|
یادداشت و گفتگو
طنز
|
منطقه که از آشوب غیرقابلکنترل میترسد، طالبان را یک شر مطلق اما قابل تحمل میداند و نمیخواهد با این شر مطلق و قدرت تخریبی مواجه شود مناسبتها میآیند و میروند؛ اما آنچه باید در زندگی ما باقی بماند و تعیین کننده است، عدالت، صداقت، مهربانی، آزادگی و مبارزه با ستم و تبعیض است اتمر با تضعیف پایههای وحدت ملی و سرکوب نیروهای مردمی، یکی از مسببان اصلی فروپاشی درونی جمهوریتی بود که در نهایت به دست طالبان سقوط کرد افغانستان دیگر ظرفیت آزمون دوباره نسخههای فاقد مطالعات راهبردی و شکست خورده گذشته را ندارد چه کسی قدرت را به طالبان تحویل داد؛ چرا پس از یک قرن، هنوز تصامیمِ اطاق های فکری در لندن، مسکو، واشنگتن و اسلامآباد بیش از ارادهی مردمِ سرنوشتساز است؟! افغانستان نه به جنگ تازه نیاز دارد، نه به تجزیه، نه به داعش و نه به جنگ نیابتی قدرتهای خارجی، افغانستان به دولت ملی متوازن نیاز دارد تمام دنیا از همسایه تا منطقه و کشورهای غربی بسوی افغانستانِ نگاه امنیتی دارند و برخی از اینها منافع اقتصادی و تجارتی خود را با این نگاه افزوده اند کسانی که در طراحی و اجرای این معامله نقش داشتند، امروز درباره نتایج آن با چنان شگفتی سخن میگویند، گویی افغانستان را همین دیروز کشف کردهاند نه حاکم، نه یک قوم، نه یک مذهب و نه یک ایدیولوژی؛ افغانستان متعلق به مردم آن است و دولت باید امانتدار حقوق و ثروت آنان باشد در صورت تبدیل اعضای این ایتلاف به مجریان بخشی از راهبرد امنیتی واشنگتن، مفهوم «نیروی نیابتی» نیز معنای گستردهتری پیدا میکند پنج سال از بازگشت طالبان به قدرت میگذرد. در این مدت، برخی تلاش کردهاند دوام حکومت طالبان را نشانهای از توانایی این گروه در حکومتداری و مدیریت بدانند هنگامی که استبداد بومی شود، تحقیر جا بیفتد، زنستیزی هنجار گردد و جنایت در حد یک خبر ساده تقلیل یابد، جامعه با مرگ وجدان، انحطاط فرهنگی و بیحسی عمیق اجتماعی روبرو است این توافق، در شرایطی شکل گرفته که معادلات امنیتی خاورمیانه و پیرامون آن در حال بازتعریف است و بازیگران منطقهای تلاش دارند جایگاه خود را در نظم امنیتی در حال ظهور تثبیت کنند آینده افغانستان زمانی از چرخه استبداد و خودسری بیرون میآید که قدرت از تقدس جدا شود و در برابر قانون، مردم و اخلاق پاسخگو گردد |