع ساختار اقتصادی و مالی تحت کنترل طالبان تمام شده است.

اینجا یک پرسش اساسی مطرح می‌شود: چگونه ممکن است دولتی که طالبان را به رسمیت نمی‌شناسد و از سیاست‌های آن انتقاد می‌کند، سیاست‌هایی را دنبال کند که عملاً به ثبات اقتصادی و تداوم حاکمیت آن کمک می‌کند؟

این تناقض دست‌کم نشان می‌دهد که سیاست خارجی آمریکا را نمی‌توان صرفاً بر اساس اظهارات رسمی و مواضع تبلیغاتی آن ارزیابی کرد. منافع راهبردی، ملاحظات امنیتی و محاسبات منطقه‌ای نیز در این سیاست نقش دارند.

 

پاکستان؛ از حامی تاریخی طالبان تا دشمن امروز آن؛

روابط پاکستان و طالبان نیز سرشار از تناقض‌های تاریخی است.

نقش پاکستان در شکل‌گیری و گسترش طالبان افغانستان، موضوعی نیست که بتوان آن را نادیده گرفت. گزارش‌ها و پژوهش‌های نهادهای معتبر بین‌المللی نشان می‌دهند که پاکستان در دهه ۱۹۹۰ از طالبان حمایت سیاسی، مالی و نظامی کرده و سازمان اطلاعات نظامی این کشور (ISI) در تقویت این جریان نقش داشته است.

اسلام‌آباد در آن دوران، طالبان را عاملی برای افزایش نفوذ خود در افغانستان و تأمین آنچه عمق راهبردی در برابر رقیبان منطقه‌ای می‌خواند، تلقی می‌کرد. اما امروز همان پاکستان، طالبان را به حمایت از تحریک طالبان پاکستان (TTP) و فراهم‌کردن زمینه فعالیت گروه‌های مسلح در خاک افغانستان متهم می‌کند.

این تحول را نمی‌توان بدون توجه به تغییر منافع و محاسبات امنیتی پاکستان تحلیل کرد. طالبان افغانستان و تحریک طالبان پاکستان دو سازمان جداگانه‌اند و نباید آن‌ها را یکی دانست؛ با این حال، پیوندهای ایدیولوژیک و تاریخی میان برخی جریان‌های وابسته به آن‌ها، پیچیدگی این معادله را افزایش داده است.

پرسش اینجا است: کشوری که در شکل‌گیری و تقویت یک جریان سیاسی و نظامی نقش داشته، تا چه اندازه می‌تواند خود را از پیامدهای سیاست‌های گذشته‌اش جدا بداند؟

 

میانجیگری آمریکا؛ راه‌حل بحران یا بازگشت به بازی‌های منطقه‌ای؟

اظهارات اول نوامبر ۲۰۲۶ مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، درباره آمادگی واشنگتن برای ایفای نقش در کاهش تنش میان پاکستان و افغانستان، با استقبال پاکستان روبرو شد. اسلام‌آباد نیز اعلام کرد که تلاش آمریکا یا کشورهای دوست برای تسهیل گفتگو با کابل را می‌پذیرد؛ مشروط بر اینکه طالبان علیه گروه‌های مسلح مورد اعتراض پاکستان اقدامات قابل راستی‌آزمایی انجام دهد.

در نگاه نخست، این موضع‌گیری‌ها نشانه تمایل به حل اختلافات از مسیر دیپلماسی است. اما تجربه چند دهه گذشته افغانستان نشان داده است که حضور قدرت‌های خارجی در روندهای سیاسی این کشور، لزوماً به معنای تأمین منافع مردم افغانستان نیست.

آمریکا طی دو دهه حضور نظامی در افغانستان، با بازیگران مختلف منطقه‌ای و داخلی تعامل داشته و در نهایت در سال ۲۰۲۱ طالبان بار دیگر قدرت را در دست گرفت. اکنون نیز واشنگتن در شرایطی از میانجیگری سخن می‌گوید که باید درباره اهداف و اولویت‌های واقعی آن پرسش کرد.

آیا هدف اصلی، ایجاد ثبات پایدار در منطقه است؟ یا کاهش تنش‌ها در چارچوب معادلات امنیتی و منافع ژیوپولیتیک آمریکا؟

این پرسش‌ها نیازمند بررسی مستقل و پاسخ‌گویی شفاف همه طرف‌ها است.

 

قربانیان اصلی؛ مردم دو سوی مرز؛

در میان تمام این کشمکش‌ها، آنچه کمتر در محاسبات سیاسی طرف‌های درگیر اهمیت پیدا می‌کند، سرنوشت مردم عادی است.

درگیری‌های مرزی، حملات هوایی، ناامنی و بسته‌شدن گذرگاه‌های تجاری، زندگی هزاران خانواده را در دو سوی خط دیورند تحت تأثیر قرار داده است. گزارش‌های سازمان ملل و رسانه‌های بین‌المللی نیز از کشته و زخمی شدن غیرنظامیان در حملات و درگیری‌های اخیر خبر داده‌اند.

مردم افغانستان و پاکستان که خود نقشی در طراحی سیاست‌های امنیتی و منطقه‌ای دولت‌ها ندارند، هزینه سنگین این اختلافات را می‌پردازند.

در حالی که رهبران سیاسی و نظامی طرف‌های درگیر در ساختارهای قدرت باقی می‌مانند، شهروندان عادی با آوارگی، از دست دادن خانه و دارایی، محرومیت اقتصادی و نگرانی از آینده روبرو می‌شوند.

اگر هدف واقعاً مبارزه با تروریسم و تأمین امنیت است، چرا حفاظت از جان غیرنظامیان به اولویت نخست تبدیل نمی‌شود؟

 

معادن افغانستان و رقابت بر سر آینده این کشور؛

افغانستان کشوری برخوردار از منابع طبیعی و ذخایر معدنی قابل توجه است. لیتیوم، مس، آهن، عناصر نادر و دیگر منابع زیرزمینی، این کشور را به یکی از نقاط مورد توجه بازیگران اقتصادی و سیاسی منطقه و جهان تبدیل کرده‌اند.

در چنین شرایطی، طبیعی است که درباره ارتباط میان سیاست‌های امنیتی، نفوذ خارجی و رقابت بر سر منابع طبیعی افغانستان پرسش‌هایی مطرح شود.

آیا قدرت‌های خارجی تنها به دنبال امنیت منطقه‌ای هستند؟ آیا منابع طبیعی افغانستان در محاسبات بلندمدت آنان جایگاهی ندارد؟ و آیا حکومت طالبان توانایی و اراده لازم برای مدیریت شفاف و مستقل این منابع را دارد؟

البته برای اثبات اینکه آمریکا یا هر کشور دیگری از طریق یک توافق پنهانی با طالبان در پی تصاحب معادن افغانستان است، به اسناد و شواهد مشخص نیاز است. اما این احتمال که رقابت بر سر منابع طبیعی در محاسبات ژیوپولیتیک بازیگران منطقه‌ای و جهانی نقش داشته باشد، موضوعی جدی و شایسته بررسی است.

 

آیا دشمنی‌ها واقعی‌اند یا منافع پشت پرده مشترک است؟

نمی‌توان صرفاً با مشاهده اختلافات سیاسی و نظامی میان آمریکا، پاکستان و طالبان، به این نتیجه رسید که هیچ‌گونه منافع مشترکی میان آن‌ها وجود ندارد. همان‌گونه که نمی‌توان بدون شواهد معتبر ادعا کرد که تمام درگیری‌ها و اختلافات، از ابتدا یک نمایش هماهنگ و از پیش طراحی‌شده بوده است.

اما تاریخ روابط این بازیگران نشان داده است که همکاری و تقابل می‌توانند هم‌زمان در سیاست خارجی حضور داشته باشند. پاکستان زمانی از طالبان حمایت کرد و امروز با آن درگیر است. آمریکا زمانی با طالبان جنگید، سپس با آن مذاکره کرد و اکنون در پی مدیریت پیامدهای حکومت آن است.

بنابراین، آنچه باید مورد توجه قرار گیرد، نه صرفاً سخنان رسمی و نمایش دشمنی‌ها، بلکه منافع، اقدامات عملی و پیامدهای سیاست‌های هر سه طرف است.

مردم افغانستان حق دارند بدانند که در پشت درهای بسته چه توافقاتی صورت می‌گیرد، منابع طبیعی کشور چگونه مدیریت می‌شود، چه کسانی از تداوم بحران سود می‌برند و چرا هزینه رقابت‌های سیاسی و امنیتی دیگران باید بر دوش مردم افغانستان باشد.

افغانستان نباید بار دیگر به میدان معامله قدرت‌های خارجی و ابزار رقابت‌های منطقه‌ای تبدیل شود. استقلال سیاسی، حاکمیت ملی، مدیریت شفاف منابع طبیعی و حفاظت از جان مردم، باید معیار سنجش روابط این کشور با تمام بازیگران منطقه‌ای و جهانی باشد.

شاید مهم‌ترین پرسش امروز این نباشد که آمریکا، پاکستان یا طالبان در ظاهر با چه کسی دشمن هستند؛ بلکه این باشد که در نهایت، سیاست‌های آنان به سود چه کسانی تمام می‌شود و چه کسانی بهای آن را می‌پردازند؟

 

 

منابع و مآخذ:

۱. بازرس ویژه آمریکا برای بازسازی افغانستان (SIGAR)، گزارش شماره 24-12-IP، درباره انتقال پول نقد به افغانستان و آثار آن بر ساختار اقتصادی تحت کنترل طالبان، ۳۰ جنوری ۲۰۲۴.

مشاهده گزارش رسمی SIGAR (PDF)

۲. هیات معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان (UNAMA)، توضیحات رسمی درباره انتقال پول نقد به افغانستان و نحوه استفاده از آن توسط سازمان ملل و شرکای بشردوستانه، ۹ جنوری ۲۰۲۳.

مشاهده اطلاعیه UNAMA

۳. خدمات پژوهشی کنگره آمریکا (CRS)، گزارش «افغانستان: پیشینه و سیاست آمریکا»، بررسی نقش پاکستان در حمایت از طالبان در دهه ۱۹۹۰ و تحولات بعدی.

مشاهده گزارش CRS

۴. روزنامه Dawn پاکستان، گزارش اظهارات مارکو روبیو درباره آمادگی آمریکا برای کمک به کاهش تنش میان پاکستان و افغانستان، اول نوامبر ۲۰۲۶.

مشاهده گزارش Dawn

۵. خبرگزاری Reuters، گزارش درباره حملات هوایی پاکستان به افغانستان و تلفات غیرنظامیان، ۲۱ سپتامبر ۲۰۲۶.

مشاهده گزارش Reuters

۶. Arab News Pakistan، گزارش استقبال پاکستان از آمادگی آمریکا برای تسهیل گفت‌وگو با کابل، اول نوامبر ۲۰۲۶.

مشاهده گزارش Arab News

یادداشت: این منابع برای بررسی پیشینه تاریخی، کمک‌های بشردوستانه، مواضع رسمی و تحولات اخیر به کار رفته‌اند. فرضیه وجود توافق‌های پنهانی یا هماهنگی قبلی میان سه طرف، در این مقاله به‌عنوان پرسش و تحلیل مطرح شده و نه یک واقعیت اثبات‌شده.

 

 

Afghanistan – Schauplatz der verdeckten Machtspiele zwischen den USA, Pakistan und den Taliban

Sind die offenen Feindseligkeiten nur eine Fassade für gemeinsame Interessen und verdeckte Rivalitäten?

Die jüngsten Entwicklungen zwischen Afghanistan, Pakistan und den Vereinigten Staaten werfen erneut grundlegende Fragen über die tatsächlichen Beziehungen dieser drei Akteure und ihre regionalpolitischen Ziele auf. Auf den ersten Blick kritisieren die USA die Taliban, Pakistan wirft ihnen vor, terroristische Gruppen zu unterstützen, und die Taliban machen Pakistan für militärische Angriffe und die Verletzung der afghanischen Souveränität verantwortlich. Gleichzeitig signalisiert Washington seine Bereitschaft, zwischen Kabul und Islamabad zu vermitteln.

Doch stehen sich hier tatsächlich drei völlig gegensätzliche Parteien gegenüber? Spiegeln die bestehenden Konflikte die gesamte Realität ihrer Beziehungen wider? Oder müssen auch gemeinsame Interessen, historische Verbindungen und strategische Überlegungen berücksichtigt werden?

 

Der Widerspruch in der US-Politik: Kritik an den Taliban und fortgesetzte finanzielle Unterstützung

Ein besonders umstrittener Aspekt der amerikanischen Afghanistanpolitik ist der Zufluss von Millionen Dollar in das Land seit der Rückkehr der Taliban an die Macht.

In den Jahren 2022 und 2023 gelangten durchschnittlich rund 40 Millionen US-Dollar pro Woche in bar über die Vereinten Nationen nach Afghanistan. Diese Gelder waren für humanitäre Aktivitäten sowie zur Unterstützung internationaler Organisationen und Nichtregierungsorganisationen bestimmt. Sie wurden nicht offiziell als direkte Finanzhilfe an die Taliban ausgezahlt.

Der Bericht des Sondergeneralinspekteurs der USA für den Wiederaufbau Afghanistans (SIGAR) zeigt jedoch, dass dieser Geldzufluss neben seinen humanitären und wirtschaftlichen Auswirkungen auch direkt und indirekt der von den Taliban kontrollierten Wirtschafts- und Finanzstruktur zugutekam.

Hier stellt sich eine grundlegende Frage: Wie kann ein Staat, der die Taliban nicht als Regierung anerkennt und ihre Politik kritisiert, gleichzeitig Maßnahmen verfolgen, die faktisch zur wirtschaftlichen Stabilisierung und zum Fortbestand ihrer Herrschaft beitragen?

Dieser Widerspruch zeigt zumindest, dass sich die amerikanische Außenpolitik nicht allein anhand offizieller Erklärungen und öffentlicher Stellungnahmen beurteilen lässt. Strategische Interessen, sicherheitspolitische Erwägungen und regionale Machtkalküle spielen ebenfalls eine Rolle.

 

Pakistan – vom historischen Unterstützer der Taliban zu ihrem heutigen Gegner

Auch die Beziehungen zwischen Pakistan und den Taliban sind von historischen Widersprüchen geprägt.

Die Rolle Pakistans bei der Entstehung und Ausbreitung der afghanischen Taliban kann nicht ignoriert werden. Berichte und Untersuchungen renommierter internationaler Institutionen zeigen, dass Pakistan die Taliban in den 1990er-Jahren politisch, finanziell und militärisch unterstützte. Auch der pakistanische Geheimdienst ISI spielte bei der Stärkung dieser Bewegung eine wichtige Rolle.

Islamabad betrachtete die Taliban damals als Instrument zur Ausweitung seines Einflusses in Afghanistan und zur Sicherung seiner sogenannten strategischen Tiefe gegenüber regionalen Rivalen.

Heute wirft dasselbe Pakistan den Taliban vor, die Tehrik-e-Taliban Pakistan (TTP) zu unterstützen und bewaffneten Gruppen die Tätigkeit auf afghanischem Boden zu ermöglichen.

Diese Entwicklung lässt sich nicht ohne Berücksichtigung der veränderten Interessen und sicherheitspolitischen Kalküle Pakistans analysieren. Die afghanischen Taliban und die pakistanischen Taliban (TTP) sind zwei unterschiedliche Organisationen und dürfen nicht gleichgesetzt werden. Dennoch erhöhen ideologische und historische Verbindungen zwischen bestimmten Strömungen die Komplexität dieser Situation.

Die entscheidende Frage lautet: In welchem Umfang kann sich ein Staat von den Folgen seiner früheren Politik distanzieren, wenn er selbst an der Entstehung und Stärkung einer politischen und militärischen Bewegung beteiligt war?

 

Die Vermittlungsbemühungen der USA – Lösung der Krise oder Rückkehr zu regionalen Machtspielen?

Die Äußerungen des US-Außenministers Marco Rubio vom 1. November 2026 über die Bereitschaft Washingtons, zur Verringerung der Spannungen zwischen Pakistan und Afghanistan beizutragen, stießen in Pakistan auf Zustimmung. Islamabad erklärte ebenfalls, Bemühungen der USA oder anderer befreundeter Staaten zur Erleichterung eines Dialogs mit Kabul zu begrüßen. Voraussetzung sei jedoch, dass die Taliban überprüfbare Maßnahmen gegen die bewaffneten Gruppen ergreifen, die Pakistan als Bedrohung betrachtet.

Auf den ersten Blick deuten diese Stellungnahmen auf den Willen hin, die Konflikte auf diplomatischem Wege zu lösen. Die Erfahrungen der vergangenen Jahrzehnte in Afghanistan zeigen jedoch, dass die Beteiligung ausländischer Mächte an den politischen Entwicklungen dieses Landes nicht zwangsläufig den Interessen der afghanischen Bevölkerung dient.

Während seiner zwanzigjährigen Militärpräsenz in Afghanistan arbeitete Washington mit unterschiedlichen regionalen und innerafghanischen Akteuren zusammen. Im Jahr 2021 übernahmen die Taliban erneut die Macht. Nun spricht Washington wieder von Vermittlung. Gerade deshalb müssen die tatsächlichen Ziele und Prioritäten der amerikanischen Politik kritisch hinterfragt werden.

Geht es wirklich um die Schaffung dauerhafter Stabilität in der Region? Oder vielmehr um die Eindämmung von Spannungen im Rahmen amerikanischer Sicherheitsinteressen und geopolitischer Machtkalküle?

Diese Fragen erfordern eine unabhängige Untersuchung und transparente Antworten aller beteiligten Parteien.

 

Die eigentlichen Opfer – die Menschen auf beiden Seiten der Grenze

Bei all diesen Auseinandersetzungen gerät das Schicksal der gewöhnlichen Bevölkerung häufig in den Hintergrund der politischen und militärischen Überlegungen.

Grenzkonflikte, Luftangriffe, Unsicherheit und die Schließung von Handelsübergängen haben das Leben Tausender Familien auf beiden Seiten der Durand-Linie beeinträchtigt. Berichte der Vereinten Nationen und internationaler Medien dokumentieren zudem zivile Todesopfer und Verletzte bei den jüngsten Angriffen und Auseinandersetzungen.

Die Menschen in Afghanistan und Pakistan, die keinen Einfluss auf die Gestaltung der sicherheits- und regionalpolitischen Strategien ihrer Regierungen haben, tragen die schwersten Folgen dieser Konflikte.

Während die politischen und militärischen Führungskräfte ihre Positionen innerhalb der Machtstrukturen behalten, müssen die einfachen Bürger mit Vertreibung, dem Verlust ihrer Häuser und ihres Eigentums, wirtschaftlicher Not und großer Unsicherheit über ihre Zukunft leben.

Wenn es tatsächlich um die Bekämpfung des Terrorismus und die Gewährleistung von Sicherheit geht, warum wird dann der Schutz des Lebens der Zivilbevölkerung nicht zur obersten Priorität gemacht?

 

Afghanistans Bodenschätze und der Wettbewerb um die Zukunft des Landes

Afghanistan verfügt über bedeutende natürliche Ressourcen und umfangreiche Bodenschätze. Lithium, Kupfer, Eisen, Seltene Erden und weitere unterirdische Rohstoffe machen das Land zu einem interessanten Gebiet für wirtschaftliche und politische Akteure aus der Region und der ganzen Welt.

Unter diesen Umständen ist es durchaus berechtigt, Fragen nach den Zusammenhängen zwischen Sicherheitspolitik, ausländischem Einfluss und dem Wettbewerb um Afghanistans natürliche Ressourcen zu stellen.

Geht es den ausländischen Mächten ausschließlich um regionale Sicherheit? Spielen Afghanistans Bodenschätze in ihren langfristigen strategischen Überlegungen keine Rolle? Und verfügt die Taliban-Regierung über den notwendigen Willen und die Fähigkeit, diese Ressourcen transparent und unabhängig zu verwalten?

Allerdings bedarf die Behauptung, dass die USA oder ein anderer Staat durch geheime Vereinbarungen mit den Taliban die afghanischen Bodenschätze an sich bringen wollen, konkreter Dokumente und Beweise.

Dennoch ist die Möglichkeit, dass der Wettbewerb um natürliche Ressourcen eine Rolle in den geopolitischen Überlegungen regionaler und internationaler Akteure spielt, ein ernst zu nehmendes Thema, das einer gründlichen Untersuchung bedarf.

 

Sind die Feindseligkeiten real oder gibt es gemeinsame Interessen im Hintergrund?

Allein aus den politischen und militärischen Auseinandersetzungen zwischen den USA, Pakistan und den Taliban lässt sich nicht schließen, dass zwischen ihnen keinerlei gemeinsame Interessen bestehen. Ebenso wenig kann ohne verlässliche Beweise behauptet werden, dass sämtliche Konflikte und Meinungsverschiedenheiten von Anfang an eine koordinierte und bewusst inszenierte Inszenierung waren.

Die Geschichte der Beziehungen dieser Akteure zeigt jedoch, dass Zusammenarbeit und Konfrontation in der Außenpolitik gleichzeitig existieren können. Pakistan unterstützte die Taliban einst und befindet sich heute im Konflikt mit ihnen. Die USA führten zunächst Krieg gegen die Taliban, verhandelten später mit ihnen und versuchen heute, mit den Folgen ihrer Herrschaft umzugehen.

Deshalb sollten nicht allein die offiziellen Erklärungen und die öffentlich dargestellten Feindseligkeiten im Mittelpunkt stehen, sondern vor allem die tatsächlichen Interessen, konkreten Handlungen und Folgen der Politik aller drei Akteure.

Die Menschen in Afghanistan haben das Recht zu erfahren, welche Vereinbarungen hinter verschlossenen Türen getroffen werden, wie die natürlichen Ressourcen ihres Landes verwaltet werden, wer von der Fortsetzung der Krise profitiert und warum die afghanische Bevölkerung die Kosten der politischen und sicherheitspolitischen Rivalitäten anderer tragen muss.

Afghanistan darf nicht erneut zum Schauplatz von Geschäften ausländischer Mächte und zum Instrument regionaler Machtkämpfe werden. Politische Unabhängigkeit, nationale Souveränität, eine transparente Verwaltung der natürlichen Ressourcen und der Schutz des Lebens der Bevölkerung müssen die entscheidenden Maßstäbe für die Beziehungen Afghanistans zu allen regionalen und internationalen Akteuren sein.

Vielleicht lautet die wichtigste Frage heute nicht, gegen wen die USA, Pakistan oder die Taliban öffentlich Stellung beziehen, sondern vielmehr:

Wem nützt die Politik dieser Akteure letztendlich – und wer muss dafür den Preis bezahlen?


 

Quellen und Literatur:

  1. Special Inspector General for Afghanistan Reconstruction (SIGAR): Bericht Nr. 24-12-IP über Bargeldlieferungen nach Afghanistan und deren Auswirkungen auf die von den Taliban kontrollierten Wirtschaftsstrukturen, 30. Januar 2024.

Den offiziellen SIGAR-Bericht lesen (PDF)

  1. Hilfsmission der Vereinten Nationen in Afghanistan (UNAMA): Offizielle Erläuterungen zu Bargeldlieferungen nach Afghanistan und deren Verwendung durch die UN und ihre humanitären Partner, 9. Januar 2023.

UNAMA-Mitteilung lesen

  1. Congressional Research Service (CRS): „Afghanistan: Background and U.S. Policy“. Untersuchung zur Rolle Pakistans bei der Unterstützung der Taliban in den 1990er-Jahren und zu den späteren Entwicklungen.

Den CRS-Bericht lesen

  1. Tageszeitung Dawn (Pakistan): Bericht über die Äußerungen von Marco Rubio zur Bereitschaft der USA, zur Verringerung der Spannungen zwischen Pakistan und Afghanistan beizutragen, 1. November 2026.

Den Dawn-Bericht lesen

  1. Nachrichtenagentur Reuters: Bericht über pakistanische Luftangriffe auf Afghanistan und zivile Opfer, 21. September 2026.

Den Reuters-Bericht lesen

  1. Arab News Pakistan: Bericht über die Zustimmung Pakistans zum amerikanischen Angebot, einen Dialog mit Kabul zu erleichtern, 1. November 2026.

Den Arab-News-Bericht lesen

Redaktioneller Hinweis: Die Quellen dienen der Überprüfung des historischen Hintergrunds, der humanitären Geldtransfers, der offiziellen Positionen und der jüngsten Entwicklungen. Die Annahme geheimer Vereinbarungen oder einer vorherigen Abstimmung zwischen den drei Akteuren wird in diesem Artikel als Hypothese und kritische Fragestellung behandelt, nicht als nachgewiesene Tatsache.

 


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
آمریکا پاکستان
طالبان
نظرات بینندگان:

ایمیل:
لطفا فارسی تایپ کنید. نوشتن آدرس ایمیل الزامی نیست
میتوانید نام و محل سکونت را همراه نظرتان برای چاپ ارسال نمایید
از نشر نظرات نفاق افکنی و توهین آمیز معذوریم
مطالب خود را برای نشر به ایمیل afghanpaper@gmail.com ارسال فرمایید.
پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است